۲۷ پاسخ

خب شما هم اگه مامانت پایین بود شوهرت نبود نمیرفتی خونه مامانت؟چیش رو مخه

بهداشتو رعایت نمیکنه ذلیل شدمه😨

شلوارکشو وسط خونه گل درست می‌کنه می‌ره
حوله ای که دستشو خشک کرده میاره می‌زاره رو غذاخوری
خیلی زیاده خواهر کدومو بگم😂

بی نهایت خونسرد و ریلکسه

من همسرم اخلاقای تو‌مخی زیاد نداره و‌همیشه تمیز و‌مرتبه فقط اینکه بی سیاسته و آنقدر دست ودلبازه که همیشه از این رفتاراش سو استفاده می کنن

مدام باید لباس هاشو از تو اتاق جمع کنم یکسره رو تخت می‌ریزه هرچی میپوشه

زود عصبی میشه و شعور نداره🫥

اگه من سر بچم داد بزنم فوری عکس العمل نشون میده که آره بدی و فلان خدا بهت نباید بچه میداد

رو مخ ترین رفتارش اینه که درگیر خانوادشه
خیلی زیاااااد درگیرشونه
کجا میرن ، کجا نمیرن ، کی میرن کی میان ، چقد قسط دارن ، برن دکتر ، مهمون بیاد براشون ، مسافرت برن ، ببره ، بیارتشون ، بره دنبالشون
توی همه چیزشون دخالت میکنه
واقعا روی اعصابمه

حالا شوهر من بزور می‌ره
باید من برم تا اونم بره

وااااااااا کجاش رو‌مخه
تو پسرت بزرگ‌شه باعاش تو‌یه ساختمون باشی بیاد خونت رو مخیع
😑😑😑😃😑😑😑😑

رفتار رو مخ همسر من اینکه اون ب شدت دنبال پیشرفت کاری و دنبال ارتقا و ترفیع
ومن میمیرم ک خودم بخاطر ناروین ثابت موندم پیشرفت کاری ندارم فقط هرروز خسته تر از دیروزم

خروپفش رومخه اذیتم خیلی

کتاب میخره نمیخونه.میلیون میلیون میده کلکسیون تسبیح داره دریغ از این که یه یار دستش یگیره حیف پول

دست و دلباز و ولخرج اگه ي كم پول داشته باشه سريع خرج ميكنه فكر دو روز ديگ نميكنه خيلي رو مخ

قهر میکنه
یهو با خونوادم و فامیلم لج میوفته وسط مهمونی محلشون نمیزاره میره تو قیافه انگار مادرشو من ...

شوهرت از تنهایی میترسه

همش تو خونه ور دل منه...تنبله...حوصله بچه نداره...هعی گیر میده

شوهر منم همینطوریه میره پایین هر وقت دلش خواست منم نباشم ک حتما میره مگه بخواد بخوابه،دوسداره تو شلوغی باشه منم عادت کردم

اینکه هرچی مامانش بگه بحرف میکنه کلا اولویتش اول خونوادشن بعد ما

همسرمن تو خونه باخودش حرف میزنه،یهو اسم دوستش یا چیز بی ربطی میگه🙄😤

بره سرکار دیگه بهم زنگ نمیزنه من بزنم جواب میده ولی اون نمیزنه میگه مشغول کار میشم تمرکز میکنم نباید حواسم پرت بشه
کارش تولیدی کیف داره

عجیب شاید باشه ولی خیلیییی به غذاش دقت میکنه دائم میگرده توش یه چیز ریز ببینه مشکوک میشه نکنه سبزی وپیاز و .... باشه که نمیخوره درمیاره از تو غذا

شوهر منم اصن نظافتو رعایت نمیکنه خیلی کارای رو مخی میکنه از حموم نرفتنش که دیگه نگم براتون

خییییلی حرف میزنه🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️لجبازه

برامااينكه كلا طرف اوناس اولويتش اونان خيلي خيلي رومخمه منودخترم اخريناييم

حالا ب عکس شوهر من ب زور باید بفرستمش بره خونه مامان باباش ی طبقه فاصله است مثلا من اول میرم بعد اون میاد گاهی اوقاتم نمیاد تنها ک خیلی کم اگه کار داشته باشه میره

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۳ سالگی
خانوما بیاین راهنماییم کنین اعصابم خورده..پسر من طرف پدرو مادر خودم نوه اوله و اونا هم جز من کسی رو تو شهرمون ندارن..مامانم بی اندازه عاشق پسرمه و چون من شاغلم اکثرا خودش نگه می‌داشت بچه مو البته با جون و دل و اینو من میفهمم..همیشه خیلی اصرار می‌کنه ک رادین بذارین تنها خونه ی ما بمونه.از طرفی هم شوهرم خیلی وابسته پسرمه و اصلا و ابدا اجازه نمیده ک تنها اونجا بمونه و زیاد رفت و آمد کنم خونه مامانم.اینو هم بگم بخاطر بدگویی های مادرشوهرم از مادر من دلسرد شده بااینکه جز احترام چیزی ازشون ندیده..یکبار موقع برگشتن از خونه مامانم پسرم کلی گریه کرد ک من نمیام..منم مجبور شدم گذاشتمش و اومدم خونه به مامانم گفتم یکی دوساعت دیگه میایم دنبالش یا خودتون بیاریدش.اما همینکه شوهرم اومد خونه و دید پسرم نیست آشوب گرفت و داد و بیداد ک من دوست ندارم بچه م پیش مامانت باشه مگه اینکه مجبور باشیم و جفتمون سرکار باشیم ینی یه دعوای بزرگی راه انداخت ک حد نداره.منم حقیقتش از همون زمان واقعا ترسیده شدم و حوصله جر و بحث ندارم و با اینکه پسرم گریه می‌کنه با مکافات میارمش..دیشبم دقیقا همین اتفاق افتاد و بچه م کلی گریه کرد ک بذار بمونم اما من با گریه و داد و بیدادش بزور سوار ماشینش کردم..مامانم قهر کرد و گفت یجوری برخورد میکنی انگار خونه ی غریبه میخوای بذاریش.اگه امشب ببریش دیگه حق نداری پاتو بذاری خونه ی ما..منم چون از عصبانیت شوهرم میترسیدم به حرفاش گوش ندادم و آوردمش خونه..الان اعصابم خورده از دست شوهرم ک انگاری مادرم بچه مو کتک میزنه یا اذیت می‌کنه ک همچین رفتاری داره..اونا ک از گل کمتر بهش نمیگن