پسر قشنگم، فرشته کوچولوی نازم


امروز اگه بودی ۲۴ روز از اومدنت به این دنیا میگذشت ۲۱ روز که میتونست پر باشه از عطر تنت،صدای نفس های کوچولوت و نگاه های معصومانه ات، دلم برای خودت ، برای این ۲۴ روز نگذشته، و برای روزهایی که میتونستیم با هم داشته باشیم یه دنیا تنگ شدهه
دلم برای روزهای باردارییم تنگ شده، برای اون حس قشنگ که داشتمت، برای تکون خوردنات، برای تمام رویاهایی که با حضورت تو دلم پرورونده بودم هر بار که بچه ای رو بغل میکنم ته دلم یه بغض سنگین میشینه یه حس غریب که دلم میخواد از ته دل گریه کنم ولی خب سعی میکنم صبور باشم جلوی بقیه لبخند بزنم نشون بدم که قوی ام..


اما تو خلوت خودم…تو خلوت خودم فقط مال منی اونجا من ازادم که برای تو عزاداری کنم، ازادم که تمام این دلتنگی ها رو فریاد بزنم و برای نبودنت اشک بریزم تو همیشه تو قلب منی، پسر قشنگم.یه تکیه از وجودم که برای همیشه جای خالیش حس میشه..


دوستت دارم فرشته اسمونی من🪽👶🏻❤️‍🩹

۱۱ پاسخ

بچه منم اگه بود الان یک سال ودوماهش بود خدابه هممون صبر بده وی بچه بهتر جایگزین کنه

کاملا درکت میکنم منم ۱۶روزه دختر۵۱ روزم ازدست دادم چقدر حرفای دلمو زدی دارم میمیرم ازدلتنگیش😭😭😭😭😭

انشاا..روزهای خوبی داشته باشی و جاش سبز بشه
هر اتفاقی که میفته یک درس هست و باید سعی کنیم قوی باشیم و امید ب زندگی و روزهای زیبا داشته باشیم ☺️

خیلی زجر آوره اون تاریخی که قرار بود به دنیا بیاد ۲۱ دی درست ۱۰ روز با تولد خودم فاصله داشت چقدر از دی ماه متنفرم ۵ سال میگذره ولی غمشو هنوزم دارم 😭😭

چقد سخته درکت میکنم منم حس بدی رو تجربه کردم و همیشه ته دلم غمگینم برای بچه ام که سقط کردم😭😩

عزیزم درکت میکنم منم از دست دادم ولی باید قوی باشیم خدا یکی بهترشو کنار گذاشته برات

عزیزم درکت میکنم من پسر 52 روزم از دست دادم بااین حال که یه دخترم دارم ولی یه بچه نوزاد که میبینم دنیا روسرم خراب میشه شاید باورت نشه الان که اینارو خودم دارم باگریه برات مینویسم منم خیلی دلم برا ساواش تنگ شده😭 😭 😭

برات ارامش ارزو میکنم

متاسفم🖤

😭😭😭

این حس منم دارن هشت ماه که پسرمنم نیست 37هفته بع دنیا اومد بعد یه هفت تودستگاه فوت شد😔😔😔

سوال های مرتبط

دوفرشته آسمونی دوفرشته آسمونی قصد بارداری
دخترکم، فرشته کوچولوی من


امروز اگه بودی، ۲۱ روز از اومدنت به این دنیا می‌گذشت. ۲۱ روز که می‌تونست پر باشه از عطر تنت، صدای نفس‌های کوچولوت، و نگاه‌های معصومانت. دلم برای خودت، برای همین ۲۱ روز نگذشته، و برای تمام روزهایی که می‌تونستیم با هم داشته باشیم، یک دنیا تنگ شده

دلم برای روزهای بارداریم هم تنگ شده. برای اون حس قشنگی که داشتمت، برای تکون‌هات، برای تمام رویاهایی که با حضورت توی دلم پرورونده بودم. هر بار که بچه‌ای رو بغل می‌کنم، ته دلم یک بغض سنگین می‌شینه، یک حس غریب که دلم می‌خواد از ته دل گریه کنم. ولی خب، سعی می‌کنم صبور باشم، جلوی بقیه لبخند بزنم و نشون بدم که قوی‌ام.

