۱۱ پاسخ

منم همینطور همش استرس گم شدن و حواس پرتی بقیه رو میگم در باز نباشه بره خواب نمونم تو خواب یکی بخواد تو خونه یا درو بتونه ی جوری باز کنه چ مهد ج مدرسه ج خونه چ با خانوادم یا خانوادش یا پدرش تنها باشه صدها بار میمیرم و زنده میشم البته اینم بگم چون پدرم وکیله و سال‌های پیش ی همچین پرونده ای داشت من ذهنم ب شدن ترسو شده و وحشت دارم 🥲

سلام گلم اینکه نگران باشید اونم درحد کم بخاطز مادر بودن خوبه
اما اینجور ک شما میگیذ غیرطبیعی هم برای خودتون هم‌برای دخترتون واقعا بد میشه...
سعی کن خدمات رواندرمانی بگیری و زودتر درمان رو شروع کنی گلم

من به پسر اولم خیلی وابسته بودم ترس داشتم
تا اینکه رفت مدرسه منم خوب شدم
ولی شب تاسوعا ۸سالگیش گفت با دوستام تو صف زنجیر زنی بمونم گفتم نه باباش قبول کرد
دوستش اومد ولی پسرم نه
منم تا مرز سکته رفتم و خودمو میزدم میزدم تو سرم
شوهرم رفت تو مسجد همونجا دم درش بود منتظر ما 😅
یا یبار شوهرم زنگ زد گفت دفترچه بیمه بچه رو بده اژانس برام بیاره گفتم چرا گفت هیچی گفتم بگو گفت مدرسه یکی هلش داده سرش یکم خون اومده
باردار بودم رفتم مدرسه رو گذاشتم رو سرم بچمم بردم بیمارستان پشت سرش یکم زخمی شده بود فقط
همون شب از ترس زایمان کردم 😅😁
عزیزم اینقدر نگران نباش

وای چقدررر منی
منم همینم
این خیلی بده 😭😥

منم یکم ازم دور میشه تپش قلب میگیرم

منم همینطورم حتی پیش مامانم نمیزاشتمش قبلا الان دیگه میزارم گاهی

حتما نیاز داری عزیزم
چون با این کارت هم ب خودت هم ب دختر نازت آسیب میزنی
من هم از نوزادی پسرم خیلی مادر حساس و وابسته ای بودم اما جلوی خودم رو تو همون نوزادیش گرفتم و بارها و بارها پیش اومده ک پسرم روبرا مامانم یا همسرم میزارم میرم این ور اون ور

قطعا عزیزم

منم همینطور هستم متاسفانه.
الان دخترمو کلاس میبرم میخام کم کم ازش دور بشم ولی از دور مراقبشم .

اره منم همینم

اره بنظرم نیاز داری

سوال های مرتبط