۸ پاسخ

احتمالا اضطراب جداییش خوب نشده
یا شاید از چیزی ترسیده
چون چهار سال دیگه راحت باید بتونه تنها بمونه
من از هجده ماهگی برا پسرم کارتون می ذاشتم خودم حمام میخواستم برم مثلا
هنوزم همینه

تو این سن انگار ترس رو تجربه می‌کنه قدرت تخیل بالا و واقعی کردن چیزهای الکی مثل هیولا و اینجور چیزا
پسر من خیلی قشنگ از 18ماهگی داخل اتاق خودش می‌خوابید از قبل عید نمیخوابید دیگه می‌گفت هیولا هست منو میخوره یا می‌بره دخترعمش ترسوندش داشت بازی میکرد باهاش الان یک مدته من و باباش داخل سالن می‌خوابیم رو برو در اتاقش اون تو اتاق خودش تا عادت کنه و متوجه بشه کسب نیست همه چی الکیه .
یا دستشویی می‌رفت الان میگه میترسم

دختر منم جدیدا اینجوری شده ، اضطراب جداییه ، تو این سن هم هست ، من دخترم رو بردم دندونپزشکی اصلا یه آدم دیگه شده... خ واسش استرس زا بود، ی ماهه درگیرم همش مریضه

پسر منم جدیدا نمیزاره برم دستشویی میاد پشت در درو میکوبه

دختر من از اول همین بود و کاملا وابسته میخوابوندم میرفتم حمام پیش باباشم نمیموند اما الان بهتر شده خدا روشکر با بقیه هم ارتباط گرفته و کم و بیش با بچه ها سرگرم میشه
البته من به زور و با گریه میفرستادم باباش ببرتش پارک وقتی برمیگشت خوشحال دیگه عادت کرده
شما هم امتحان کن بذارش پیش باباش برو یا بگو ببرش بیرون گریه هم کنه محلنده درست میشه
من کلی بهش باج میدادم و توضیح میدادم تا راضی میشد

شاید اضطرابی بهش وارد شده

دختر من که درحد چند دقیقه فقط تنها میمونه. ی مدت پیشش باش جدا نشو بهش اطمینان بده. شاید ترسی یا خوابی چیزی حس کرده.

پسر من که اصلا تنها نمیمونه
شاید اضطراب جدایی پیدا کرده

سوال های مرتبط