۲ پاسخ

.....

ادامش بزار گلم

سوال های مرتبط

مامان گیلاس مامان گیلاس ۱۱ ماهگی
پارت دوم🙂💕


۳۹ هفته و ۶روز بودم عصرش رفتم پیش ماما زایمان ک برام نامه بستری برا امپول فشار بنویسه خلاصه وقتی ک رسیدم پیشش بهش گفتم ک همه ورزش ها ،پیاده روی،پله زیاد،گل مغربی داخلی و خوردنی استفاده میکنم ولی از ۳۷ هفته ۱سانتم و هیچ پیشرفتی نداره و ترشح دارم قبول نکرد واسم بنویسه گف تا دو روز دیگ اگ زایمان نکردی اون موقع الان نمیشه ولی الان ی کمکی بهت میکنم و منو برد اتاق معاینه برام تحریکی انجام داد و گف تا فردا مطمئن باش زایمان میکنی منم همون موقع ک از تخت بلند شدم ی درد بدی زیر شکمم گرف و همینجوری توی راه هی می‌گرفت دل میکرد من میگفتم بخاطر معاینه هس ولی تا رسیدم خونه یکم توجه ک کردم دردام هر ۷دقیقه بود ولی قابل تحمل کم کم ب ۴دقیقه ی بار رسید رفتم ی دوش گرفتم شدیدتر شد ب ماما زنگ زدم گف برو بیمارستان ی معاینه کنن و بهم خبرشو بده منم رفتم گفتن هنوز ۱سانتی😮‍💨😖 اینجا ساعت ۱۱و نیم شب بود ی ان اس تی گرفتن و تا ساعت ۱و نیم پیششون بودم گفتن برو خونه بستری نمیشی با ۱سانت منم با ناامیدی کامل و درد برگشتم شوهرمم باید ساعت ۶میرف سرکار گف من یکم بخوابم ک حداقل توی راه خوابم نبره...

ساعت ۳و نیم دردام دیگ خیلی شدید شد ب خواهرم زنگ زدم گفتم من دردام آروم نشدن (خواهرم از همون اول شروع دردام باهام در تماس و پیام بود) رفتم شوهرمو بیدار کردم با گریه گفتم دیگ نمیتونم تحمل کنم اونم زود زود منو برد بیمارستان ب خواهرم هم زنگ زدم گفتم بزار مامانم بیاد بیمارستان😭
مامان جوجو ممد مامان جوجو ممد ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲

