۳ پاسخ

ببخشیدا ولی بچه بدقلقی کرده بیرون رفتنتون را خراب کرده چرا سر شوهرت خراب کردی باید با سیاست رفتار میکردی بماند که اونم نباید سرت داد میزد
گاهی وقتا ادما برای رد شدن از مرز تحملشون فقط یه کلمه کم دارد

والا مردا این روزا خیلی فشار روشونه
حتی با یه کلمه ممکنه منفجر بشن
الکی چرا حال خودت و‌حال شوهرتو بد میکنی

عزیزم برای لجبازی پسرتون با مشاور صحبت کنید و راهکار بگیرید به امید خدا توراهیتون بیاد چالشا بیشتر میشه اینجورکه فرمودین
🫂🌹💖

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 4️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه گفتم که اون هدفش این بود که من اول پریود شم
بهش گفتم اگر امکانش هست این امپولی که باعث میشه پریود شم رو نزنم فعلا یه هفته دیگه صبر کنم شاید خود به خود پریود شدم اونم قبول کرد و گفت موردی نداره
خب راجب اون قرص و امپول که گفتم همون موقع بهم پیشنهاد ای یو ای داد دکتر چون در واقع تخصص اصلیش نازایی و ای یو ای و ای وی اف بود و خب من مسلما چنین چیزی نمیخواستم حتی نمیدونستم چی به چیه گفتم باید با همسرم یه مشورت کنم برگردم گفت باشه رفتم به شوهرم گفتم دست و پا شکسته میدونستیم چیه اما دقیق نه زدیم گوگل خوندیم و هر دو هم مخالف بودیم رفتم و بهش گفتم که نه ای یو ای نمیخوام انجام بدم و اونم گفت باشه و برام این قرص و امپول رو داد قرص لتروفم و امپول سینال اف هر دو برای تحریک تخمدان بودن که قرص رو بهم گفت از روز پنج پریودیت ۳ تا روزانه بخور کلا ۱۵ تا بود البته اگر اشتباه نگفته باشم و امپول هم نمیدونم دو تا یا سه تا بود که بهم گفت دقیقا سر ساعت شش در فلان تاریخ بزن و دقیقا خودش هم ساعت هم تاریخ رو بهم داد و منم رعایت کردم و سر تاریخ امپول زدم و سر ساعت قرص خوردم نمیدونم شاید تنبلی تخمدان داشتم یا هر چیزی ولی تو ازمایشا بهم گفته بود چیزی نیست و از اون ور هم بعدش هم اسمی نیورد که مشکل چیه و منم نفهمیدم ولی حدسم همون تنبلی تخمدان بود
خلاصه بهم گفته بود بعد از تموم شدن اینا بیا دوباره مطب که یه دارو دیگه بهت بدم ولی خب قبل از اینکه اون دارو رو بده که یه امپول بود باید اول معاینه میکرد پس دوباره رفتم پیشش برای معاینه داخلی دوم...
مامان فراز 🫰🏻✨ مامان فراز 🫰🏻✨ ۱۵ ماهگی
شوهر من کلا خیلی ادم بیخیالیه از اول بارداری هرموقع گفتم درد دارم گفت طبیعیه نگران نباش 😐 انگاری مثلا ده تا شکم زاییده ، خلاصه من یه روز حالم بد بود انقباض کاذب هم گرفته بودم ، بهش گفتم بریم اول فشارمو بگیرم بعدش برم نوار قلب بگیرم گفت بابا طبیعیه گفتم باشه تو منو ببر ، منم دیدم هی داره میگه طبیعیه و نگران نباش و اینا حسابی کفری شدم ، شروع کردم به آخ و اوخ، گفتم نفس تنگی دارم ، وای زیر شکمم درد میکنه انگاری بچه داره میاد پایین ، گفت به خودت تلقین نکن تا بدتر نشی ، یعنی خدایی اینقدر حرصم گرفت خواستم حالشو بگیرم از این حرفش گفتم بچه اومده پایین تو واژنمه گفت ینی چی گفتم انگاری داره میاد یه نگاه بهم کرد ترسیده بود گفتم وای داره میاد گفت چی میگیییی گفتم ای وای بچه داره میاد اقا اصلا از این ادم انتظارشو نداشتم ولی چنان ترسیده بود بخدا میخواست پشت فرمون غش کنه 😂😂 که خودم ترسیدم گفتم تصادف میکنیم ، فورا بهش گفتم شوخی کردم 😂😂 ولی خدایی یه طوری بود میترسم دفعه بعد کیسه ابمم پاره شد باور نکنه وقتشه باید بریم بیمارستان 😂😂😂😂
