چرا من نمیتونم حرفامو برای خودم نگه دارم اخه
هررررچی میشه به مامانم و خاهرم که ۱۸سالشه میگم
ینی تفففففف
اصلا نمیدونم چه مرگمه همه حرفای خونمو میگم بهشون
مثلا تصمیم میگیرم نگم دوروز بزور خودمو کنترل میکنم ولی بالاخره میگم 🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
این چه مرضیه اخه
فک نمیکنم کسی مث من امار دادنو بلد باشه
ینی اونقد حرف نگه ندارم که بواسیر شوهرمو به مامانم گفتم🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
میخام یکی باشه تا میخام حرف بزنم بزنه تو دهنم🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
کسی هس مث من باشه؟ چجوری کنترل میکنین واقعا
چرا نمیتونم مرز بزارم واسه زندگیم
تصمیم داشتم پسرمو ببرم پارک بانوان وتصمیم داشتم به مامانم اینا نگم که تنها بریم
امروز زنگ زد لو دادم
خاهرمم گف رفتنی بگو بیاییم
اخه من نمیخام داداشم بیاد
میاد بچمو اذیت میکنه
حالا بخام برم نمیشه چون بفهمن رفتم و بهشون نگقتم ناراخت میشن
اگه برمم بهشونم بگم باز میریم اونجا الم شنگع بپا میشه
میخام دهنمونو بدوووووزم
یکی بیاد بمن یاد بده اینجور مواقع چه کنم
ینی هرجا میریم باید خانوادمم باشن
نمیدونم چرا
حتی اونام رفتنی مارو میبرن یه مسافرت یدون هم نمیریم
انگار ازدواج نکردم 🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
فرزندپروری
نینی
سرلاک
پوشاک
تب
سرفه
استامینوفن

۱۹ پاسخ

من برعکستم هییچیی ب مامانم و ابجیام نمیگم شده چن بار منو شوهرم بحثمون بشه و جنگ جهانی راه بندازیم چن دقیقه دیگ اگ مامانمو یا ابجیمو ببینم جوری وانمود میکنم ک انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده و خوشحالم در حالی ک از داخل دارم میترکم از غصه

ب این خاطر چیزی ب کسی نمیگم چون مشکلم یا بحثمون تموم میشه و حل میشه و بکل فراموشش میکنیم ولی اگ ب کسی بگم اون هیچ وقت فراموش نمیکنه و طرز فکر و نگاهش نسبت بهمون عوض میشه

چرا اونقدر باهاشون حرف میزنی
زنگ بزن سلام علیک سلام قطع کن
زیاد حرف زدن باعث این چیزا میشه

کمتر زنگ بزن
من بعضی وقتا ک سرم گرم کارام میشه زنگ نمیزنم هم زودتر کارامو میکنم هم همه چیرو نمیگم
ولی زود زود زنگ بزنم هم به کارام نمیرسم و احتمال زیاد حرف زدنم زیاد میشه
اینجوری کن و یواش یواش خودتو عادت بده چیزی نگی
شاید اولش مامانت اینا ناراحت شن ک چیزی بهشون نمیگی بعدش عادت میکنن
من یبار مطلب خوندم ک صبرتونو اینجوری زیاد کنین ک وقتی میخواین هر کاری کنیین تا ۳ بشمارین بعد بکنین توهم وقتی میخوای حرف بزنی تو ذهنت بشمار شاید نگی

وای مث من انقد از بچگی بامامانم روراست بودم آدم صادقیم ولی ی وقتا ی ضربه های ازش میخورم ب پشیمونی وا میداره مثلاً ب شوهرم میگ آره تو اینو درباره من گفتی ...

هروقت میخوای زنگ بزنی به مامانت با خودکار یه ضربدر رو دستت بزن بعد وقتی بخوای چیزی بگی بهش نگاه کن و جلوی خودت رو بگیر این کار رو مدتی تکرار کن بعد از مدتی ناخوداگاه حتی اون خودکارم رو دستت نباشه به جاش نگاه میکنی و نمیگی و مدتی بعدش دیگه ذهنت عادت کرده به نگفتن رازهات. این یه قانون راونشناسی هست عزیزم.

