۱۴ پاسخ

خوب من گوهو خوردم و سفره ي دلمو باز كردم،آشنا پيدا شد😂😂😂😂😂😂اينكارو نكن 👌🏼👌🏼👌🏼بزا نت آزاد شد ي گروه بزنيم اونجا بازش كنيم😎

باید اسم عکس فیک بزاری که شناسایی نشی 😅

قربونت برم🥰

اینجوری فایده نداره عطیه ما تا خودمونو خالی نکنیم راحت نمیشیم کاشکی ی گروهی چیزی بزنیم اونجا دورهم جمع شیم هی غیبت کنیم🫢😂
خدا خواهرتو حفظ کنه عزیزم❤️

دقیقا منم هی میام پرده ها رو بالا بدم و یکم غر بزنم
میترسم آشناها ببینند هست و نیست نادیدنی ها براشون دیدنی بشه🤪
نیازمند یک اکانت بی نام و نشونم😁

منم اگر ترس آشنا نداشتم هرررر روز اینجا سفره ی دلم ولو بود😅

چه لیوان خوشگلی
شستنش سخت نیست؟؟؟

نوششششششش

تصویر

من هر موقع کنار خواهر دوقلوم هستم دنیا مال منه

امان ار آشناها😅😅😅منم خیلی دوس دارم حرفایی بزنم عکسایی رو بزارم ولی برا همین ....👀

امیدوارم آشناها این کامنتو نبینن😂

عزيزدلم
واقعامتنفرن ازادماييكه ذهن ادمو اسوب ميكنن وحال ادمو خراب
مام كم نداريم

چه لیوانی چه قهوه ای
منم دلم میخواد ارشیدارو بفرستم جایی خودم لش کنم🫩

میشه لطف کنی عکس کابینتات بدی ایدع بگیرم

اره خواهرم باشع یعنی دنیاست.این چیه دستته شکل تخم مرغه

سوال های مرتبط

مامان قلب مادر مامان قلب مادر ۳ سالگی
سلام مامانا من الان یک هفته است بخاطر عمل فتق اومدم خونه بابام ،پسرم خیلی خوب بود گاهی بهونه میگرفت ولی خب سرگرم میشد دیروز شوهرم اومد از لحظه ایی که باباشو دید دیگه گیر داد که بابا و مامان گوشی گوشی گوشی ما هم بهش ندادیم ،موقع ناهار خواهرم با گوشی سرگرمش کرد تا غذاشو داد،بعدش خوابید دوباره بعداظهر که از خواب بیدار شد بچه ها داداشم اومدن خونه بابام باز این شروع کرد که گوشی میخوام و گوشی میخوام دختر داداشم همسن پسرمه اون فقط نگاش میکرد یعنی هر دقیقه میومد میگفت گوشی با اینکه بهش دادم گفتم یکم بازی کن (که اصلا قبلا این کارو نمیکردم )ولی باز به زور ازش گرفتمش و دیگه غروب عصبی شدم آخه واقعا تعجب میکردم که برا یه گوشی اونجوری گریه میکنه منم درد داشتم و کلافه بود و دعواش کردم 🤦‍♀️امشب از عذاب وجدان خوابم نبرد که چرا پیش زن داداشام و مامانم اینا دعواش کردم واقعا نمیدونم چیکار کنم که دیگه بهونه گوشی رو نگیره آخه کلا گوشی دستش نمیدادم فقط موقع خواب خودش یه لالایی از گهواره یا یه قصه انتخاب میکرد و میذاشت🤦‍♀️🤦‍♀️تو رو خدا اگه راهکاری دارید کمکم کنید از نظر روحی واقعا داغونم طی ۴ماه دوبار رفتم اتاق عمل صبر و تحملم پایین اومده
فرزند پروری و
پوشک و
شیر خشک و
نی نی و ...