هر شب حول و حوش تایم خواب دلارز که میشه ⚡️🕦


یه غم سنگینی میشه تودلم نگم براتون🫠
وقتی ۶ ماهه بود،شروع کردم به جدا کردن تایم خوابش،کلی مطلب خوندن راجب خواب مستقل کودک 🤓

از طرفیم از ۴ماهگی شیر شبو قطع کرده بودم ، این کارمو راحتر کرده بود🙃


خلاصه خوشحال و خندان که این مرحله به خوبی گذرونده بودم تا.....🫠

اون شب گذایی رسید و متاسفانه ۳ یا ۴ صبح بود که با اون صدای وحشتناک از خواب پریدیم ، نمیدونم چطوری منو همسرم خودمونو رسوندیم به تخت دخترم🫠🥲

الان که دخترم داره ۱۸ ماهش میشه کنار ما میخوابه و وابستگیش زیاد تر شده و منی که با عذاب وجدان شبو سپری میکنم😞
هنوزم نمیدونم چی میخواد بشه دوباره تلاش کنم و بی ثمر بشه

یه روانشناس کودک میگفت بیاید قبول کنیم شرایط بچه های ما با خارج از ایران فرق داره🫠

فقط میگم ببخش مامان که اصولی نمیتونم پیش برم ⚡️🌿

کاش بعده ها بهم نگی مامان منو چرا تو این شرایط به دنیا اوردی 🙃
خواب مستقل
قطع شیر شب

تصویر
۱۵ پاسخ

من زیاد موافق خواب مستقل و این داستانا نیستم حتی بنظرم بچه بیشتر مضطرب
می شه یه سنی ک برسن خودشون مستقل می خوابن 🤷‍♀️
ما توی یه اتاق می خوابیم اما پسرم با فاصله می خوابه .

غصه نخور مسائل بزرگتری واسه غصه خوردن هست

تصویر

کدوم شب چی شده بود؟

عزیزم میشه بپرسم اون اتفاق وحشتناک چی بود 🙂

میدونم این به تفکرت و طرز تربیتی که تو ذهنت براش تداعی میکنی برمیگرده و کاملا طبیعی اگه از روند ذهنیت که برنامه ریزی کردی خارج بشه اذیت بشی ولی بنظرم خیلی داری خودتو درگیر و اذیت میکنی، خیالت راحت بچه ها به یه سنی برسن خودشون جدا میشن. تو هرطوری باشی بهترین مادری و داری زحمتشو میکشی مطمئن باش هیچوقت از داشتن مادر خوبی مثل تو دلخور نمیشه و اعتراضی نداره.
من کلا موافق خواب مستقل نبودم به دو دلیل، یکی اینکه خودمو دخترم اکثرا تنها بودیم، دومیش شاید یکم خودخواهی دخیلش بود میگم دخترم بزرگ میشه شاید دیگه مثل الان نتونم شب بغلش کنم بخوابم، دوست داشتم این روزا تو بغلم باشه کنارم باشه لذت ببریم از وجود همدیگه و از بزرگ شدنش خوب واسه خودم خاطره سازی کنم بعدا براش بگم، احساس میکنم بچه خیلی به مادر تو این سن احتیاج داره.
حتی بااینکه الان باردارم و تو سن ۲ سال و سه ماهگی دخترم بچه دومم بدنیا میاد ولی از الان فکرمیکنم و برنامه میچینم چطور واسه دخترم وقت بزارم یا اگر جدا خوابیدن براش اذیت کننده بود، کنارش باشم.
ما همه مادریم و داریم زحمت بچه هامونو به هر شکل و شیوه ای میکشیم

عزیرم چه اتفاقی افتاد انروز ؟

من چندشب قبل از شروع ۶ ماهگی پسرم،تلاش کردم توی اتاق خودش مستقل بخوابه...هزارتا مشکل پیش رومون بود،اول اینکه شیرمادری بود و بارها تا صب بیدار میشد،من هی نصفه شب کامل باید بیدار میشدم خم میشدم از تخت برمیداشتمش شیر میدادم و دوباره خواب ...کمرم داغون شد،فاصله ی اتاقش از اتاق خودمون خیلی زیاد بود و اگه قرار بود تنها بمونه صداشو نمیشنیدم،اگرم میخواستم پیشش بخوابم کلا بین من و همسرم فاصله میفتاد موقع خواب...خیلی فکر کردم دیدم واقعا به صلاح من و بچه ام نیس اون زمان..‌فعلا بیخیال شدم،کنار خودم با فاصله میخوابه،تا از شیر بگیرمش،اتاقش از هر لحاظ مناسبش باشه بعد مستقلش میکنم

چی شده بود مگه؟

یعنی هرشب با عذاب وجدان میخابید که چرا جای خاب دخترتون جدا نیست؟ ! من اصلا به این موضوع فکر نمیکنم 😅خب مگ چی میشه پیش شما بخابه؟ الان ک سنی نداره بعد ها بزرگ میشه وقت خیلی هست واسه جدااز شما خابیدن ☹️

عزیزم منظورت از صدای وحشتناک جنگه ؟ 🥲

عزیزم بزاربگذره چراعذاب وجدان میدی خودتو . الان مقاله های جدید میگناز۲.۵سال بخترین سن جداییه.خواب مسقل معنیش این نیست بچه حتما تواتاق دیگه بخابه ینی بچه بدون تکون دادن وسینه و...اینا بتونه بخابه...!

