۳۰ پاسخ

خونه رو بده اجاره پولشم بابات بزنه به خودت پس انداز کن بعدش برین دهنش از اونم پول بگیر پس انداز کن حالا که میگه آخرش جدا میشیم مرتیکه اسکل از خداشم باشه بره خونه مفتی

فقط حواست باشه خونه به نام خودت باشه
نزنی به نامش
بده اجاره پولشو بزار توی حسابی که فقط دست خودت باشه

من پامو نمیزارم تو خونه ای که برای پدرم هست و می خواد بده بهم
پدر و مادر شما آدم های خوبی و باشخصیتی هستن و خداخیرشون بده
ولی شما خیلی جلوی همسرتون شل اومدین
کلید رو تحویل پدرت بده عزیزم
تو خونه مستاجری باشی بهتر از اینه
یک قرون هم کیار تو خونه
من بعضی وقتا از گشنگی بمیرم به شوهرم پول نمیدم
الان شوهرم بیکاره همش هم دعواداریم ولی دیگه بهش باج نمیدم
خودشو جمع کرده یذره
مردا خیلی پررو هستن

من جای تو باشم جهازم و میبرم تو اون خونه و با بچه ام زندگی میکنم گور بابای هرچی مرد بی لیاقته

به بابات بگو خونمو بدیم اجاره یه قرون از اجاره رو خرج شوهر و زندگیت نکن
اجاره هارو جمع کن این که میگه اخر طلاق میگیریم ااحتمالا تصمیمشو گرفته امروز فردا میکنه
بزار خونه بمونه وقتی به نامته به باباتم بگو همسرم میگه ترجیح میدم اجاره باشم

لفظا بگو خانه را برگردوندم به پدرم
خانه را اجاره بده و از درآمدش طلا بخر و جمع کن!
یک ریال از پولش را نیاری توی خانه این شخص
مشغول زندگیت شو و برو یک هنر یاد بگیر و شروع به کسب درآمد کن وقتی جریان درآمدت ثابت شد با یک خداحافظی بدرقه اش کن و برو توی خانه خودت و یک نفس راحت بکش🫡

با بابات هماهنگ کن هیچی بهش نگید
وقتی گفت خونه چی شد بگو بابام داده اجاره
هم اجاره رو بگیر هم از شوهرت پول بگیر پس اتداز کن برای اینده خودت و بچت
مردا چه بی لیاقت شدن 😒

عزیزم چیشد چکار کردی

اصلا کوچکترین اعتراضی نکن خونه رو بده اجاره پولشو بردار طلا بخر تا میتونی پس انداز کن گور باباش بزار هر سال هرسال از این خونه اسباب ببره اون خونه تا پدرش در بیاد اصلا لوازم خونه نخر تا میتونی پس انداز کن هر وقتم خواست بره شرش کم فقط اصلا اصلا بهش نگو پس انداز داری تا میتونی ازش بکن

چقدر قدرنشناس بعد یه سری هاهم لنگ یه کمک کوچیک از اطرافیانن که خونه بخرن هیچکس کمک نمیکنه اونوقت به شوهرشما لقمه اماده دادن و قبول نمیکنه

خونه رو بده اجاره به شوهرتم بگو نخواستی پس دادم به بابام بعد یمدت چطور کون کون میکنه ک خونه از دستش رفته اون خیالش راحت میگه تو راضیش میکنی میبریش تو اون خونه ک باز منت سرت بزاره ک من نخواستم بیام تو اجبار کردی و این حرفا یا اینکه ناز میریزه ک بزنی به نامش بگی بیا خونه برا تو بریم

عزیزم خونه رو بزن به نام خودت، بده دست مستاجر و پول اجارشو بگیر خرج خودتو و بچت کن و نود درصدشو پس انداز کن، از اولم باید همین کارو میکردی

چقد هاره 😒

از مشاوره کمک بگیر
اگه تهش طلاق خب الان طلاق بگیرین بهتره جوونی ولی اگه میخواد زندگی کنه باید درست بشه

خونه رو بده اجاره یا برگرذون ب بابات بگو‌کور شه خونه بگبره جونش در بیاد مردی ک قدر خوبی ندونه مگ برینی بش

حالا ی کاری هم میتونی کنی اگه واقعا جدی ازت سرد شده و نمیخادت برو مراحل طلاق و طی کن چون خونه هم پدرت داده بهت خیلی خوبه حضانت بچتم ک اگه میخای پیشت باشه بگو حضانت بچرو بده بهم منم میرم دنبال کارهای طلاق

والا من جات باشم اول حواسم رو جمع میکنم دیگه از این مرد بی لیاقت و قدرنشناس بچه دوم نیارم.دوم اینکه پولاتو جمع کن و وام بنویس با اجاره خونت و اینده نگر باش حتما.به شوهرت هم نگو.ایشالا که خیر باشه براتون.مبارکت باشه عزیزم

می‌دونی بنظر من بش بگو میریم تو این خونه میشنیم ولی اگه دوست داری منتی سرت نباشه و اجاره بدی بده به بابام که هر سال دیگه نخواین اسباب کشی کنید
بابات هم اگه دوست داره پولا رو بریزه به حساب خودت هر ماه

تا میتونی ازش بکن خرج کن که حداقل نسوزی اینکارارو می‌کنه حتی ی حبه قند از خونه پدرت نبر خونه خودت سعی کن محبتم میکنن واسه خودت باش ن خونه ت

کاش منم یه پدر مادر اینجوری داشتم
متاسفانه بابام مارو ۲۷ساله پیش ول کرد و رفت

خاک برسر همچین مردایی کنن.پدرت خیلی انسان شریفیه دمش گرم.دستشو ببوس

بده اجاره پولشو بگیر بزن ب کارت خودت ی قرونم برا شوهرت خرج نکن اصلا



شوهر منم همیشه میگه اخر جدا میشیم طلاقت میدم و هیچ جا با من نمیاد بیرون نمیزاره هم خودم برم 🖤

دقیقا ظهر مابحثمون سرهمین بود براخرید خونه پدرم۱۳۰۰ داد کمک کرد نذاشت ماشین بفروشیم بعد مادر اینااومدن خونمون ی کادو نیوردن ی حعبه سیرینی جتی بعد این عوضی میگ مگ خانوادت چی اوردن ادم انقد پرو

منم پدرم بهم کمک کرد خونه بالای مغازشو بهم داد ولی من اجازه ندادم که بنامم بزنه گفتم نام خودت باش دیدم شوهرمنم مثل شوهر شما پرویی می‌کنه منم ی مقدار طلا فروختم دادم ب پدرم گفتم نصف خونرو کمکم کن خونه هم بنام خودت بعد الان داره سکته می‌کنه که هم پول داده هم خونه بنامش نیست هرچیم خودشو کشت می طلا نفروش اصلا خونرو پس بده بهشون محلش ندادم کارخودمو کردم

چرا جدا نمیشی؟؟؟ اون ک داره میگه

اجاره بده پولشم ب جیب بزن
اونم هر کار میخواد بکنه اجاره کنه با بخره با خودش

خدا به پدرت عمر با عزت بده انشاالله
خونه رو بده اجاره برات بشه یه منبع درآمد کیف پولتم ببر
وظیفه تامین خونه رو هم بسپار به همسرت
اگر اجاره میکنه تمام سختی برای خودشه
مبلغ اجاره
هزینه هر بار اسباب کشی
هزینه تعمییر یا جایگزین کردن اسباب آسیب دیده

خونه خودتو اجاره بده و بزار شوهرت خودش خونه بگیره

چ قدر نشناس مردم از خداشونه از خونواده ها چیزی بهشون برسه یکم زندگیشون اسون تر بشه خب بزار اجاره نشین باشه معلومه خیلی مغروره

یوقت خونرو نزنی به اسمش
مثلا بهانه کنه اینا
اگ دلش نمیخاد خوب بزار مستاجر باشه اجاره بده تا حالش جا بیاد
تا قدر این موقعیت رو بدونه

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
بشه ها یه لحظه بیاین لطفاً. میگم من یه مدته خیلی زود رنج و دل نازک شدم. در کل همچین آدمی هستم در حد کم. اما الان بخاطر بچه داری بیشتر شده. یکی یه چیز کوچیک بهم میگه یا حالت شوخی سریع ناراحت میشم .بهم بر میخوره . یا بعضی وقتا جواب میدم .حتی اگه جوابم ندم از قیافم فحش خواهر مادر زیرنویس میشه 😑 بعدا خیلی از دست خودم عصبانی میشم که چرا اینطوری ام .چرا جلو بقیه یکم سیاست ندارم .سریع عصبانی میشم. بعضی وقتا همسرم یه چی میگه زود عصبانی میشم .بعد میگه مشخصه امروز اعصاب نداری یا حتما یه چیزی شده. بعد مشکل اینه که بقیه هم اصلا درک نمیکنن که این اخلاقم واسه سختیای بچه داریه. فک میکنن مثلا از عمد اینطور رفتار میکنم. درصورتی که بیشتر وقتا دست خودم نیست و بعدش ناراحت میشم که چرا اینطور رفتار کردم. خیلی به کسایی که کلا بیخیالن غبطه میخورم. مثلا جاریم کلا نسبت به حرف و رفتار بقیه کاملا بیخیاله .رابطمون با مادرشوهرمون خوبه ولی کلا اگه یه وقت عصبانی و ناراحتم باشه هرچی بگه جاریم اصلا به روی خودش نمیاره .لبخند میزنه.شوخی می‌کنه یا سکوت می‌کنه . سریع هم یادش می‌ره . نسبت به بقیه هم همینطوره. بنظرتون بچه بزرگتر بشه . منم بهتر میشم. راستش بیشترین سختیش اینه که نمیتونم به بقیه بفهمونم بخاطر بچه داری گاهی وقتا اینطوری میشم و دست خودم نیست حتی به شوهرم. میگه پس بقیه که بچه دارن چیکار میکنن . تو سریع به آدم می پری
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک#قطره آهن
مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
#پستونک
#پوشک
#فرزند آوری
#بیاین نگا کنین😒

