حس میکنم اون لحظه بغلش کنی آروم بشه
یا امروز مینشستی اون رو تو بغلت می گرفتی خودت کفش رو امتحان می کردی
دختر منم همینه دقیقا از این ترسا زیاد داره از خیلی وقت پیش همراهش هست دیگه دیوونه شدیم واقعا فک نمیکردم بچه دیگه ای اینجوری باشه اما رفته رفته بهتر شده مثلا ادمهایی که قبلا تو اقوام میدید یهو گریه میکرد الان دیگه گریه نمیکنه
دقیقا داری دختر منو میگی
پسرمنم اونطوری بود اوایل ولی انقد بردمش بیرون و پارک و اینور اونور ک الان براش عادی شده دیگه،یه عکس درست حسابی ازش ندارم چرا؟چون از آتلیه میترسید😑
دختر منم میاد بغلم زود میگه مامان ترسیدم بغلش میکنم میگم از کی ترسیدی مگه اینجا چیزی هست من همیشه کنارتم و آروم میشه مطمعنش میکنم من همیشه هستم هیچ خطری تهدیلش نمیکنه
ببین بعضی اوقات طبیعیه کاریش نمیتونی بکنی مثل غریبه یا دکتر رفتن ولی گاهی مثل صدا تو خونه ، هر وقت صدا میاد توام بدو برو بغلش کن بلند بخند بگو ا صدای دلره یا ا صدای ترقه ست کم کم یادش میره ، دختر منم همین جور بود ما تازه اثاث کشی کرده بودین و از خونه جدید خیلی میترسید و هر همسایه ای میومد برای تجهیز صدا داشت داد میزد گریه میکرد و هر دفعه من بغلش میکردم و میخندیدم میگفتم همسایه ست داره مثل ما کابینت میزنه کم کم خوب شد
واییییییی یعنی کککپپپپپپ بچه منه ، حتی میترسه غذا بخوره . دهنمون سرویسه باهاش.
اره دخترمنم همینطوره
مطب دکتر میخوایم بریم معاینه کردنی چنان گریه ای راه میندازه انگار زدنش
خدا شاهده میخوام ببرم ازمایش جرات ندارم میگم این کارایی ک این میکنه ی وقت سوزن یجاییش میره
فکر میکنم طبیعیه چون دختر منم جدیدا همینطور شده خیلی بیشتر بیرون میبرمش و باهاش همراهی میکنم کمکم داره بهتر میشه
بچه های من هم اینجورین مثلا بهداشت میریم نمیذاره قد ووزنشو بگیرن
دختر منم یکی میاد طرفش میترسه مخصوصا اگه بچه باشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.