۵ پاسخ

از این قشنگترم میتونی پیدا کنیااا
با احترام🙏

خیلی خوشگله به نظر من 🥰

سلام عزیزم قشنگه رنگشم خوشگله. ولی اگه میدونی خودش پسند نکنه نمیپوشه با خودش برو جلو مغازه و ازاین کفشه تعریف کن وای چقدر خوشگله خوشرنگه ببین نظرش جلب میشه یانه.
منم یه سری چیزای سودارو دلم نیومد تن دیانا کنم ولی یه سری چیزارو هم پوشوندم

اره خوبه ولی رنگش با لباساش راحت ست میشه؟

قشنگن، منکه کفشای دخترم و دمپایی های دخترم وپای پسرم میکنم.

سوال های مرتبط

مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
خواهرم دوتا ازاین بطری ها خریده واسه تولد دوقلوهام که هفته ی دیگس 😍😍قشنگه ؟؟؟تولد دختر خودشم ۳ روز بعد از بچه های منه اون ماشالله ۳ تا داره ما فقط واسه تولد بچه هامون هدیه میگیریم دیگه واسه خودمون نه حالا موندم واسه دختر اون چی بخرم 🥴🥴یک سالشه جوجه ی خاله😍😍گفتم برم لباس براش بخرم یه لباس حسابی و خوب چون خودشم اینارو خیلی گرون خریده
حالا قشنگه ؟؟خودمونم تک یه پیجی دیده بودیم قرار بود بخریم براشون تا اینکه خواهرم فهمید خودش براشون خرید دو مخزنه اس یه طرفشو می تونم شیر یا آبمیوه بریزم یه طرفشو آب اینا خیلی خوبه نشتی هم نمیده از من میشموید یه بطری حسابی و خوب بخرید بطری پارسال بچه ها اینقدر نم میداد هر چی میومدن خونه لباس و کیفشون خیس بود الان اینا دیگه نم نمیده و یه حسنی هم که داره اینکه دیگه نیاز نیست جدا شیر و آبمیوه ها از این قوطی ها بگیرید من پارسال مجبور بودم برخلاف میلم چقدر چقدر شیر بخرم بدم بهشون ولی خیلی مواد نگه دارنده داره الان دیگه با اینا راحت شدم گفتم با شما هپ تجربمو به اشتراک بزارم 🥰🥰 جوجه هام عاشق کرومی ان😄😄😄
مامان رادمهرورادوین مامان رادمهرورادوین ۵ سالگی
مادر کودک پدر رفلاکس بارداری ویروس