اما تو خلوت خودم... تو خلوت خودم فقط مال منی. اونجا من آزادم که برای تو عزاداری کنم، آزادم که تمام این دلتنگی‌ها رو فریاد بزنم و برای نبودنت اشک بریزم. تو همیشه تو قلب منی، دختر قشنگم. یک تکه از وجودم که برای همیشه جای خالیش حس میشه.

دوستت دارم فرشته آسمونی من🪽👶🏻❤️‍🩹
❤️👶🏻👧🏻💙 ❤️👶🏻👧🏻💙 قصد بارداری
نامه‌ای از دلی عاشق، برای کوچولوی نیامده اش

سلام عشق کوچولوی من...
نمی‌دونم الان کجایی، نمی‌دونم روی ابرا داری بازی می‌کنی،
یا توی گوش خدا زمزمه می‌کنی: "من هنوز نمی‌خوام برم پایین، هنوز دلم تنگ نشده..."
اما من...
من اینجام، هر روز، هر شب، با دلِ پر از تو، منتظرتم.

تو نمی‌دونی،
هر بار که لباس کوچیک بچه‌گانه‌ای دیدم،
تو رو توش تصور کردم.
هر بار که یه مامان بچه‌شو بغل کرده،
یه لحظه، فقط یه لحظه، تو رو تو آغوشم حس کردم.

می‌دونی کوچولوی من؟
من گاهی با شکمم حرف می‌زنم، حتی اگه خالی باشه...
گاهی دستمو می‌ذارم روش و می‌گم:
"یه روزی تو اینجایی... درست همین‌جا، زیر دستام، توی وجودم..."

و بعد چشمامو می‌بندم،
و تو رو می‌بینم—
با چشمای درشت و لبخند بی‌دندون، با دستایی که دنبال دست من می‌گرده...

من قول می‌دم وقتی بیای،
واست دنیا رو امن می‌کنم.
تو فقط بیا...

بیای، که لالایی‌هام برسه به گوشات.
بیای، که این بغض‌های بی‌صدا بالاخره جاشو بده به اشک شوق.
بیای، که بگم:
"من تموم شدم، ولی تو شدی تمومِ من..."

تا اون روز،
من اینجام،
مادری که هنوز بچه‌شو نمی‌شناسه،
اما بی‌وقفه دوستش داره...
آیدا آیدا قصد بارداری
چهار روز… فقط چهار روز سهم من از مادر بودنت شد..
چهار روزی که به جای اینکه تو را در آغوشم بگیرم، پشت شیشه‌های NICU چشم به دستگاه‌ها و نفس‌های کوچکت دوخته بودم.
۳۲ هفته تمام منتظر آمدنت بودم…
با هزار آرزو، با هزار خیال از روزهایی که بزرگ شدنت را می‌دیدم.
اما وقتی آمدی، آن‌قدر کوچک بودی که دنیا برایت سخت بود…
پسرم، من صدای گریه‌هایت را آن‌طور که باید نشنیدم،
آن‌طور که باید در آغوشم نگرفتم،
اما هر لحظه از آن چهار روز، قلبم کنار تو بود.
تو جنگیدی… با همان قلب کوچک و نفس‌های کوچکت جنگیدی.
و من هر روز پشت آن شیشه دعا کردم که بمانی… که برگردی به آغوشم…
اما رفتنت چیزی از مادر بودنم کم نمی‌کند.
تو فرزند منی؛
پسری که فقط چهار روز در این دنیا بود،
اما تا آخر عمر در تمام وجود من زندگی می‌کند.
خاطره‌ی آن چهار روز، بوی تو، انتظار پشت درِ NICU و عشقی که به تو داشتم…
همه‌ی چیزی است که از تو برای همیشه با خودم نگه می‌دارم.
بخواب آرامِ جانِ مادر…
کوتاه بودنت، اما عمیق‌تر از تمام سال‌های دنیا در قلبم ماندگار شد؛
تو فقط چهار روز مهمان این جهان بودی، اما تا همیشه در قلب مادرت خانه داری.
#بارداری#پوشک#فرزند
🌱ANA🌱 🌱ANA🌱 قصد بارداری
بعد ۱۷ روز تاخیر بالاخره پریود شدم

