دیروز نامزدم منو برده پشت بامشون برا من میگه اینجارو اشپزخونه میکردیم اینجارو اتاق راهمونو از اون طرف جدا فلان بسان
گفتم ها چیه😂
گفت چاره ای نداریم اگ نتونیم خونه ای بخریم باید بیایم اینجارو درست کنیم
گفتم چرا نمیتونی نمیتونستی پس چرا جار زدی میگه من ب کی گفتم
گفتم پدرت
الان بیای اینجا بسازی من پدرتو بیشتر از همه میشناسم پیش همه مسخره میکنه
گفتم تو اینجارو درست کن من میرم چادر میشینم اینجا نمیام
یه هعی کشید خندید😒😒😒
بهش میگم ۸٠متر زمین بخر بریم اجاره یواش یواش درست کنیم میگه سخته
گفتم پس خونه اماده بگیر ولی اینجارو رو از سرت بیرون بنداز



بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری

۹ پاسخ

ببین عزیزم آدم باید جایی باشه ک دلش خوش باشه من همسرم خودش خونه داشت تو حیاط پدربزرگش سه تا از دایی هاشم هستن تو ی حیاطیم ولی در جدا گونه داریم ما این خونه رو بازسازی کردیم طبق نظر خودمون بماند ک از ناپدری همسر چ حرف ها شنیدیم چقد اشک منو در آورد ولی خدا نگه داره دایی همسرمو برامون ماهه ماهه هم خودش هم زنش فک کن ناپدری همسر نمیزاشت ما در ضد سرقت بگیریم میگفت توی روستایین همه مسخرتون میکنن کی در ضد سرقت میگیره همین دایی و زندایی گفتن آقای فلانی اتفاقا خیلی قشنگ میشه این دختر جوانه دوروز دیگه شوهرش بره سرکار نصف شب تنها باشه باید در امنیت داشته باشه یا ن ک بخاطر حرف اینا قبول کرد فک کن واسه عروسی هم مامانم خرج کرد هم دایی همسرم ناپدری همسرم فقط منم منم میزد اینو خواستم بگم بهت ک من الان تو این خونه راحتمم چون از خودمه هرچی ام بشه غصه نمیخورم ک وای دیوار مردم خراب شد فلان شد شل کن زندگی دوروزه بعدا دستتون پول اومد بهترشو میخرید ولیییییی خداییی خانواده شوهر من اصلا ب من کار ندارن همشون پشت منن😂😂

خواهر شوهر منم همینه ما یه خونه کوچولو خریدیم یکساله توش دارم زندگی میکنم تازه من عروسی رو کنسل کردم که خونه بخریم حالا رفته داره بالای خونه مامانش و می‌سازه که ۱۹۰ متری میسازم بریم اونجا 😑 درصورتی که من از همون اول گفتم نه محله شما نه محله ما

خونه‌ی مادر شوهرت کجای تبریز هست مگه؟

کجای تبریزن

نرو اشتباه منو نکن دوری و دوستی من کع پیر شدم از دستشون

چرا بهش فشار میاری حتما خونه بگیره

من ک اومدم پیششون دارم زندگی میکنم ۳ ساله روانی شدم مشکل پیدا کردم حسابی
موهام سفید شده با ۲۲ سال سن
اشتباه نکن ک ی عمر بدبخت میشی🥲

اگه شرایطشو واقعا نداره بنظرم فشار تو این اوضاع اقتصادی اصلا درست نیست ،
بعدشم مگه تو بخاطر حرف پدرش و بقیه ازدواج کردی که میگی پیش همه مسخره می‌کنه و...

کنار خانواده شوهر زندگی کردن مساوی با جهنم شدن زندگیت

سوال های مرتبط

💕✨🔗 💕✨🔗 قصد بارداری
سوال:خانما دیروز جشن عقد پسر عموم بود
منم عروس عمم هستم عقدم
بعد دیروز وقتی عروس داشت می رقصید مادرشوهرم تیکه مانند بهم میگه یاد بگیر باااا یاد بگیر خودشم از دور
منم گفتم خودت یاد بگیر نشنید غریبه ها هم نگا میکردن نشد چیزی بگم
عوض اینکه من بگم یاد بگیر اون بهم میگه یاد بگیر

منم امروز میرم خونشون کنار پدرشوهرم و اینا بگم عمه هم وسط رقص عروس بهم گفت یاد بگیر با یاد بگیر انگاری خودشم داشت مفصل جشن گرفتنو خرج کردنو طلا خریدن یاد میگرف
بگم بهش اینو؟؟؟


بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
برای مشاهده‌ی پاسخ‌ها به لینک زیر مراجعه کنید:
https://gahvare.net/questions/69f3525af3137