واقعا با شرایطی که الان چند وقته ما ها داریم به نظرم بهتره به خواب مستقل فکر نکنیم اینجوری هم استرسمون کمتره هم راحت تر خودمون و بچه مون میخوابیم

سلام عزیزم حتی خارجی ها زیاد موافق نیستند تا یکسال بچه جدا بخوابه
من چندتا مستند دیده بودم
ولی خوب یکم شرایط گیج کنده میشه یک عده و مستند توصیه به خواب جدا یک سری نه و....
من هنوز نمیدونم کدام کامل درسته
ولی خودم تا بالا یکسال موافق نیستم.

عزیزمممم
درک میکنم با همه وجودم🥲

آخ🥺🥺🥺🥺حرفا دل مننن

سوال های مرتبط

مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم مثلا پنج ماهگی که غذا خور شد شام می‌دادم بعد نیمساعت شیر و بعد نیمساعت خواب و بعد به ترتیب از نزدیکترین تایم به وعده غذایی شروع به خذف کردم مثلا ده شب رو آب میدادم یک یا دو بامداد رو شیر میدادم بعد کم کم تایم گرفتم از ۱۵ دقیقه شروع کردم و هر سه شب دو سه دقیقه کم کردم تا تایم ۵ صبح که طرفای شش ماهگی بود و واسه دندون و مشورت با متخصص خواب این وعده تا حوالی یازده ماهگی ادامه داشت تا حذف کلی با همون شیوه قبلی شیر روز هم دخترم پنج‌وعده می‌خواد که با بازی و … دو نه دونه حذف کردم البته دخترم خودش تایم شب قبل خواب رو اول حذف کرد چون غذا و آب می‌خواد دیگه شیر تمایل نداشت و کم کم شیر پاستوریزه توی لیوان نی دار بهش دادم تا حس نمیدن درش ارضا بشه و سینه نخواد
البته دختر من یکساله ک شد پنج وعده در ۲۴ ساعت شیر می‌خورد که با آمادگی خودم و دخترم و با توجه به تحقیقات که شیر بعد یکسالگی ارزش غذایی نداره و صرفا یک عادت هست این پنج وعده رو شروع به کم کردن کردیم چون بچه یکساله نهایتا سه وعده شیر باید بخوره و کم کم با پیشنهاد جایگزین مثل میوه های آبدار و خنک و شیر گرم پاستوریزه تو لیوان نی دار و بازی و سرگرم کردنش وعده ها رو کم کردیم و سیزده ماهش که بود خودش کلا دیگه شیر نخورد و الان شیر پاستوریزه می‌خوره
مامان سپهر مامان سپهر ۱ سالگی
سلام به مامانای گل
دیگه امروز خواستم تجربه از شیر گرفتن سپهر رو بگم
من امروز ۲۰ روز هست که سپهر رو از شیر گرفتن
سری اول چند ماه قبل شیر شبو قطع کرده بودم که بعدش کلا از شیر بگیرم که نتیجه نگرفتم و پسرم شدید تر از قبل شروع به شیر خوردن کرد
بنابراین تصمیم گرفتم کلا از شیر بگیرمش چون تدریجی برا ما نتیجه نداد
روز اول صبح تو خواب شیر خورد و دیگه از اون لحظه قطع کردم
تا شب بازی کرد و مشغولش کردم و خوراکی دادم شیر نخواست
اما شبش واقعاااااا وحشناک بود
پسرم عادت داشت شیر بخوره و بخوابه
خواب زده بود به کلش و نمیتونست بخوابه واقعا شب بدی بود تا اینکه ساعت ۵ صبح خوابید
شب دومش خیلی بهتر از شب اول بود در کل برا ما شب اول خیلی سخت گذشت
اما تجربباتم
۱: حتما با مامانتون یا کسی که راحتین بچه رو از شیر بگیرین هر چی نفرات بیشتر کار راحت تر میشه
۲: من تا یک هفته شبا سپهر رو تو ماشین میخوابوندم یعتی ساعت ۱۱/۳۰ میرفتیم بیرون تو ماشین میخوابید
۳: سعی کنین برین مهمونی یا گردش که بچه خسته شه و شب راحت بخوابه
۴:من نیم ساعت قبل خواب بهش شیر پاستوریزه یا هر خوراکی میدم که سیر بشه و نصفه شب گرسنه نشه
درسته که موبایل و تلوزیون خوب نیست ولی نمیشه همشو یه جا منع کرد
من وقتی خونه ایم و میبینم نمیخوابه یه کوچولو تلوزیون براش روشن میکنم یا تو گوشی یکی از فیلماشو باز میکنم و خوابش میگیره
ببخشید طولانی شد ولی این تجربه ۲۰روزه ام بود پسر من تو روز کلا زیاد شیر نمیخورد مشکل من شب بود که خداروشکر فقط شب اول خیلی سخت گذشت