۲۱ پاسخ

اصلا دو راهی نمون اصلا هاا..خواهرانه بهت میگم هر چقد در توان داری اصلا نرو بالای خونشون..حتما پشیمون میشی اگه بری...ی روز آرامش نداری دائم دعوا و دخالت پیش میاد احترام ها برداشته میشه ... کاش ی نفر به من میگف الان چهار پنج ساله میسوزم میسازم

خیلی خوبه که مخالفت کردی
من مخالفت نکردم
دو سال و پنج ماهه تا همین الان پیششون زندگی کردم
خونم بالا خونشون داره ساخته میشه
و به شدت ناراضیم
ولی چون باهاشون زندگی کردم و یه زجرایی کشیدم باز راضیم که هر روز قرار نیس از خواب که بیدار شدم با قیافه هاشون رو به رو بشم
میرم برای خودم زندگی میکنم

وای اصلا قبول نکنی بری بالای خونه خانواده شوهر ها
دعوا و قهر بشه یه هفته دو هفته اس نهایتا پسر خودشون ک دور نمیندازن
ولی تو بری اونجا تا آخر عمر پشیمونی
ما ترک ها هم که همیشه از عروس انتظار داریم بدبخت میشی قشنگ

به نظر من بهترینم که باشن خونه ی جدا بگیر چه با خانواده شوهر چه با خانواده ی خودت یه جا زندگی نکن

اصلاااا و ابداااا قبول نکن
بری دیگه نمیتونی دربیای کلی دخالت کلی دعوا میفته احترام ها از بین میره

شوهرتو یاد بده بگو دوری و دوستی برید جایی ک نزدیک کار شوهرت باشه
هر کی رفته پشیمونه
حالا باز خونه بود میگفتم فعلنی برو
این چی کلی دردسر داره تازه میخاد بسازه


ببین پسرعموم این کارو کرد اومد خونه ساخت تمام پولشم خودش داد
بعدش ورثه اومدن گفتن اونم جز این خونس الان اونم میخان بین بچه ها تقسیم کنن
یعنی چی این همه خرج الکی کرده

اصلا دعوا هم بیفته نزار برید اونجا
مستاجر باشید خیلی بهتره
یاهم بیشتر نامزد بمونید بخرید

خب میتونه بیرون بخره وگرنه اجاره دهی خیلی سخته

میتونه بیرون بخره؟ ولی منم میتونم بالای خونه پدرشوهرم بسازم اما نمیسازم، دوری بهترهه

خونه ی جدا جدا جدا
حالا راهتونم جدا باشی اختیار زندگی خودتو نداره شده چندتا خونه هم فاصله داشته باشین ولی ی جا نباشین

همین اول اصلا قبول نکن وگرنه پشیمون میشی

سلام عزیزم منم چندین ساله طبقه بالای مادرشوهرم اینا زندگی میکنم سر اینکه شوهرم تک پسره و مادرشوهرمم طاقت دوری از یدونه پسرشو نداشت قلبا دوست نداشتم این موضوعو ولی چون شرایط شوهرم جور نبود برای خونه گرفتن به همسرم فشار نیووردم ن میتونم بگم پشیمونم ن میتونم بگم نیستم چون شرایطمون مجبورمون کرد، همیشه دوریو دوستی خوبه نزدیک بودن زیادی ناخواسته دخالت هست رفتوآمدت زیرنظر هست حرف هست ناراحتی هست با اینکه من کاملا آدم مثبت اندیشی هستم و سعی کردم همیشه خانواده شوهرمو دوست داشته باشمو عروس خوبی باشمو خوبیاشونو ببینم روی چیزای دیگه برای آرامشم چشامو ببندم ولی بازم یه روزایی تحمل یه حرفا و حرکتایی سخت میشه ،پس در نهایت میگم اگه شرایطشو دارید حتما حتما جدا خونه بگیرید به قول دوستان اولش ناراحت میشن ولی بعد میپذیرن جنگ اول به از صلح آخره هم خودتون راحتید هم اونا حس مستقل بودنو وقتی میفهمید که دور باشید