مامان محمد حسن مامان محمد حسن ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ، اولین بارداری 🌷 قسمت چهارم
از هر روز بیشتر پیاده روی کردیم تقریبا یک ساعت و چهل دقیقه یا بیشتر شد. نیم ساعت آخر دیگه توان نداشتم و دیگه فشار سر بچه رو خیلی حس میکردم همسرم حس کرد مضطربم گفت تاکسی بگیریم سریع تر بریم خونه که گفتم نه همین مسیر هم پیاده برگردیم خونه تحمل میکنم. با هر بدبختی بود😅 برگشتیم خونه و مدارک رو برداشتم و رفتیم بیمارستان. با خودم گفتم میرم یه ان اس تی میگیرن به معاینه میکنن نهایت دیگه. چون دردام قابل تحمل بود و طبق تحقیقاتم 😂 میدونستم زیاد باز نشدم هنوز طبق الگوی درد هام. برای همین وسایلی که حاضر کرده بودم از هفته ی سی و چهارو برنداشتم. ساعت نه اینا بود رسیدم اورژانس مامایی بیمارستانم و شرح حال دادم.اول با دستگاه معمولی قلب بچه رو چک کرد و مشخصاتم رو نوشت.بعد فرستادنم اتاق ان اس تی گرفتن. رزیدنت زنان و زایمان انقباضاتم رو چک کرد و گفت که انقباضتت عالیه و منظمه بریم برای معاینه . معاینه که شدم گفت دو سانت و نیمی با دهانه رحم بسیار نرم و سر بچه کامل پایینه همون موقع معاینه تحریکی انجام داد که یه کوچولو درد داشت حقیقتا. بعد گفت همینجا تو راهرو برو پیاده روی و ورزش هایی که میگم رو انجام بده وقتی درد اومد سراغت. منم کامل به حرفاش عمل کردم و نیم ساعت چهل دقیقه ای گذشت که رفتم دستشویی و دیدم لباس زیرم کامل خونیه انگار که پریود شده باشم رفتم و بهش گفتم گفت مشکلی نیست و طبیعیه دوباره معاینم کرد گفت حدودا سه شدی.
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣5️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه وقتی فهمیدم طول سرویکسم خوبه دیگه رعایت نکردم و خونه که به شدت به هم ریخته بود رو تمیز کردم نزدیک به ۵ ساعت مدام سرپا بودم و از اون ور هم خیلی نشستم چون همسرم کار داشت در خونه یه هفته هر شب تا صبح کار میکرد و منم مدام تو این مدت فقط مینشستم پیشش بالای ۳،۴ ساعت و خلاصه همین فشارا تو یکی دو هفته باعث شد ۲۰ هفته دقیقا دو هفته بعد انومالی من درد شدید پریودی بگیرم که هی میگرفت و ول میکرد دو روز تقریبا درد داشتم اما گفتم احتمالا بچه داره جا باز میکنه از این حرفا چون اخریم بار سرویکسم خوب بود و مشکلی نداشتم برای همین شک نکردم
بعد دو روز یکم دردم اروم شد اما شوهرم یهو اصرار کرد که بریم دکتر و من هی میگفتم بخدا خوبم الان درد ندارم گفت باشه ضرر نداره بذار بریم ساعت ۹ و ۱۰ شب بود و تصمیم گرفتم برم زایشگاه
رفتم و بهشون گفتم که ۲۰ هفتم دو روزه درد پریودی دارم مدارک پزشکی مث سونوگرافی و ازمایشام رو چک کرد فشارم رو گرفت و بهم گفت میخوای معاینه کنم گفتم موردی نداره گفت نه اروم چک میکنم خب منم نمیدونستم خوبه یا بد ولی خب بعد فهمیدم نباید میذاشتم چون هفتم پایین بود ولی خب اروم معاینه کرد اصلا متوجه درد نشدم و گفت خوبه ولی سونو و ازمایش ادرار که ببینم عفونت داری یا نه هم برات مینویسم از شانسم سونو گرافی رو به روی بیمارستان باز بود و همون لحظه رفتم سونو رو انجام دادم....