چرا این مدت تو این چهار سال هیچوقت عادی نشده چهارسال۴۸باره که امیدم ناامید شده ۴۸ بار که بچه خیالیمو از دست دادم خیلی عجیبه منی که صبر نداشتم ۴۸بار شکستم و جمع شدم خورد شدم و دوباره و دوباره با کلی امید ادامه دادم
بازم شکستم برای ۴۹مین بار ولی این بار قوی تر از قبلم اینو مطمئنم حکمت و مصلحت خداست گلایه نمیکنم همیشه به حکمت خدا راضی بودم و هستم مطمئنم اون صلاحمو بهتر میدونه
هر موقع صلاح زندگیم باشه یه کوچولو میاد تو دلم به امید همون روز زندم
اینو برای تو می‌نویسم دختر یا پسر نازم
نمی‌دونم کی قراره بیای ولی اینو بدون در نبودن خیلی زخم زبون شنیدم خیلی خورد شدم خیلی دارو خوردم خیلی عوارض رو بدنم تحمل کرد تو بهترین سال های زندگیم تصمیم گرفتم برای اومدن تو تمام تلاشم بکنم
ولی اینو بدون برااای تو جوونمم میدم بدون فک کردن برای یه لحظه رویای دیدنت هزار بار میمیرم تو با ارزش ترین دارایی منی آره تویی که هنوز نیومدی رویای اومدنت منم سرپا نگهداشته
هر موقع خواستی بیای اینو در نظر بگیر مامانت برای بو کردنت گرفتن دستات روزی هزار بار مرد و زنده شد
فقط کافیه یبار ببینمت شیر بدم بهت بعدش بمیرمم مهم نیست ولی تا اون موقع زنده میمونم قوی و پر انرژی
بیا جان مادر بیا که دلم تنگ برات 🥹♥️
شیرین شیرین قصد بارداری
روز مادر امسال برای من رنگ دیگری دارد…
من مادری هستم که ضربان کوچکی را در وجودم حس کردم، مادری که برای مدت کوتاهی دنیا را با چشمان دیگری دید، مادری که هر چند آغوشش خالی مانده، اما قلبش سرشار از عشقی است که هیچ‌وقت از بین نمی‌رود.
من مادر شدم… حتی اگر زمان بودنش کوتاه بود.
حتی اگر امروز در آغوشم نیست، یادش در رگ‌هایم جریان دارد، در رویاهایم می‌درخشد و در سکوت شب‌هایم آرام می‌گیرد.
روز مادر، روز همه‌ی زن‌هایی است که طعم شیرین مادر بودن را برای لحظه‌ای چشیده‌اند. روز مادر، روز دل‌هایی است که به عشق یک فرشته کوچک می‌تپد؛ چه آن فرشته روی زمین باشد، چه در آغوش آسمان.
امروز به خودم یادآوری می‌کنم که مادری فقط به داشتن کودک در آغوش نیست؛
مادری یعنی عشقی که آغاز شده و هرگز تمام نمی‌شود.
و من این عشق را تا همیشه در وجودم حمل می‌کنم.
روز مادر بر تمام مادران آسمانی و زمینی مبارک.
بر من…
و بر هر زنی که قلبش برای کودکی تپیده است. 💛