فقط مامام و خواهرت؟من به زنداداشم هم میگم تازه اگه زیادی منشوری نباشه به داداش هام هم میگم🤣 البته اونها هم همینن کلا خوانواده راحتی هستیم ما😅

منم مثل تو بودم ولی ضربه اش رو بد خوردم به مامانم میگفتم مامانم به خاله هام خاله هام به دختراشون و بدین گونه بود که همه از کوچکترین اتفاق زندگیم خبر داشتم الان سعی کردم چیزی بروز ندم و موفق شدم فقط سعی کن به بعد حرفات فکر کنی تا دیگه چیزی نگی

عزیزم منم همینم خواهر که ندارم ولی همه چیزو به مامانم میگم ولی نه تا اون ک بواسیر شوهرمو بگم 😂 ولی در کل بیشتر چیزارو میگم ب مامانم اگه نگم نمیتونم اصلن ابدن

منم دقیقا همینم

میدونی چیه ؟
مشکل اینجاست که تو از اینکه حرفاتو به کسی میگی ضربه نخوردی.
منم خیلی میگفتم. ولی الان دیگه سکوووووت هیچی از زندگیم نمیگم مخصوصا چیزای مهم.
ولی اینکه مادرشوهر چیکار کرد خواهر شوهر چیکار کردو میگم‌

ما ادم های برونگرا اینجوری هستیم ،اونایی که درونگران هیچی نمیگن ،منم دقیقا مث شمام،اونقدی که همیشه فکر میکنم فقط من اینجوریم😅مثلا میگم به هیچکس نمیگم ولی کافیه خاله م زنگ بزنه همه چیو توضیح میدم ولی خب به همه نمیگم

مشکل شوهرتو به ما هم گفتی🤣🤣🤣

خب اگه واقعا بعد یه مدت حرفتو نمیزنن توسرت و به شوهرت نمیگن یا مثلا تو فک و فامیل پخش نمیشه مهم نیست
ببین شوهرت چجوریه خوشش میاد یا نه
یا اینطور فکرکن اگه شوهرت همچی زندگی بره به خانوادش بگه تو حالت چطور میشه موافقی
به فرمایش امام علی( ع)
آنچه برای خود میپسندی برای دیگران بپسند و آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران نپسند

در ضمن فردا خواهرت شوهر میکنه اون ممکنه به شوهرش بگه شوهرش بیاد متک بندازه به شوهرت
به نظر من این کارت درست نیست همچی بگی حداقل حریم خصوصی شوهرتو با زحدگی مشترکتو حفظ کن
هرچی مربوط به خودته بگو حالا مثلا لباس میخای بخری یا هرچی
درمورد بچت هم نگو یه عیبشو بگی مثلا از دهن یکی در بره تا آخر عمر میمونه تو سرشون بعد به اصطلاح میزنن تو سر بچت
نگاه هیچکی نمیاد نمیکوبه تو دهنت
حالا که خودت قبول داری اشتباه میکنی خوبه
ببین تو الان از بابت اومدن داداشت ناراحتی این حرفارو زدی
وگرنه وقتی خودت میدونی که اشتباهه اصلا نباید تکرار کنی حداقل برای شوهرتو و بچتو و مشترکی نگو
فقط درمورد خودت و کارات بگو
اینو رعایت کنی کم کم همینم از سرت میافته
طولانی شد
امیدوارم اصلاح بشی😅😅😅😅

فکر کردم من اینارو نوشتم دقیقا منم همینجوریم شاید بد تر از تو شوهرم اولا بدش میومد ولی الان عادت کرده😂

از ی لحاظ خوبه ک خانوادت همیشه کنارت باشن تو‌مسافرت چیزی کمک حالتم هستن
داداشت چند سالشه مگه؟؟

عقل داری؟

من اصن ایجور نیسم مامانم میگه خیلی دهنت قرصه

چند سالته عزیزم؟؟

حالا من برعکس شمام
من تقریبا ۱۵ سال میشد بواسیر داشتم از دوران راهنمایی
قبل بارداری تا خود بیمارستان ب کسی نگفتم
من ک رفتم اتاق عمل
شوهرم ب خواهرم گفت ک همگی اومدن ملاقات بیمارستان

وای منم اینجوریم یه بارهم داشت باعث میشد از شوهرم جدا بشم

سوال های مرتبط