۱۰ پاسخ

سلام گلم خوبید.
من گلدوزی یاد گرفتم و میتونم دیوارکوب تولد و سالگرد ازدواج و...گیرمو کش مو بند عینک رومیزی جانماز گلدوزی شده باقیمت مناسب درست کنم.ممنون میشم ازم حمایت کنید میخوام ازین هنر کسب درامد کنم.
کلی نمونه کار و خرید و رضایت مشتری مادران گهواره همینجا قسمت سوالام برای اطمینانتون هست

تصویر

خداروشکر عزیزم، انشاا… به سلامتی بغلش کنی

خیلی خوشحال شدم برات عزیزم

من ۸ ماهگی دخترمو از دست دادم
آدا رو بعد۶ ماه باردار شدم
همش فکر میکردم بازم اون اتفاق برام میوفته بازم نمیتونم دخترمو بعد زایمان بغل بگیرم اما خدا معجزشو بهم نشون داد🥲♥️

تصویر

اصلا انرژی منفی نداشته باش الکی که پیش میاد فکر پیشکی

من به اندازه ای که برای موندن دختر خودم خوشحال بودم....
برای هر هفته ای که میگذروندی و تاپیک میزدی خوشحال میشدم...
خیلی وقته دنبالت میکنم حجم استرس و نگرانیت‌و کامل درک میکردم...
با اینکه ندیدمت اما انرژی خیلی خوبی ازت گرفتم تو این مدت😍
خداروشکر که تا اینجا صحیح و سالم رسیدی ابشالله از این به بعدم راحت میگذرونی و نی نی ات و سالم بغل میگیری میای خونه...
حالا بذار یکبار به روت بخنده اونجا میفهمی که دنیات با دخترت غیر قابل قیاسه با دنیای قبل اومدنش...

عزیزززززم امیدوارم روز به روز پیشرفت و‌بزرگ شدنش با چشما و‌ دستات لمس کنی😍و از داشتن این هدیه خدایی هر روز بیشتر به خودت افتخار کنی مامان نیلماه جونی

