سوال های مرتبط

مامان پسر👶🏽 مامان پسر👶🏽 ۲ سالگی
بماند به یادگار از اولین شبی که بدون می‌می‌خوابیدی🥹
دو‌هفته پیش رفتیم سفر و من از همون موقع تصمیم کرفتم شیر هامون کم کنم، درطول روز که مشغول بازی بود ‌‌سرش گرم‌مبکرذم‌ و فقط موقع خواب ظهر و‌خواب شب بهش می می میدادم،، دو شب شد که تا صبح اصلا شیر درخاست نکرد
منم تصمیم گرفتم‌کلا بهش ندم، امروز یه تیکه چسب روی سینم‌زدم‌و‌وقتی اومد سراغش گفتم اوف شده لباسم داد پایین و‌گفت نازی
اما شب که میخاست بخابه یه مقدار کلافه بود و‌دنبال می می‌ میگشت با گریه رفت سراغش ‌‌میدید چسب داره خودش میداد پایین یه خرده بهونه گرفت و خابید
راستش بخای تا اینجا راحت‌تر از اون چیزی بود که فکرش میکردم
اما الان قلبم داره کنده میشه ‌اشکام بند نمیاد ار اینکه به این فکر میکنم پسرم با اون چشمهای دکمه ایش موقع می می خوردن دیگه نگاهم نمیکنه، وقتهایی که شیطون میشد باهاشون بازی میکرذ ‌‌مدام از این سینه به اون سینه میرفت
میدونم خیلی دلم برای این لحظه ها تنگ میشه🥺
اما پسرم تو بزرگ شدی و وارد مسیر جدیدی از زندگیت میشی و من مثل همیشه همراه و کنار تو هستم❤️
یک دنیا از خدای خودم و تو ممنونم که اینقدر آقا هستی 🙏🏽
منو‌بابایی امشب برای بزرگ شدنت ، برای اینقدر خوب بودن و همراهی کردنت، اشک شوق ریختیم و برات ارزوی عاقبت بخیری ‌‌سلامتی کردیم جان مادر❤️
۴۰۵/۱/۲۴