سوال های مرتبط

مامان پری ماه🍒🍓 مامان پری ماه🍒🍓 ۱ ماهگی
پارت آخر
بش گفتم کی میتونم برم پایین گف تا اسپاینال بشی گفتم فارسی بگو گف پاتو تکون بدی گفتم خو میتونم گف بده ببینم
پامو اوردم بالا جفتشو
کلی تعجب کرد همه داشت تعریفم میدادن
دکتر رف و دکتر بیهوشی اومد پیشم و باهام کلی صحبت کرد گفتم کر میرم گف تا پاهاتو بلند کنی تکون دادم و اوردنم پایین
بچه م اوردن پیشم
خیلی لحظات شیرینی بود و خیلیم سخت بود اصلا درد نداشتم
ساعت ۱۱ و ۴۰ دیقه تو بخش بودم
دکتر گف ساعت ۵ باید پاشی راه بری
از ساعت چهار بهم مایعات دادن
و شیاف زدن برام
ساعت پنج بلند شدم درد زیادی نداشتم
شب خودم دور بچه بودم
تا صب چندین بار بلند شدمو رفتم و اومدم
دکتر صب ک اومد گفت ک بچه ات از حالت سفالیک تغییر کرده بود و عرضی تو پهلوهات بود
خدا بهت رحم کرد
موقع برش گفت ک دستش سمت ما بود عمل سختی داشتی
برا همین عملت طول کشید
خدا بهت رحم کرد فشار گرفتت و نموندی تا زایمان طبیعی کنی‌
خلاصه ک من عاشق دکتر شدم
دستش خیلی سبک و خوبه
خیلیا اونجا تعریفش میدادن ک بخیه هاش عالین
منم خداروشکر خیلی راضیم
دیروز مرخص شدم و الان با نی نی خونه م
مامان لنیا مامان لنیا ۵ ماهگی
پارت۳
از ی طرف خیلی خوشحال بودممم از طرف چشام پر اشک میشد نمدونم چ حسی بود دیگ سریع زنگ زدن دکتر ارمان پور گفتن بفرستینش بالا و من رفتم زایشگاه...
اونجا بردنم یه اتاق ک توش ی تخت معمولی بود تخت زایمانو فک کنم دستگا برابچه بودو وان حموم و سرویس بهداشتی ...
ساعت ۲ رفتم تو اتاق منتظر نشستم اومدن nstوصل کردن گفتن ببینیم نوار قلبش چجوریه ک دارو شروع کنیم....
تا ساعت ۴ ماما اومد چک کرد بعد معاینه کرد گفت یک یکونیم هستی رفت ی شلنگ مانندی اورد با سرم اسمش بالون بود دکتر اومد گذاشت داخل و رف داخلش سرم زدن تا اون باد بشه تا ساعت ۶/۳۰دقیقه بود ک اومد معاینه کرد دید در اومد بالون گفت ۴سانت شدی منم زنگ زدم ب ماما همراهم سریع یکیو فرستاد بماند ک خودش نیومد😒
خلاصه اومد امپول فشار داخل سرمم زد گف باشه منم دردام میگرف و ول میکرد اوایل مث پریودی بود ۵دقه میگرف ۲۰ثانیه ای شاید منم نفس عمیق میکشیدم تند تند تا بدنم رها بشه...
ساعت تعویض شیفت ماما شد یکی دیگ اومد خودشو معرفی کرد ک من ماما شما هستم از الان اونم اومد معاینه کرد ی دفعه ی اب سبز رنگی اومد ک رفتن دکترو اوردن گف نترسیا ولی بچت مدفوع کرده اگ مشکلی باشه سزارین میکنیم ...