خداروشکر عزیزم خدا خفظتون کنه برای هم❤️

عزیزم انشالله ب سلامتی بغلش میکنی💖

خداروشکر❤️

سوال های مرتبط

مامان دو هدیه خدا مامان دو هدیه خدا ۱۴ ماهگی
بلاخره منم دیروز از دکترم نامه بستری گرفتم ان شاالله هفته دیگه چهارشنبه ب لطف خدا فرشته هایی ک بهم هدیه داد بغل میکنم
ان شاالله همه ی مامانای باردار ب سلامتی دل خوش این دوران رو بگذرونن تودلی های نازشون بغل کنن
خدایا ب عزت بزرگیت قسمت میدم ب زودی زود ب تمام مامانای چشم انتظار و اقدامی و علل خصوص دوستای عزیزم ی تو دلی خوشگل نصیبشون کن
خدایا شکرت ک همه جوره از اول بارداری تا الان هوامو داشتی ممنونم ازت و شکر گزار لطف مهربانی ک درحقم کردی
جانای عزیزم و یارا دلبندم ممنونم ک تا اینجا با مامانا همراه همپا بودین ممنون ک هستین مامانا فدای شکل ماهتون بشه قربونتون برم ک وجودتون باعث شد منو بابایی پدر مادر بشیم
عزیزای دل مامان قول میدم ک منو بابا محمد هیچ کم کسری براتون نذاریم و از همه لحاظ حمایتتون کنیم ب خواسته های دلتون برسین
تا اینجا ب لطف خدا اومدیم این ی هفته هم با مامانی همراه باشین تا شما رو بغل کنم قلب های مامان قربون اون شکل ماهتون بشم قربون اون دست پاهای کوچولوتون بشم عزیزای مامانی
خدایا ازت ممنونم هدیه های ک بهم دادی تا اخر عمرم شکرگزار لطف رحمت بیکرانت هستم شکرت خدا شکرت خیلی دوست دارم❤😘
مامان دو هدیه خدا مامان دو هدیه خدا ۱۴ ماهگی
بمونه ب یادگاری ۱۴۰۴/۲/۱۲ ساعت ۱۱ صبح
ب رسم گهواره منو دوتا فرشته هام امروز رفتیم داخل ماه نهم
مامان جونم قربون اون شکل ماهتون برم قربون اون دست پای کوچولوتون برم ممنون ک باهمه ی پستی بلندی ها باهم همقدم شدیم این دوران رو گذروندیم
ان شاالله این دوهفته هم ب لطف خدا باهم میگذرونیم شما رو بعل میکنم خیالم راحت میشه
خدایا شکرت ک همیشه همه جا هوای منو دوتا فرشته ای ک نصیبم کردی داشتی داری ممنونم و همیشه شکرگزار لطف رحمت بیکرانت هستم ممنونم بابت همه چی شکرت شکرت شکرت ک هستی
خدایا ب تمامی مامانای چشم انتظار و اقدامی ی تودلی ناز نصیبشون کن دلشون شاد بشه خدایا لطف رحمت بیکرانت نصیب همه ما بنده هات کن ک بدون تو هیچی نیستیم
خدایا مامانای باردار ب سلامتی دل خوش این دوران رو بگدرونن و تودلی ک نصیبشون کردی بغل کنن
خدایا تو خیلی بزرگی همیشه بزرگی مهربونیت بهم ثابت کردی همه چی رو ب خودت سپردم میسپرم از این ب بعد هم هوامون داشته باش ممنونم خدای بزرگ عزووجل❤😘
مامان شاهان💙👣 مامان شاهان💙👣 ۲ ماهگی
سلام خانما لطفا ی نظر ب مشکل من میدین
من خونه خودم ی شهر دیگه هست مامانمینا هم ی شهر دیگه بعد خانواده شوهرم تو یکی از روستاهای شهری ک مامانمینا هستن میشن ک یساعت فاصله داره
من هفته بعد زایمانمه و مادرشوهرم گیر داده ک روز دهم حتما باید بیای خونه ما جشن میخوایم بگیریم من اصلا دوس ندارم بچه رو تا قبل چهل روزگیش مهمونی ببرم اونم مهمونی ب اون پر جمعیتی ک معلوم نیست کی ویروس داره ک نه و اون صدای بلند جشن و پایکوبی
چند هفته پیش ب من گفت باید بیاین من بهش گفتم نمیایم تا چهل روزگیش هر جشنی هم میگیری بمونه بعد چهل ولی الان زنگ زده ب شوهرم و کلی بحث و اینا ک حتما باید روز ده اینجا باشین من از الان مهمونامو هم دعوت کردم ینی اصلا ب حرف من ک گفتم نمیایم هیچ اهمیتی نداده از طرفی هم من و همسرم بعد از سه سال اقدام بچه دار شدیم خیلی چشم انتظار این بچه بودم و تو سه ماهگیش مجبور شدم از جنینم ازمایش خیلی سختی بگیرن و همه اینا باعث شده خیلی بیشتر حساس باشم روی بچم
حالا ب نظر شما من چیکار کنم این مهمونیرو؟؟؟
اینم بگم ک تو طول بارداریم خانواده همسرم هیچ نوع رسیدگی ب من انجام ندادن حتی من این سه ماه اخر از همسرم دور بودم فقط یبار اومدن دیدن من بد الان از من انتظار دارن با همه این چیزا برم اونجا

