۲۲ پاسخ

ای کاش این فرهنگ نبوسیدن نوزاد جا میفتاد🤕😔

هیچی دیگ لباسا هم بمونه برا خودشون، جوابم نده خوشحال باش ک با این طرز فکر دیگ نمیان و برن وگرنه زنِ حسابی دیگ نوزادو نبوسیدن قهر کردن نداره ک ،

خیلی خوب کردی که از همین الان گفتی که بچه رو نبوسن ..... جواب دادنم نداره .... قطعا بچه ت به اون لباسا نیاز نداره ... اونا اگه از محبت اون لباسا خریده شده که باید بدونن توهم از محبت گفتی کسی بچه مو نبوسه ... اگه هم از گرو و گروکشی خریده شده ، که همون بهتر که سلامتی بچه ت رو با دو دست لباس خریدی

اگرم اورد بگو‌ من این جنسا رو تن بچم‌نمیکنم
بهش پس بده

شوهرم‌چند روز پیش خودش به مادرش گفت کسی حق نداره بچمو‌ببوسه و بغلش کنه چون فصل پاییز زمستون مریضی زیاده
دیدم میگه نه صورتشو ک نمیبوسیم دستشو میبوسیم
سریع برگشتم گفتم بخار دهن چه صورت بخوره چه به دست خطرناکه
بچه دستشو تو دهنش میزاره کلا بوسیدنو بزارید کنار

تو‌حالت عاذی هیچکی نمیاد حالمونو بپرسه حالا برنامه ریزی کردن که بیان بچه رو ببوسن😏

چقد کوته فکر
محل شون نذار اینجور ادمارو هرکاری کنی بازم نمیفهمن

میدونی موضوع چیه؟
اینکه ما مدام از پدر و مادرمون توقع داریم همینه که دیگه به چشم انجام وظیفه دیده میشه هر کاری کنن.
بچه مال پسر اوناست ولی خانواده ما تا خرتناق میرن توخرج و زحمت.

میذاشتی بیلد دنیا بعدشم سیاست داشته باش
به خانواده خودت خودت بگو
به خانواده شوهر شوهرت بگه که ناراحت نشن

من که واقعا اجازه نمیدم کسی ببوسه و اصلا هم واقعا اهمیت نداره که کی میخواد ناراحت بشه یا نشه اگرم کسی خواست ببوسه دستش رو میزارم

اصلا برات مهم نباشه کلیپ از اینکه بچه نوزاد رو بوسیدن و مریض شده بچه نشون شوهرت بده فقط کافیه شوهرت پشتت باشه ،ازشون چیزی قبول نکن مگه خودشون پشیمون بشن خواهش کنن
به خاطر نی نی خودتو جوش نده عزیزم هر کدومشون یه طوری اذیت میکنن

عین مادرشوهر منه

شاید با لحن بدی گفتی که بهشون برخورده

جنگ اول به ازصلح آخر
فدای سرت
زندگیتوبکن بیخیال

من از اوایل بارداریم به پدرشوهرم اینا گفتم خواهشا شوخی جنسیتی با بچه من نکنید مخصوصا که دختره میخان ناراحت شن میخان نشن
بابای خودمم آدم بوس‌بوسیه امشب‌گفتم‌ بوسش نکنیا تروخدا بنده خدا‌چیزی نگفت حالا به خانواده شوهرمم بازمیخام بگم

شماهم هرچی دادن قبول نکن خدا به خودمون بده بهترینا فراهم کنیم برا بچهامون

شما یهویی نباید میگفتی حتی شما.. همیشه رفتار بین عروس و مادرشوهر مهمه که باعت سوتفاهم نشه.. باید می‌گفتین شماها که پدر مادرین و نوتونه ولی بخاطر بچه میگم. یجوری میگفتی ک بهش برنخوره

واقعا چرا بعضیا اینقد نفهمن بنظر من کسی ک بچرو دوست داشته باشه نمیتونه ببوسه پیش خودش میگه این بچه نوزاده مریض باشم گناه بزرگیه با ی بوسیدن بچه خیلیا رفته زیر سرم و سوراخ سوراخ شده هر کی میخواد ناراحت بشه نزار نزدیک بچت بیان

الان زود بود واسه این بحث بزار بدنیا بیاد بعدا با سیاست بگو

من به شوهرم گفتم گوشزد کردم
شوهرم خودش ب خانوادش گف ک کسی بچه رو نباید ببوسع فقط دستاشو ببوسین تا دوماهش رد بشع

بنظر من باهمچی ادمایی دهن ب دهن نشو اصلا‌..

