یه عکس بود از بشقاب میوه ای که توش چند تا گوجه سبز هم بود ، هر چی خواستم عکسشو بذارم و نکته شو بگم *نتونستم* !

صدای کودکیم توی گوشم بود
وقتی که بابا اردیبهشت ماه برامون گوجه سبز میخریدن و می گفتن اینا رو مدرسه نمیبرید ! این میوه ها فقط برای توی خونه خوردنه ...

یا وقتی غذای متفاوتی داشتیم مامان یه ظرفشو به همسایه می دادن ، میگفتن بوی غذا از خودش خوشمزه تره یه ظرف بدیم نکنه هوس کنن .
*این قسمت از کودکی من شده خودِ خودِ من ♥️*

سختمه عکس غذا به اشتراک بگذارم
تا به حال عکسی از رستوران هایی که رفتم نذاشتم
عکس از غذاها و میوه ها و ...
با اینکه این روزها این عکس گذاشتن ها مرسومه *ولی زورِ تربیتِ بی کلام* ، تربیتی که عجیبن شده با تک تک لحظه های کودکی *بیشتره...*

*امروز بیا به خودمون وصل بشیم
ببینیم تربیتِ بی کلام مون چی به امروز و فردای بچه جونامون میده...*
اون چیزی که سال ها بعد میگه من از پدر مادرم دارم چیه دقیقا 🤌🏻
@mamanino

تصویر
۹ پاسخ

چند روزه تو گهواره نظرات متفاوت مامانا هست برای موضوعاتی این مدلی گفتم اینو بزارم خالی از لطف نیست نظر خانم دکتر کوثر یاوری (دیگ هرچی باشه تحصیلات عالی از برترین دانشگاه کشور رو‌دارن)

منم همیشه خوراکی میخریدم مامانم میگف بیار خونه بخور .‌. واقعا اینجوری بزرگ شدیم ما

دقیقا منم
هیچوقت نمیتونم عکس از غذا و خوراکی بزارم عکس میگیرما ولی به اشتراک نمیزارم

درخواست دوستی دادم🌱
بوی آدم حسابی بودن از تاپیکت اومد عزیزم🌹💕

من اولین باری که اینستا وصل کردم سال ۹۵
۱۹ سالم بود
از همون اول بدم میومد از یه خوراکی عکس بذارم
یادم نمیاد تا حالا اینکارو کرده باشم مگر تو خوابگاه چیز نوستالژی بوده
گذاشته باشم
دقیقا هم همیشه این حرفا تو خونمون بود

زیبا بود عزیزم لذت بردم از کلام به کلامش ، مرسی بابت اشتراک گذاریت

منم خیلی حساس رو این چیزا. نه تنها عکس میوه عکس هرچی که باعث بشه حتی یه نفر تو دلش بگه کاش منم داشتم کاش مال منم اینطوری بود. ولی متاسفانه خیلی ها رعایت نمیکنن.

اره دقیقا منم عین شمام.زمان ما به خیار و نارنگی که بوش میومد خیلی حساس بودن.اما ماشالله مامان و بابای الان بشقاب میوه های استوایی درست میکنن برا مدرسه بچه.

بابای من تو خونه کباب درست نمیکرد هیچوقت میگفت بو میپیچه کسی دلش میخاد

سوال های مرتبط

مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۱ ماهگی
و اینچنین بود که گلباران شدیم به لطف برادر عزیزمون، محمدعلی😄😂
خودشم نشسته نگاه می‌کنه
خوب شد گلاشون مصنوعی بود🤦🏻‍♀️

یه چیزی رو میخواستم تعریف کنم که چند روزی هست توی ذهنم ‌می‌چرخه...
گفتم با یه عکس خودمونی باشه بهتره😁
میشه از عکس های قشنگ و گوگولی استفاده کرد✨
ولی احساس میکنم همین مدلی که باشه انگار مخاطبم اومده خونه‌مون و دارم براش تعریف میکنم، اگرچه اینجا هم خونه‌ی خودمون نیست ولی به هر حال فعلا داریم زندگی می‌کنیم دیگه🙃
حالا ماجرا رو بگم🌝
چند روز پیش ما اومدیم خونه‌ی قبلی رو تحویل بدیم و برگردیم قم، شوهرم و بچه ها جلوتر رفتن، منم در ساختمون رو بستم و اومدم بیام که دیدم دخترم رسیده جلوی پله ها و می‌ترسه بره پایین، دستشو گرفتم، اون حتی من رو ندید ولی همین که دستش رو گرفتم انگار حسابی شجاع شد و خودش از پله ها رفت پایین🫠
تا زمانی که من رو نزدیک خودش حس نکرده بود اون شجاعت لازم برای کاری که فکر میکرد سخت و خطرناک هست رو نداشت🥲
خیلی وقتا بچه ها آینه‌ی خودمون هستن، توی این موقعیت احساس کردم چقدر رفتار دخترم شبیه رابطه من و خدا بود، رابطه هر بنده‌ای با خدا... تا وقتی که خودمون رو تنها میبینیم حس میکنیم از پس تصمیم های سخت و موقعیت هایی که برامون ترسناکه نمیتونیم بر بیایم، وقتی با یه نشونه‌ای، یه اتفاقی، با یه توسلی خدا رو کنار خودمون پیدا میکنیم انگار دلمون گرم میشه و تازه میتونیم با اطمینان به اون موقعیت نگاه کنیم تا راه عبور رو پیدا کنیم...
اگه کمی عمیق‌تر به زندگی نگاه کنیم درس های قشنگی برامون داره🥰
#فرزندپروری
مامان یونس🌜 و السا⭐ مامان یونس🌜 و السا⭐ ۲ سالگی
کارت ها و عکس های سیاه و سفید رو یادتونه که میگفتن زیر یک سال خیلی خوبه براشون؟

من هنوز اینا رو برای السا میزارم
هر سری هم عکس های جدید از گوگل میگیرم و کپی میکنم براش

مثلا این عکس ها رو چسبوندم
و به السا میگم گیلاس رو نشونم بده

(این عکس ها درشت هستن
کلی عکس ریز تر سیاه و سفید هم کپی کردم که تازه با اون ها سخت تر شد)


بچه ها این جور بازی هایی که باعث میشه بچه چشمش رو بگردونه و دنبال یه چیزی توی ده ها تصویر بگرده
اصطلاحا میگن نگاه جستجوگر رو تقویت میکنه(searching )
خیلی روی توجه تاثیر داره
مثلا اگه بچتون دنبال مثلا توپش هست اونو نمیبینه با اینکه جلو چشمش هست این تمرین خوراک شماست😂

و اگر بپرسید با فلش کارت های رنگی نمیشه انجام داد؟

باید بگم چرا میشه
اما میگن عکس هایی با رنگ های سیاه و سفید و قرمز انگار رنگ های اولیه هست که چشم شناخته
تشخیص شکل ازشون راحته
اما تصویر رنگی برای شروع شاید یکم حواس رو پرت کنه