خانما اصلا نمیدونم چیکار کنم شما ی نظر ب من بدین لطفا🥺
مامان ماهلین🤍🌛 مامان ماهلین🤍🌛 ۵ ماهگی
سلام مامانای گلم منم بلاخره زایمان کردم 🥺❣️بعد از کلی سختی و کلی استرس و استراحت مطلق و ناامیدی بلاخره کوچولومو بغل گرفتم من زایمانم طبیعی بود برای همه کسایی ک در انتظار نینی هستن حین زایمان کلی دعا کردم تا دامنشون سبز بشه برای تمام مامانای چشم انتظارم دعا کردم ک انشالله صحیح و سالم بچهاشون ب دنیا بیان🩵🤲 فقط ی نصیحت خاهرانه فقط خدای بالاسره ک تصمیم گیرنده نهایی من شرایطم جوری بود دکتر دیگ امیدی نداشت بهم و با کلی استراحت مطلق با شرایط دهانه رحم باز و سرویکس پایین میگف تو اخرش ۲۸ هفته بتونی دووم بیاری ولی من تمام امیدم ب خدای مهربانم بود استراحت مطلق بودم فقط دستشویی میرفتم ۷۰ روز حمام نرفتم و سرمو تو لگن میشستن شرایط خیلی سختی داشتم و زایمانم طبیعی شد و هفته ۳۷ و ۵ روز بارداریم هم زایمان کردم از شما خاهرای عزیزم خاهش میکنم ک اگر شرایط منو دارید حق دارید استزس بگیرید ولی ناامید نباشید و انرژی مثبت باشید و فقط خدا رو در نظر بگیرید و امیدتون ب الله باشه 🩵
مامان نفس مامان نفس روزهای ابتدایی تولد
دردام طاقت فرسا بود و جیغ و داد میزدم درد توصیف نشدنی بود ب خصوص وقتی ب طرف چپ خابیدم دخترم درس تو کانال قرار گرفت و خیلی تکون میخورد و دردا دیگ پشت سر هم بودن و از درد ب گریه افتاده بودم ،ک ماما اومد و معاینم کرد گف چهار فینگری و سر بچه پایینه و گف میرم یکم بعد میام ک بعد ی پنج دقیقع سر بچه رو درس تو واژنم حس کردم و کسی تو اتاق نبود داد زدم ک بچه داره میاد با عجله اومد و گف غیر ممکنه ب این زودی فول باز شی بعد معاینه کرد و گف داری زایمان میکنی دختر زور بدع و من و راهنمایی کرد و من با تمون وجودم زور زدم ک پرستارا دسپاچه شدن و تا ست زایمان اماده کردن دخترم ب هم داشت میومد و من زور میزدم و پرستارا هم نرسیدن بیحسی و پارع کنن واژنمو دخترم منو پاره کرد و سر اومد بیرون و ماما گف با ی فشار دیگ میاد و ی فشار دادم و تمام دخترم ب دنیا اومد بهترین لحظه زندگیم بود گذاشتن بغلم و گرمیشو خس کردم و از خوشحالی گریه میکردم فقط بردش از پیشم بعدش جفت هم ب اسونی دراوردن و تموم
ولی من ی بد شانسی اوردم
مامان كيـان🩵نـيهــان🩷 مامان كيـان🩵نـيهــان🩷 ۷ ماهگی
امشب شب اخريه ك تو دلمي🥹
دلم تنگ ميشه برا تكون خوردنات برا اون اسيد معده و حالت تهوع واسه اون روزايي ك ميگفتم از درد من نميرسم ب ٣٨ هفته واسه اون روزايي ك ميرفتم دكتر اكثرا ماهاي اخرشون بود ميگفتم ميشه منم ي روز شكمم بزرگ شه دخترم تو وجودم رشد كنه دلم تنگ ميشه واسه مُحرمي ك ب هر ائمه اي و اسمون ريسموني بود چنگ مينداختم تو فقط سالم باشي خدا تورو از من نگيره دلم تنگ ميشه واسه سكسكه هات واسه قلمبه كردنت ك ي وري ميشد شمم واسه تك تك سونو هايي ك ميرفتم روي ماهتو ببينم
ولي،
ميدونم اين دنيا جاي قشنگ تريي هست برات دخترم تو از اين دنيايي ك ٩ ماه توش بزرگ شدي بيرون مياي و ب اين دنيا پا ميزاري از خدا ميخوام فقط بخندي تنت سالم باشه مادر جان منو بابايي و داداشي خيلي منتظرتيم دخترم
ميدونسي هميشه از خدا ي دختر ميخواسم ي دختر جاي خواهر نداشتم ي دختر واسه روزاي سختم كنارم باشه باهم صحبت كنيم ي دختر ك ي روز تو لباس عروس ببينمش 🥹
جان مادر چيزي نمونده ب اومدنت ب اين دنياي زيبا از خدا ميخوام انقد سير بخندي ك نداني غم چيست ❤️
بيصبرانه منتظر اومدنتيم عزيزم
بماند ب يادگار ٢ بهمن ١٤٠٤
٣٨ هفته و ٤ روز