شوهرت نبود که بگه این حرفو؟؟ شوهر من به شدت حساسه موقت دخترم به همه گفت حق ندارین صورت بچه رو بوس کنین پدر من چون ریش اینا داشت همیشه بوس میکرد صورت بچه سریع دون دون میشد شوهرم خیلی ناراحت میشد

به نظرم باید یکم ملایم تر میگفتی بهش مثلاً میگفتی دکتر تاکید کرده هیچ کس نباید بچه رو ببوسه خطرناکه .
البته ک حرف مادرشوهرتم خوب نبوده .

بیخیال بابا تو هم بکاریا بچه نیومده گفتی نبوسینش بزا بیاد به سلامتی اونا قراره ی بار ببین تو هم میری خونه مامانت

اولا که خودشون بزرگترن باید عقلشو داشته باشن نبوسن نوزادو!!بعدشم خیلی زود گفتی
بدنیا که اومد همون موقع میگفتی دکترا گفتن نذارید ببوسن پوست نوزاد حساسه
والا مادرشوهر من تا الان یه جورابم نخریده میگه مادر خودت خریده دیگه من چرا بگیرم

سوال های مرتبط

مامان پرنسا🐥🌟 مامان پرنسا🐥🌟 ۲ ماهگی
من الان یه مدت کوتاهی هست با مادر شوهرم اینا قطع ارتباط کردیم داستانشم اینه که شوهر من قبل از اینکه ما باهم ازدواج کنیم به واسطه مادرش میرن خواستگاری دختر داییش و خب صیغه میشن ولی بعد یه مدت کوتاهی از هم جدا میشن بعد دو سه هفته پیش که رفتیم خونه مادر شوهرم مهمونی دیدیم همه هستن این خانم هم اونجا بود بعد من یکم احساس کردم داره رو شوهرم کرم می‌ریزه راستش من خیلی بهم بر خورد وقتی برگشتیم خونه خود شوهرم گفت ناراحت نباش حق من میرم به مامانم حرف میزنم خلاصه فرداش اومد خونه دیدم خیلی عصبیه گفتم چیه گفت هیچی ما دیگه با مامانم اینا کاری نداریم دیگه من نمی‌دونم چی بینشون گذشت که شوهرم اینجوری شد الان به شوهرم گفتم اگه مامانت اینا روز زایمان بیان چی گفت راهشون نمیدم الان من اون روز چه واکنشی باید نشون بدم ؟ از طرفی خودم ناراحتم از کارشون از طرفیم نمی‌خوام اون روزمون خراب بشه بالاخره اولین بچمون میخواد به دنیا بیاد چیکار کنم به نظرتون ؟


بارداری بارداری انومالی انومالی زایمان زایمان سونوگرافی جنسیت شیرخشک پوشک گهواره
مامان نینی🎀 مامان نینی🎀 هفته سی‌وششم بارداری
تاپیکت های قبل گفتم بحث دعوا داشتیم با همسرم مست میکرد میومد الکی میزد منو روانی میشد رسما خلاصه که چند روز تنها درو قفل کردم موندم اتاق می‌رفت سرکار من میومدم از اتاق بیرون رسما خجالت می‌کشیدبیاد حتی بگه غلط کردم چون چن روز مونده به عروسی دختر عموم زد چشممو کبود کرد خلاصه بعد چند روز اومد کلی التماس بقران دیگه ل.ب نمی‌زنم به عرق گفتم بخشیدم من عروسی دختر عموم ی روز قبل رفتم خونه بابام چون خونمون بزرگه عروسی خونه ما بود اینم بگم منو شوهرم فامیلیم من ندونستم شوهرم اومده عروسی یا نه موقع که تایم عروسی تموم شد بهم زنگ زد بیا بریم گفتم باشه اومدیم خونه دیدم یجوریه همش الکی بغلم می‌کنه فلان فهمیدم باز م..س.ت کرده گفتم خوردی گفت آره داداشت داد بعد که دید از دهنش در رفت گفتم کاش نمیومدم اگه میدونستم عرق خوردی عمرا نمیومدم خونه که گفت بخدا قسم الکی گفتم من نخوردم فلان دیگه گیر ندادم موقع خواب داشتیم حرف می‌زدیم مابین حرفمون بهش گفتم قسم بخور به جون نینی بگو خوردی یا نه فقط راستشو بگو اینبار رو کاریت ندارم باز گفت قسم میخورم نخوردم بعد امروز آبجیم گفت آره شوهر من و شوهر تو و شوهر اون یکی آبجیم خوردن عرق تو عروسیم مسخره رقصیدن گفتم بگو بخدا گفت بخدا تازه شوهر تو آورده بوده عر.قو دردم این نیست خورده زهرمارش بشه ایشالا بار دوم که میخوره گیر کنه تو گلوش ب...می...ره دردم اینه چرا سر ی چیز چرت قسم خورد به جون بچمون چرا واقعا من که بهش گفتم کاریت ندارم اینبارو ولی اون قسم الکی خورد ...💔
بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری