۵ پاسخ

عزیزم امروز دخترت ازت توجه میخواسته این خیلی طبیعیه…. گاهی روزا ما بزرگترها هم دنبال جلب توجه از اطرافیانمون هستیم🥺 حالا شما که کار خوبی کردی کتک نزدی دعوا و داد و بیداد نکردی ولی الفاظ خوب هم به کار ببرید که اثر مثبت داشته باشه…..مثلا بعد دیدن خرابکاریش باید صداش میکردی دختر قشنگم میای مامانی؟ قطعا میاد بگو میدونی من خیلی دوست دارم و بهت اعتماد دارم که هیچ وقت کار بدی نمیکنی؟ اونم نیشش قطعا باز میشه و میگه آره بغلش کن و ببوسش بگو مامانی چرا لاک و ریختی اینجا؟ چرا با مدادهات رو دیوار کشیدی؟ آها شاید لاک زدن رو باد نبودی تنهایی! یا دفتر نقاشیت تموم شده که رو دیوار کشیدی؟! اشکال نداره الان باهم دیوار و تمیز میکنیم تا یادمون بوونه دیگه رو دیوار نکشیم…بعدشم متاسفانه الان تا شب مدادهات توی کمد من میمونه فکر کنم یادت رفته طریقه مصرفشون چیه…به جاش از وسایل دیگه ات فعلا استفاده کن…هم همدلی کردی و آروم و دوستانه بهش گفتی هم در قبال کار بدش تنبیه شده( تمیز کردن دیوار و نداشتن مدادهاش برای یک تایم مشخص)

تمام اين كارها كه گفتي حداقل براي پسر من كه عاديه، باورت نميشه ديواراي خونه ي ما بعضي جاهاش انقدر با مداد شمعي رنگ شدع كه وقتي لباس روشن تنمونه و ميخوايم از اون تيكه ها رد بشيم مواظبيم كه لباسمون رنكي نشه، بقيه خونه هم كه با مداد رنگي طراحي شده😅

از دست این بچه ها پسرمن مدادشمعی برداشته کل دیوار رو نقاشی کرده موندم چیکار کنم باچی تمیز کنم

فکر میکنم راهو اشتباه رفتین

بیرون هم بریم حتما باید یه چیزی از رو زمین برداره مثل سنگ ،برگ اینا خیلی اذیت میکنه بچه های شما هم این مدلی هستن

سوال های مرتبط

مامان Lia&Dia مامان Lia&Dia ۵ سالگی
مامانا طبق شکی که تاپیک قبلی گفتم
شک کرده بودم به بیش فعال بودن دخترم گفتم ببرمش مهد ببینم اوضاع چطوره
رفتم اونجا با مربی حرف زدم که ثبت نام کنم اونم یه کم با دخترم صحبت کرد اسباب بازی بهش داد گفت بازی کن بعد گفت جمع کن موهایم بافت الاکلنگ آورد بازی داد و شعر خوند دخترم حرفاشو گوش میداد آروم بود اصلا یکی دیگه شده بود من فهمیدم بیش فعال نیست قبلانم مهمونی میرفتیم اونجا دخترم بکل عوض می‌شد و آروم ساکت حرف گوش کن چی بگم مودب و عاقل

ولی از مربی و محیط مهد خوشم نیومد ثبت نام نکردم اتاق مادرا جدا بود درب اتاق ها رو کلید می‌کرد میرفت و میاومد مدام کلید می‌کرد اخه دیگه اتاق مادرا رو چرا کلید میکنی مگه نباید شیشه ای باشه مادر ببینه داخل رو ؟بعد دخترمو جدا برد نیم ساعت داخل من پیشش نبودم میگم چیکار کردی اونجا میگه تنها بودم نشسته بودم
بعد اتاق های تو در تو و تاریک یه روز درمیون دو ساعت ۱۶۰۰
مهم هزینه ش نیستااااا میخواستم تو محیط باشه ولی تصمیم گرفتم خانه بازی ببرم با بچه ها بازی کنه خودم ببینمش تا اینکه نباشم اونجا یکی با حرص ببراش دستشویی یا با بچه ای دعواش بشه و گریه کنه چون مظلومه بالاخره بچه شیطون هم هست دیگه همه که مثل دختر من نیستن
دختر کوچیکمم اضطراب جدایی داره دلم به اونم میسوزه تنهاش بزارم پیش مامانم میمونه هاااا ولی 😞😔نمیدونم بخدا دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط
چقدر سخته بچه پشت هم😭