سلام عزیزم ببین من با خانواده شوهرم خسته شدم همش سر شوهرم غر میزنم که تو اگه پول داشتی من آنقدر سختی نمی کشیدم یعنی تکون بخوری باهات کار دارن هر کی بره بیاد کار دارن یعنی قشنگ زیر ذره بینی جدا از این هر چی بشه ازت انتظار دارن دخالت های غیر مستقیم اصلا احساس نمیکنی زندگی مال خودته و داری زندگی میکنی یه مثالی هست میگه پول بده احترام بخر بعد از اونکه بچه ات بشه اصلا نمیتونی بچه ات رو درست تربیت کنی بشین قشنگ به حرفام گوش کن وقتی شوهرت در حد توانش پول داره که خونه اجازه کنه برای چی میخوای بری با مادرشوهر یه جا زندگی کنی من الان ب خدا افسردگی گرفتم اگه حتی صد ملیون هم پول پیش داشتیم یه روز هم اینجا نمی موندم

حتمن خونه جدابگیر شک به دلت راه نده

خب یبار ک دعوا کنن دیگه توی زندگی تون دخالت نمیکنن وگرنه اگه گوش بدی همیشه باز از اونا اجازه بگیری

ببین منم شرایط تورو داشتم با اینکه یه جاریمم تو یه ساختمون باهاشون زندگی میکرد ولی من قبول نکردم و مستقل شدم الان اون جاریم هی میگه اشتباه کردم که موندم نمیتونم مهمون دعوت کنم بچمو تربیت کنم . غذایی که دوست دارم بپزم ناخواسته دخالت پیش میاد چون از روزمرگیت خبر دارن اما من مهمون میرم مهمون میام ولی شوهرم هر وقت بخواد سر میزنه و به کاراشون میرسه.
اگه شوهرت میتونه بگو آپارتمان بخره نگران نباش پدر شوهرت بعدا دلش نرم میشه

ازالان ک اینجوری حرف میزنن منتظر دخالتای بعدی باش
خواعرانه و دلسوزانه بهت میگم هیچ وقت راضی نشو بری بالاسرشون خونه ببندی
هزار درصد پشیمون میشی

والا منم پیششون بودم ، تهش با کلی سختی زمین خرید جدا شدیم کل دغدغه اونا کنترل روی زندگی شما میشه...‌ پولی که بخواد با هزار جور بده اونجارو بسازه ، بره جای دیگه خیلی بهتره...۴ روز دیگه مشکل بخورین نه اونجا رو میده بهتون نه خرجی که کردین.... پشیمون نشو و دلسرد نکن خودت و همسرت رو

اصلا باهاشون نمون قبول نکن دور باش ازشون وگرنه تو هر چیزی دخالت میکنن بیرون رفتنت لباست غذات و...

قطعا مستقل بودن بهتره

نری بهتره
اگر همسرت یدونه هست که پدر مادرش بهش احتیاج دارن چیزی نگو
با همسرت بشین حرف بزن ببین چی میگه
بعد تصمیم بگیر

اگر خانواده شوهرت باهات خوبن و دوست دارن بمون
اگر باهاشون نمیسازی
نمون

بخره بهتره

سوال های مرتبط

💕✨🔗 💕✨🔗 قصد بارداری
دیروز نامزدم منو برده پشت بامشون برا من میگه اینجارو اشپزخونه میکردیم اینجارو اتاق راهمونو از اون طرف جدا فلان بسان
گفتم ها چیه😂
گفت چاره ای نداریم اگ نتونیم خونه ای بخریم باید بیایم اینجارو درست کنیم
گفتم چرا نمیتونی نمیتونستی پس چرا جار زدی میگه من ب کی گفتم
گفتم پدرت
الان بیای اینجا بسازی من پدرتو بیشتر از همه میشناسم پیش همه مسخره میکنه
گفتم تو اینجارو درست کن من میرم چادر میشینم اینجا نمیام
یه هعی کشید خندید😒😒😒
بهش میگم ۸٠متر زمین بخر بریم اجاره یواش یواش درست کنیم میگه سخته
گفتم پس خونه اماده بگیر ولی اینجارو رو از سرت بیرون بنداز



بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری