شاید به درده شما مامانای مهربونم بخوره😍
چند روزه خستم بی حوصله ام و بدتر نزدیک پریودیمم هست
ولی با این حال هر روز دختر کوچولومو می برم گردش
باهاش بازی می کنم، شیر وغذاشو سر وقت میدم، اموزش میدم، روزی چندبار میشورمش و... ولی باز حس ناکافی بودن می کنم اینکه چرا امروز باذخترم کم حرف زدم،؟ چرا امروز کم بازی کردیم؟ چرا کمتر تفریح کردیم و هزاران چرا دیگه
تا اینکه اینجا تایپیک یکی از مامانا رو دیدم چقدر حرفش قشنگ بود
ما مامانا هم ادمیم گاهی عصبانی میشیم
گاهی گریه می کنیم حتی گاهی حوصله ی خودمونم نداریم
گاهی دوست داریم فقط برای یک ساعت تنها باشبم باخیال راحت فقط دراز بکشیم و... گاهی برعکس بالا شادی وخوشجالیم، سرحالیم احساس می کنیم می تونیم هرکاری و انجام بدیم پس تمام حس های بالا حس هایی که میاد سراغ یه آدم درسته؟ شیرخشک شیشه شیر کولیک
پس اینکه گاهی بی حوصله ایم دلیلی براینکه مادر خوبی نیستیم نیست
پس چیکار کنیم؟ به جاش بیایم برای حسمون برای خودمون ارزش قائل بشیم اگر کمکی داریم بچمون و بهش بدیم و استراحت کنیم
اگرم نداریم بیا چند روز بیخیال خونه شو تایمی که بچه خوابه فقط فقط کاری که دوست داریم انجام بدیم، وقتیم بیداره با اسباب بازی موردعلاقش سرگرمش کنیم وکاری که خودمون دوست داریم انجام بدیم یه مدت به خودت مغزت بدنت استراحت بده بعد وقتی پر انرژی شدی به زندگیت برس نه اینکه نه تنها به خودت استراحت ندی بلکه بدتر با اون حال داغون بخوای خودت و مجبور کنی پوشک، شیردهی، سینه خیز، نوزاد

۵ پاسخ

چه قشنگ 🙂

فقط من که امشب از دست بچه ها در رفتم رفتم داروخونه ی ساعت با خانومای اونجا بگو بخند میکردم وقتی برگشتم توی خورشت ام کلا سوخته بود بازم خدا خیرش بده خواهرم زیرشو خاموش گرده بود یکم ازش در اومد هههههه خودم دوتا بچه دارم بچه های جاریمم ۲هفته اس خونه منن جاریم قهر کرده رفته خونه باباش تهرون

اینا که میگید گفتنش قشنگه در عمل سخته به خدا
روز به روز که میگذره سخت تر میشه و خستگی از تنت که بیرون نمیره بیشتر میشه ، حساسیت به پروتئین گاوی
اینکه فقط شیر مادر میخوره عصاره بدنت رو میکشه اینکه از خانوادت دوری و کمکی نداری همش یکجا جمع میشه و هیچ کاری هم نمیشه کرد

عالی گفتی

😭😭😭😭😭😭😭😭😮‍💨😭😭

سوال های مرتبط

مامان محیاومهوا مامان محیاومهوا ۱۰ ماهگی
سلام ویژه به تک تک شما عزیزان
سه هفته‌ست که برای غذا خوردنِ مهوا، واقعاً دارم تلاش می‌کنم… ❤️
مهوا شیر رو درست و به اندازه‌ای که باید نمی‌خوره. از طرفی به خاطر رفلاکسش، خیلی وقت‌ها غذایی که با عشق براش درست می‌کنم رو نمی‌خوره یا حتی بالا میاره.
ولی من ناامید نشدم… و نمی‌شم. 🥹❤️
هر روز سعی می‌کنم براش غذاهای مختلف با طعم‌های متنوع درست کنم؛ غذاهایی که هم مقوی باشن، هم دوست داشته باشه. گاهی می‌خوره، گاهی نه… گاهی چند قاشق می‌خوره و گاهی همه‌ش رو بالا میاره. ولی من باز هم فردای اون روز، دوباره شروع می‌کنم.
امروز وزنش کردم…
توی فقط ۱۷ روز، ۴۰۰ گرم وزن اضافه کرده. 🥹❤️
شاید برای خیلی‌ها فقط «۴۰۰ گرم» باشه، ولی برای من یعنی نتیجه‌ی تمام اون روزهایی که خسته شدم اما ادامه دادم. یعنی دارم کم‌کم می‌بینم راهی که انتخاب کردم، داره جواب می‌ده. 🌱
این متن رو نوشتم که به همه‌ی مامان‌هایی که مثل من گاهی خسته و ناامید می‌شن بگم:
ناامید نشید. ❤️
قرار نیست همه‌چیز یک‌شبه درست بشه.
قرار نیست بچه‌مون هر غذایی که با عشق درست می‌کنیم، بخوره.
مهم اینه که ما ادامه بدیم، تلاش کنیم و هر روز یک قدم کوچیک برداریم.
ما مادرها ستون خانواده‌ایم…
گاهی خودمون خسته‌ایم، گاهی دلمون می‌خواد گریه کنیم، ولی باز بلند می‌شیم و برای بچه‌هامون تلاش می‌کنیم. ❤️
شاید امروز نتیجه‌ی تلاشمون رو نبینیم،
ولی یه روز، همین قدم‌های کوچیک می‌شن بزرگ‌ترین افتخارمون. 🥹🌱
برای تمام مامان‌هایی که دارن تلاش می‌کنن، حتی وقتی کسی تلاششون رو نمی‌بینه… خسته نباشید. ❤️


۱۴۰۵/۶/۳
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۶ ماهگی
مامانا، بعد از بچه‌دار شدن خیلی چیزها تغییر می‌کنه و طبیعیِ که انرژی و تمرکز همه‌مون روی بچه باشه. اما تجربه ما نشان داد که رابطه با همسر هم نیاز به مراقبت داره، حتی وقتی خسته‌ایم یا درگیر کارهای روزمره هستیم.
ما یاد گرفتیم که برای زنده نگه داشتن رابطه، لازم نیست کار بزرگ یا خارق‌العاده‌ای انجام بدیم. کافی بود:
ده دقیقه واقعاً با هم بودن، وقتی بچه خوابیده، بدون گوشی و حواس‌پرتی، حتی فقط برای حرف زدن درباره روز یا یک اتفاق کوچک.
مدیریت لحظات عصبانیت و خستگی، یعنی قبل از بحث، کمی فاصله گرفتن و بعد با آرامش کوتاه و صادقانه حرف زدن.
استفاده از فرصت‌های کوتاه جدا از بچه، حتی یکی دو ساعت در هفته، برای دیدن همدیگر و بازیابی انرژی مشترک.
توجه واقعی به همدیگر، نه به شکل شعار، بلکه با جملاتی ساده اما مشخص، مثل دیدن و تقدیر از کارهای کوچک روزمره همسر.
تماس و نزدیکی ساده، گاهی فقط گرفتن دست یا تکیه دادن کنار هم روی مبل، حس بودن کنار هم را حفظ می‌کند.
با این اقدامات کوچک اما واقعی، ما توانستیم بعد از بچه هم رابطه‌مان را زنده نگه داریم، همچنان شریک هم باشیم و حس دوست داشتن را تجربه کنیم.