سلام خوبین؟ خیلییییی دلم گرفته ، شوهرم که دوهفته ست تقریبا پاش توی گچه
دیشب یه قسمت از گچ پاش که روی سینه پاش بود خیلی ادیتش میکرد گیرداده بود گچمو بازکنم مجبورشدم یه تیکه از گچش رو بریدم که اون فشار از پاش برداشته بشه ، دیگه خواب بودم که بیدارم کرد به خاطر درد پاش، بعد اون خودش خوابسد من تا ۴ و نیم خوابم نبرد احساس ضعف شدید هم داشتم نتونستم کارای خونه رو تموم کنم
صبح هم سرکار نرفت تا ساعت ده خوابید خلاصه حالم هم از صبح خوب نیست گلاب به روتون منوشوهرم دلپیچه ی شدید داریم اون حالش خیلی بدتره
به هرزحمتی بودرختخوابارو جمع کردم نهارپختم بعدخواستم بخوابم بچه ها اجازه ندادن یک ساعت و نیم درازکش بودما هرپنج دقیقه یکی شون صدام میکرد خیلی بد بود
دیگه بیدارشدم رادوین خوابید من با رادمهر بلز تمرین کردم به زور یه کم ظرفارد شستم حالا هی رادمهر میگه منو ببر بیرون قدم بزنم طاقت ندارم اصلا
دلم میخواد ببرمش بیرون بعد دلم پیش کوچیکه میمونه دوتارو هم نمیتونم باهم ببرم نمیتونم کنترل شون کنم، گاهی فک میکنم تک فرزندی یه کم وقت بیشتری برای مادر داره بعدمیزنم توی گوش خودم میگم خداروشکر کن این دوتا بچه رو داری
به خدا ناشکری نیست احساس ناتوانی میکنم کاش یه خواهر داشتم که چنین وقتایی بهش بگم بیادیه ساعت پیش بچه هابمونمادرم میاد کمکم، دوهفته ای یه بار اینا
ولی اینقدر بدوبیراه میگه فحش میده که چرا ریخت و پاشه که کلافه تر میشم وقتی میره تا دوروز حالم بده دوست دارم بچه هارو دوروز بذارم پیشش خونه تکونی کنم ولی بچه ها نمیمونن
حالا اصلا حال ندارم شام بپزم مامانم زنگ زده میگه برای بچه هابرنج تازه بذار! غدای نهارو بهشون ندی ها
مامان ☘️کنجد☘️ مامان ☘️کنجد☘️ ۵ سالگی
مامانا کدوم پیش دبستانی بهتره؟
من تا پارسال پسرم مهد میرفت از اینایی که تو خونه بزرگ هست و خب اتاق بازی داشت و امکاناتش زیاد بود
از امسال میگن چون سال دیگه باید برن اول بهتره تو محیط مدرسه باشن
دوتا دیدم تو محیط مدرسه هردو غیرانتفاعی، محیط مثل مهدای قبل نبود یکم خشک بود ،اللن نمیدونم امسال ببرمش اینجا که هم نزدیکه بهم و راحت میتونم ببرمش(تا خونه دو دقیقه هست با ماشین )
یا همون مهد قبلی ببرمش که تا خونه ۱۰دقیقه با ماشینه و باید از اتوبان برم(چون باردارم یکم استرس میگیرم با سرویسم نمیخام بفرستمش)
مورد دیگه ای هم هست مهدای قبلی که میبردم محیط نکهداری دارن یعنی امسال بهمن زایمانمه میتونم چند روز اول که کمکی ندارم از ۷صبح تا ۶ بعد از ظهر پسرمو به مهد بسپرم مراقبش باشن(کسی رو تو این شهر ندارم نیرو کمکی هم واسه بعد زایمان که خودم خونه باشم قراره بگیرم ولی بچه رو باهاش تنها بذارم نمیتونم) ولی محیط مدرسه ساعت ۱۲ظهر باید بیاد خونه
از طرفی پسرم یکم لوسه همسرم میگه بره بین پسرا تو محیط مدرسه بتونه ملاس اول از پس خودش بربیاد،حالا بنظر شما کدوم؟
مامان آرتین🩷🩵 مامان آرتین🩷🩵 ۵ سالگی
مامان سامین مامان سامین ۵ سالگی
پارت ۱۷۶
جهـــــــــان
بهش گفتم شاید اشتباه باشه راستش دیشب که بیشتر فکر کردم دیدم پیتر اگر فلورو واقعا دوست داشت حاضر نمی شد بخاطر کار ترکش کنه... میترسم اشتباه کنیم و تجربه تلخی برای فلور بشه..._جهان عزیزم ما مجبوریم تن به خواسته های بچه هامون بدیم، زمانی که به سن قانونی رسیدن اختیارشون دیگه دست ما نیست .. بزار خودش تجربه کنه حتی اگر بد... اینجوری هیچوقت ته دلش چیزی نمی مونه ... در غیر این صورت تا ابد فکر می کنه میتونسته خوشبخت بشه و نشده...
⊰🌸⊱
در ضمن پیتر پسر خوبیه خانواده خوبی هم داره شاید هم با هم خوشبخت ترین بشن...
انشاالهی گفتم و ساکت شدم...
یکهفته ای که گذشت دل تو دلم نبود بفهمم ماجرای برادرم چی بوده .. شب قبلش تا صبح خواب باباجانمو دیدم یه گوشه باغ شمرون نشسته بود و چای می خورد ... بهم حس خوبی منتقل می کرد انگار ارامش داشت...
افسر پرونده تمام مشاهداتی که داخل پرونده بود و توضیح داد، دقیقا مثل همون توضیحاتی که لوزا داده بود، اما نکته ع.جیب که کسی بهش توجه نکرده بود این بود که سم داخل لیوان نوشیدنی بود ... یعنی با نوشیدنی مخلوط شده بود .. اگر جهانگیر میخواست خ.ودکشی کنه چرا بریزه داخل نوشیدنی...؟
البته افسر پرونده گفت خیلی از موارد برای اینکه طعم سم‌ رو راحت تر بشه تحمل کرد داخل نوشیدنی میریزن... ولی من قبول نداشتم