حتی میگن اولین بادکنک هایی که به نینی میدید سفید و مشکی و قرمز باشه
مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
روز قشنگیه.
هوا سرد، آسمون آبی آبیه، کیفیت هوا پاک.
کوه های اخر بلوار با بالاترین وضوح دیده میشه.
همه چیز برای یه پیاده روی فراهمه، میریم پیاده روی، دخترکم میره وسط بساط میوه فروش و گوجه میخواد.
پلاستیک گوجه شو خودش حمل میکنه.
تو مسیر برگشت یه گربه در حال غذا خوردنه، می ایسته و با دقت تماشاش میکنه.
تو کوچه خونمون میره تو چاله آب و شلپ شلوپ میکنه به قول خودش.
تو حیاط قشقرق میکنه که نریم خونه، از اون قشقرق های شیرینه.
از اون وقتها که مادریم عالیه، که حلش میکنم با ملایمت.
اینقدر همه چیز با کیفیته که میایم خونه میشینه کنار بخاری تا شیر گرم و خرما بخوره اونم تو لیوان، بدون اینکه بریزه روی زمین.
غذاشو که دوست نداشته میخوره.
من بساط قیمه رو میذارم،از اون ها که داخلش هل میندازم و چوب دارچین.
دغدغه اون لحظه م اینه که همسرم که اومد با هم چای بخوریم یا قهوه؟
کنارش هم از شیرینی پنج لوز بذارم که برام سوغاتی آورده.
همین امروز اپیزود جدید رادیو دیو رو گوش میدم، موزیکی که با صدای موجودات زیر دریا ساخته شده مسخ کننده س.
حتی برای رز.
قشنگی این لحظه ها با صدای رز که ماه رو دیده از پشت پنجره تکمیل میشه.
از من میخواد که پرده حریر رو بدم کنار با وضوح ببینه.
عروسکشو میاره و بهش میگه ماه رو ببین.آسمون.سلام کن.
راستش....این روز قشنگ باید همین شکلی ادامه پیدا میکرد.
نه اینکه ما به عنوان مادر و پدر نگران آینده باشیم.
نه اینکه روز به روز سرمایه مون کمتر شه.
نه اینکه زحمتمون بدون اینکه ما دخیل باشیم رو به پوچی باشه....
اما من مادرم.
دل میبندم به همین روتین ها.
به همین تماشای ماه.
به اهنگ دلخواه دخترمو پلی کردن و رقصیدن.
که فعلا رسالتم همینه....
مامان نفسی و تودلی مامان نفسی و تودلی ۲ سالگی
این روزها خیلی به روزهای اولی که دخترم بدنیا اومده بود فکر میکنم؛نمیدانم به خاطر اینکه دوماه دیگه پسرم بدنیا میاد یا اینکه در آستانه ۲سالگی دخترگلی خونه هستیم.خلاصه خواستم یه خاطره از روزهای اولی که بدنیا اومد رو باهاتون به اشتراک بزارم
۳ سالی که با همسرم تهران زندگی کردیم هیچ وقت نشد بریم نمایشگاه کتاب؛اولین سال ماشینمون خراب شد و تعمیرگاه بود،سال دوم ماموریت بود و سال سوم من باردار بودم و خانه مادرم اومده بودم،سال سوم یعنی ۱۴۰۳ اردیبهشتش توی تایم نمایشگاه قرار بود نویسنده کتاب آبنبات هلدار سری جدیدی از آبنبات رو منتشر کنه و توی نمایشگاه جشن امضا گذاشته بود،پست ناشر رو برای همسرم فرستادم به امید اینکه شاید توانست و رفت و کتاب رو با امضا برام خرید اما خب میدانستم اون روز شیفته و نمیتوانه بره،خلاصه نرفت و این قضیه یادمون رفت تا اینکه دخترم مرداد بدنیا اومد  و من حالم به شدت بد بود نگو سرماخورده بودم(پیش ۲تا دکتر رفتم گفتن از عوارض بی حسی سزارینه و...)خلاصه سرماخوردگی به دخترم هم منتقل شد و نوزاد ۴روزه چنان سرفه میکرد که هیچ کس باورش نمیشد تا اینکه بلافاصه رفتیم پیش متخصص و اونم نامه بستری داد از وقتی که گفت باید بستری بشه تا وقتی که نشستم روی صندلی و دیگه نفهمیدم چی میگه و از مطب
مامان پسر وروجک مامان پسر وروجک ۲ سالگی
⭕️ در تربیت جنسی کودک ۳ تا ۶ سال چه نکاتی را رعایت کنیم ؟
1⃣ در هنگام سوال پرسیدن کودک با خیلی سول خوبی پرسیدی و خودم می خواستم بهت بگم این موضوع را شروع کنید
2⃣ وقتی کودک سوال می پرسد، از کودک بپرسید دقیقا منظورت چیه ؟ این سوال از کجا به ذهنت آمد(پشت ذهنی کودک را بپرسید)
3⃣ در انتهای پاسخ دادن تان به کودک بگویید که بعدا هم اگر سوالی داشتی در رابطه با همین موضوع دوباره بهم بگو
4⃣ نظر کودک را راجب سوالش از خودش بپرسد؛ تو چی فکر می کنی ؟
5⃣ در جواب فرق دختر و پسر چیست، بگویید؟ در یکسری ویژگی های ظاهری شان باهم فرق دارند و می توانید توضیح دهید با شکل های انیمیشنی
6⃣ در جواب من عروسی شما کجا بودم ؟ تو بعد از ازدواج ما به دنیا آمدی و تو دل من بودی و بعد به دنیا آمدی
7⃣ در جواب سوال من چطوری به دنیا آمدم ؟ مامان و بابا باهم ازدواج می کنند و مامان و بابا همدیگر را دوست دارند و وقتی همدیگر را می بوسند و وقتی تصمیم می گیرند که بچه دار بشند ، یک دونه از بدن مامان و بابا باهم ترکیب میشه و تو دل مامان می مونه و مامان غذا می خوره و بعد از مدتی به دنیا می آید
8⃣ جواب سوال ناف چیه ؟ یک بندی بهش وصله که وقتی نی نی تو بدن مامانه از اون طریق غذا وقتی مامان می خوره به نی نی می رسه
9⃣ بچه چطوری به دنیا می آید؟ از شکم مامان بچه بیرون می آید
🔟 تماس فزیکی و لمسی زیاد با کودک تان داشته باشید.
https://t.me/goftardarmani_aali
از کانال تلگرام ی گفتار درمانی/نیایش عالی
مامان پسر وروجک مامان پسر وروجک ۲ سالگی
#ادامه طرحواره ها
نیاز بعدی: نیاز خود دوستی:
اگر نیاز خود دوستی ارضا نشه 3تا طرحواره روبه دنبال داره
۱-طرحواره اطاعت