مامان آرسام🩵وآیلین💜 مامان آرسام🩵وآیلین💜 ۱۶ ماهگی
مامان آیهان 🩵 مامان آیهان 🩵 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان ۵
دیگ ۶ ب بعد غیر قابل تحمل شده بود دردام زیاد بود و معاینه شدم ۲ سانت بودم
دیگ میگفتم زنگ بزنین ب ماماهمراهم بیاد میگفتن زوده ۴ ۵ سانت بعد ولی مگه من حالیم بود کمردرد امونم و بریده بود و داد میزدم و دستشویی هم داشتم گفتم برم دستشویی گف نمیشه سوند میذارم گفتم نمیخوام پس گف نه میذارم ب زور گذاشت و واقعا سوخت دیگ گلایه هم میکردم میگف سوسولی درد نداره ک خلاصه شیفت عوض شد و دکتر اومد گف هنو ۲ سانتی کیسه ابشو بزنین کیسه ابمم و زدن و واقعا درد نداشت یهو زیرم خیس خیس شد و تمام
دوز ۵ قرصمم گرفتم ک زایشگاه ۳ بار پر شد و خالی شد و من نزاییدم ساعت ۹ شب دیگ داد میزدم ولی کسی توجهی نمی‌کرد هر ۱ دقیقه دردا میگرفت ۴۵ ثانیه و ول می‌کرد و تو همون ۱ دقیقه خوابم می‌برد و باز دوباره شروع می‌شد دیگ رفتم با هزار خواهش دستشویی و اومدم دکتر اومد ساعت ۹:۵۰دقیقه گف بخواب معاینه کنم منم التماس ک توروخدا منو ببر سزارین گف بخوای خوابیدم و بازهم دوساعت بودم گف آماده اش کنین ببرین اتاق عمل
مامان مامان تیام 🩵 مامان مامان تیام 🩵 ۳ ماهگی
زایمان طبیعی
پارت ۵_ ادامه یه ماما خوش اخلاق اومد دید گریه میکنم گف بیا معاینت کنم ببینم چقد مونده به زایمانت اونم معاینه کرد گف تا عصر بچت بغلته گریه نکن تحمل کن منم ک دردام شدید بود نمیتونستم حرف بزنم گفتم بیا نوار قلب اینا رو باز کن برم دسشویی باز کرد رفتم دسشویی زور میومد فک میکردم مدفوع دارم به اون ماما گفتم گف هر وقت زور اومد زور بزن به خودم ابگرم میریخدم یکم دردام بهتر میشد گف بیا بیرون پروندمو نگاه کرد فامیلیمو دید گف تو فلانی رو میشناسی گفتم اره پسر عمویه بابامه گفتم چطور پسر عمویه بابام هم کارمند بود گف همکار بابامه گفتم چه بهتر توروخدا تو بمون پیشم گف تو برو زیر دوش ابگرم من برم به جای خودم یه ماما بزارم و گف ک وقتی درد داشتی زیر اب پاهاتو بالا پایین ببر فک کن ک لباس میشوری گفتم باشه رفت اونم منم اصلا نمیتونستم بکنم دردام شدید بودم نشسته بودم زمین جیغ زدم اومد گف بیا رو تخت و وسایل زایمان اینارو اماده کرده بودن گف دراز بکش بازم معاینت کنم کرد گف ۶ سانتی خوب پیشرفت کردی و دستشو کرد تو گف هر وقت دردت اومد بهم بگو اون که دستشو تو کرده بود دردام کم میشد ولی هر وقت دردم میومو میگفتم دیدم با دستش پارم میکنه اون ماما اینا بالا سرم بود به اونا چشم زد که فولش کردم یعنی منم دیدم یه ماما گف بزا منم معاینش کنم گف ۸ سانته بابا چطور این کارو کردی گف کردم دیگ بهم گفت تو دسشوی چطور میشینی همینجور بشین وقتی درد داشتی زور بزن منم زور میزدم گفتن دراز بکش پاهاتو بالا ببر زور بزن گفتن سر بچرو میبینیم زود بی حسی اینا زدن و برش زدن اینا سر بچه اومد گف محکم زور بزن با ۳ تا زور محکم پسرم به دنیا اومد دردام کلا رف و جفت تو بود گف ۲ تا سرفه کن اونم با سرفه و زور اومد