۱۱ پاسخ

سلام‌مامان نوراخوبی عزیزم؟پانیکتون چطوردرمان شدکمکم کنید.علائماتون چی بود

خیلی سخته،منم مشکل تو رو دارم🥺🥺🥺

لطفا اگه تونستی بگیریش به منم بگو چکار کردی
دقیقا منم همین مشکل رو دارم بچم شب تا صبح سینه میخاد🙄هیچ جوره هم نتونستم شیرشو کم کنم

دلیل اینکه شیر زیاد میخواد بخاطر اینه همش پیشش هستید
پسر منم خیلی وابسته بود تا اینکه از اول مهر رفتم سرکار و چند ساعت پیشش نیستم. دیگه خودش می‌خوابه
ولی خب شب همش شیر میخواد

من اول ظهر رو قطع کردم
الان فقط صبح بیدارمیشه میدم
و شب قبل خواب
چند وقت دیگه صبح هم نمیخوام بدم
و فقط قبل خواب بدم تا نزدیک ۱۹ ۲۰ ماهگی
ببینم کی میتونه ترک کنه
کلا قطع کنم
توام این کار و کن

بایدزودتردست ب کارمیشدی شیرشبو قطع میکردی تاالان اونوقت شیرروزشو کم میکردی..من ازیکسالگی شیرشب ب شاهان نمیدمقبل خواب ک میخوره دیگه تافرداصبح لهش نمیدم اگرم بیداربشه اب میخوره میخوابه

خیلی سخته.....میدونی ماری که میکنی به نفعشه ولی طاقت نمیاری و عذاب وجدان میشی‌.....اما باید اصولی انجام بدب، همه ی ترک عادت ها باید تدریجی باشه
یعنی باید ببینی موقع خوابیدن در روز چند دقیقه سینه مک میزنه، بعد هر سه روز از دقایق شیردهی کم کنی تا متوجه نشه
وقتی داشت گیج می‌شد بخوابه نده بهش تا با مکیدن به خواب نره
خیلی باید حوصله کنی بعد که عادت کرد شب هم همینطور

شما هم نباید یهویی قطع کنی
باید کم کم و به مرور زمان انجام بدی

من شیر خشک یک ماه قطع کردم
به جاش شیر بادام و شیر پاستوریزه میدم

عادتش بده پاستوریزه بخوره جاش

اول ظهرشو قطع کن یکهفته بعد شب اینجوری اذیت میشه.شبش سخته

سوال های مرتبط

مامان Ana مامان Ana ۲ سالگی
من دخترمو چند روزه از شیر گرفتم چون شبا بیش از حد شیر میخورد تا صبح ده بار بیدار می‌شد هر دفعه ام یک ساعت بیشتر شیر میخورد انقد که دیگه تپش قلب می‌گرفتم حالم بد میشد روزا هم مدام چسبیده به من بود خلاصه یه شب انقد اذیتم کرد که دیگه تصمیمو گرفتم و از شیر گرفتمش ولی خوب خیلی عذاب وجدان داشتم و دارم... بعد دیروز مادرشوهرم سر صبح اومد خونه ما ،ما داشتیم صبحونه می‌خوردیم یهویی شروع کرد به حرف زدن که چرا بچه رو از شیر گرفتی شیر سوزش کردی هنوز سنش کمه باید تا دوسالگی می‌دادی مادری نکردی براش بعد دخترم اومد که بیاد رو پاهای من بشینه رو به دخترم میگفت نرو بغل مامانت ، مامانت به تو شیر نداده برات مادری نکرده... منم فقط اخمامو کشیدم تو هم خودمو خیلی کنترل کردم که بهش بی احترامی نکنم ولی الان خیلی پشیمونم که جوابشو ندادم از دیروز هم مدام حرفاش میاد تو ذهنم و گریم میگیره جدای از عذاب وجدان ازین حرص میخورم که اصن به اون چه ربطی داره واقعا کاش جوابشو میدادم که الان انقد خودخوری نمی‌کردم 💔💔