2-طرخواره ایثارگری

۳-طر حواره تأئيد طلبی

ما باید در نخستین سالهای کودک این حسو بهش بدیم که نیازهای تو نسبت به نیازهای دیگران الویت داره ولی خیلی وقت ها می بینیم که این رفتار ها توی فرهنگ ما نکوهش
میشه مثلاً مهمون بیاد خونمون عروسک به بچمون رو بزور میگیریم به مهمون میدیم یا وقتی یه خوراکی برای بچمون خریدیم خوراکی بچه مون رو به زور از دستش میگیریم میگیم مامان زشته باید تعارف کنیم استدلالمونم اینه خب این بچه خودخواه میشه بله ما آموزش رو باید بدیم ولی قبلش با کتاب خواندن داستان گفتن با آموزش غیر مستقیم یاد بدید مثلا وقتی به خوراکی میگیرید یا دارید میخورید من مهربونم با دیگیران تعارف میکنم ولی قرار نیست بچه رو مجبور کنید. بچه مجبور نیست به

دیگران اسباب بازیشو امانت بده مجبور نیست که به دیگران خوراكيش رو تعارف کند ما روی امانت دادن و مهربونی فرزندمون
کار میکنیم اما اجبار که تو باید خواسته دیگری رو باید به خواسته خودت ترجیح بدی رواصلا اصلا و الا فرزندتون خود دوستی رو
یاد نمی گیره خودش رو دوست نخواهد داشت و می بینید که این دوست نداشتن خود با زندگیشون چکار کنه میتونه طر حواره های ایجاد کنه که توی تاپیک های بعدی میگم