خب خانوما بیاین بگین بردیا رو چجوری از پستونک بگیرم واقعا موندم چیکار کنم خیلی تلاش کردم سر پستونک رو قیچی کردم تلخک زدم زرد چوبه گفتین بزن تا بدش بیاد هیچ جوره بیخیالش نمیشه الآنم پستونکش یکم پاره شده خودش اما بازم میخوره از یه طرفم خیلی میترسم از پستونک بگیرمش اذیتم کنه الان با پستونک فقط آروم میشه شیرشم خیلی وقت پیش گرفتم یه سالو دوماهگی اینا بود اما به پستونک خیلی وابسته اس روزا هم حواسشو یه جوری پرت کنم یا با یه بدبختی ظهرا بدون پستونک بخوابونمش شبا خیلی اذیت می‌کنه موندم چیکار کنم الان با این پستونک یه جورایی به آرامش میرسه اما بعد پستونک موندم باید چیکار کنم کیا پستونک رو گرفتن کیا هم نگرفتن تا کی تصمیم دارین نگیرین من واقعا تصمیم نداشتم بگیرم اما با خودم میگم خب تا کی آخرش ک چی اما همش استرس اینو دارم اگرم موفق شدم بگیرم بعدش چجوری باید ارومش کنم هوف بخدا از همه چی سخت تر همین مرحله اس همش استرس همینو دارم بعدش باید چیکار کنم اصلاا چجوری بگیرمش هر کاری میکنم بازم میخوره یه بار سر پستونک رو کامل قیچی کردم ک هیچی نباشه بازم کلییی گریه یه بلایی سرم آورد ک بازم بهش دادم 🥲🥲بیاین حرف بزنیم بگین چیکار کنم ک بعدش پشیمون نشم یا اصلا نمی‌دونم باید چیکار کنم پسرم حرف هم نمیزنه فقط در حد مامان بابا و آب و نکن از اون نه داغ کو اینارو میگه از یه طرفم میشه شاید بخاطر همین پستونک باشه ک حرف نمیزنه اما دائم هم دهنش نیس شبا موقع خواب میخواد ندم دیووونم می‌کنه باباشم اصلا خونه نیس ک یکم همکاری کنه بهم تنهایی کم میارم روزا حالا یه جوری میتونم سرشو گرم کنم
مامان جوجه خانما مامان جوجه خانما ۲ سالگی
مامانا واقعا تو این این زمینه نیاز به کمک دارم
من همسرم ببنهایت با خانوادش بداخلاق رفتار میکنه
البته بگم اونا هم خیلی بد اخلاقن و شوهرم مشکلش اینه که چرا هیچ کمک مالی بهمون نمیکنن(در صورتی که به براذر شوهرم خیلی پول میدن ، داماد نشده ، از شوهر منم بزرگتره ، کلا همین دو تا بچن)
کلا کمک نمیکنن در هیچ زمینه ای چه بچه نگه دارن چه مالی چه همه چی
شوهرم همیشه حس میکنه اصلا دوسش ندارن و این خیلی بهش فشار میاره
همین باعث میشه هر دفعه میبینیمشون اخرش با دعوا از هم جدا میشیم
من دیگه خسته شدم
و نگرانم دو روز دیگه بچه ها این رفتار هارو ببینن با ما اینطوری رفتار کنن
میگین چیکار کنم؟
نمیتونم قطع رابطه کنم چون در عین حال خیلی کاراشون با شوهرمه به قول خودش همیشه همه جا باید باشه که ابروشون و حفظ کنه
ولی من دیگه خسته شدم
با شوهرم صحبت میکنم میکه به تو ربطی نداره
برای من شوهر خوبیه میدونم اذیت میشه میخوام کمکش کنم
روانشناس هم نمیره😕😕😕
شما راهکاری ندارین؟

پوشک
مایبیبی
مولفیکس
نینی
دختر پسر
شیردهی