دوباره رفتم پیش ماماخصوصی معاینه کرد گف سر بچه قشنگ تو لگن عالیه زایمانت خیلی راحته منم خوش و خرم رفتم سراغ بیمارستان خصوصی واسه هزینه ها ک گفته بودن بعد عید خیلی بالا رفته خلاصه ک بیمارستان قمر گف هزینه زایمان طبیعی ۳۰ میلیون و با بیمه شماهم قرار داد نداریم باید فاکتور بدین از اون طرف هم ۱۵ میلیون ماماخصوصی گفته بود میگیره
هیچی دیگه گفتم پول ماماخصوصی نوش جانش ولی چرا وقتی خودم میخوام پاره شم ۳۰ میلیون ب بیمارستان بدم
رفتم پیش ماماخصوصی گفتم هزینه های قمر خیلی بالا واسه ی زایمان طبیعی واقعا حالا سزارین باشه ی چیزی گفتم بیا بیمارستان دولتی هرچی بخوای میدم گف ن نمیشه ماماخصوصی بیمارستان دولتی نمیزارن بیام با کلی ناراحتی برگشتم خونه
شبش زنگ زد گف یکی از بهترین ماما همراه های مرکز واست قرارداد میبندم میاد حکیم کنارته زایمانتم ک دکترای حکیم خودشون میگیرن کارشون خوبه نگران نباشه
گفتم باشه رفتم قرار داد بستم هزینه واریز کردم گف واست ۲ ساعت کلاس میزارم ک یادت بیاد کلاسای آمادگی زایمانو
بعد از اون کلاس ک اومدم بیرون سرگیجه داشتم گفتم اشکال نداره حتما هوا گرمه و اینا ولی دیگه نمیتونستم راه برم زنگ زدم شوهرم اومد دنبالم رفتم خونه مامانم فشارم گرف مامانم ۸ بود
زنگ زدم ب ماما همراه گفتم اینطوری شدم گف تو مطب هم فشارت ۱۰ بوده یکم استراحت کن خوب میشی
تا بعد از ظهر صبر کردم دیدم خوب نشدم گیج میره سرم هنوز
زایمان طبیعی زایمان سزارین
مامان ☆کیاناولیانا☆ مامان ☆کیاناولیانا☆ ۲ ماهگی
مامان آرنیک🥺🩵 مامان آرنیک🥺🩵 ۷ ماهگی
#زایمان طبیعی پارت1
من 39هفته و دو روز زایمان کردم
هفته اخر درد داشتم ولی میترسیدم راه نمیرفتم ک دردم نگیره بچه بشدت پایین بود فقط میخاس من راه برم
از وقتی رفتم تو 39هفته دو روز از صبح تا عصر میرفتم بیرون الکی راه میرفتم تو شهر
درد داشتم ولی زده بودم به اون راه ماما همراهم گفتم اینجوری ام گف نزدیکی کن
دیگ شبش نزدیکی کردم خوابیدم
من اصلن تو این چند روز ترشح نداشتم...
خوابیدم صبح بیدار شدم کلا ی جوری بودم فقط بیدلر میشدم ی چیزی میخوردم جلوی گشنگی منو بگیره سریع باز خودمو میزدم ب خواب تا 11ونیم ظهر
مامانم همسایمه..
ساعت ۱۱ و نیم مامانم زنگ زد حالم رو بپرسه یکم درد داشتم بهش گفتم یکم درد دارم گف بیا اینجا بشین تنها نباش تو خونه..
رفتم خونه مامانم داداش و زنداداشم هم اونجا بودن
انقباض داشتم ولی نامنظم..
اونجا بودم یکم ناهار خوردم دیگ ساکت بودم حرفی نمیزدم انقباضم میگرف یکم تکون میخوردم در حد 20یا 15ثانیه بود
ساعتای 2بود داداشم گف فاطمه چیکاری ی جوری هستی
خندیدم گفتم درد دارم ازم پرسیدن چجوریه گفتم اینجوری
همونجا هم انقباض گرف کمرمو خم کردم گفتم کمرم میگیره و زیره دلم سنگ میشه زنداداشم گف برید بیمارستان
ب ماما همراهم هم پیام دادم گف اگ انقباضه بیا بیمارستان
دیگ اومدم خونم تند تند ی دوش گرفتم حاضر شدم همینجوری تو خونه راه میرفتم تا شوهرم از سرکار برسه و ماشین بگیریم بریم بیمارستان
چون ما از شهرستانیم باید زود میرفتیم دیگ تا ماشین اومد حرکت کردیم ساعت شد 4
همینجوری هر 10دقیفه 15دقیقه دردم میگرف در حد چند ثانیه و تند تند ادرار
و...
مامان آرسام🩵وآیلین💜 مامان آرسام🩵وآیلین💜 ۱۵ ماهگی
مامان لیانا مامان لیانا ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
۳۷ هفته و ۱ روز معاینه شدم گف دو سانتی منم کلی ورزش و پیاده روی چیزی نمونده ک نکردم بعدش لکه بینی داشتم ترشح زیاد بعد چن روز درد خفیف داشتم با هر بار نزدیکی انقباض میگرفتم با استراحت خوب میشد ولی من میدونستم موقه درد اگ ورزش انجام بدم و برم معاینه همون روز زایمان میکنم برا همین با وجود درد رفتم معاینه ۱۸ دی بود ۵ یا ۶ بار معاینه کرد همینجا زایشگاه خودمون تز بس معاینه کرد بار شدم گف ۴ سانتی زود باید بری پیش دکترت وسایلم برداشتم قبلش دوش آب گرم گرفته بودم رفتم پیش دکترم معاینه کرد گف ۳ سانتی گف ورزش کن پله بالا پایین رفتم خونه خواهرشوهرم ک نزدیک بیمارستان تا شب ۵ سانتی شده بودم ولی دردام سرد بودن قابل تحمل بود بعد خودش ورزش با توپ بهم داد پیاده روی کردم خیلی نزدیک ۱۰ سانت بودم ولی بچم نميومد اونقدرا پایین نبودش با کلی زور بلاخره اومد بعدش خونریزی شدید داشتم و ی چی دیگ هم گف موقه زایمان گرفتم نمیدونم اسمش چیه گف اگ خونریزیت قط نشه خون میزاریم برات حتی سوند گذاشتن برام چون حالم خوب نبود ولی بعدش گف غذا بخور راه برو اگ سرگیجه اینا نداشتی مرخص میکنیم اگ داشتی بستری میمونی ۱۸ دی درد کشیدم تا ۱۹ دی صبح ساعت ۴ ونیم زایمان کردم