بنظرم شوهرت درک و منطق بالایی داره
عزیزم منم طبقه بالای مادرشوهرم یک اپارتمان نوساز صفر تو بهترین محله بود به شوهرم گفتم نخره. باز تو کوچشون یک اپارتمان شیک نوساز برای فروش گذاشتند بازم گفتم نه. مادرشوهرم زن بدی نیست ولی از اینکه هر دقیقه دم خونه ام باشند یا هی در بزنند بیان تو خوشم نمیاد. بعد همین از خانواده خودم شروع کردم. بخش گفتم ببین من حتی حاضر نیستم نزدیک خانواده خودم یا اقوام خودمون باشم. چون دوست دارم طرف از دو ساعت قبل حداقل بگه میاد من اگر چیزی نخوام کسی ببینه مخفیش کنم. ولی خانواده نزدیک ادم باشه دیگه واسه یک طبقه یا یک کوچه زنگ از قبل نمیزنه. دم به دقیقه پشت دره. اونم گفت کاملا منطقیه. توپ تو زمین خودت اول بنداز. بعدم ببین منطقی خودش چی ممکن براش مهگ باشه. مثلا ما شب نشینی با دوستامون گاها داریم. گفتم ایا مامان بابات از اینکار خوششون میاد؟ گفت نه. گفتم پس خودت تو دردسر سانسور و پنهان کاری ننداز. من و شوهرم خیلی رفیقیم حرف منطقی بزنی قطعا گوش میدیم به هم
عزیزم بزار کمکت کنم
وقتی اومد خونه
به خودت برس قشنگ ملایم باش آروم نه قاطی و معذرت میخام وحشی مدل
قشنگ روبرو باهاش صحبت کن بدون اینکه داد بزنی سرش
بگو که جانم ازدواج کردیم که مستقل باشیم
منم دوست دارم جدا از خوانوده ها خونه داشته باشیم مستقل باشیم یه زندگی جدید درست کنیم
بگو احساس میکنم وقتی کنار اونا باشیم مستقل نیستیم و همیشه دخالت هست و حس مستقل بودن نداریم
بگو جای اونا رو چشم منع ولی دوست دارم جدا زندگی کنیم
بگو اگه برای من ارزش قائل باشی به تصمیم منم ارزش قائلی
بچه ها بیاییییین تاپیک بعدیی
بهش بگو عزیزم منو تو قراره یک عمر کنارهم زندگی کنیم و من ترجیح میدم وقتی قراره تصمیمی بگیریم دوتامون داخل اون تصمیم گیری سهیم باشیم
بهش بگو تو اونقدری برام عزیزی که دلم نمیخاد با حرفی یا رفتاری باعث ناراحتیت بشم
بگو دلم میخاد تا اخر دنیا کنارت باشم هرجا که تو باشی ولی خودت خوب میدونی هرچقدم رابطه من با خانواده شما خوب باشه اما تهش همیشه ی جایی برای حرف و حاشیه باقی میمونه بهش بگو دلم میخاد جایی زندگی کنیم که از این حاشیه احتمالی هم دور باشیم بگو درک میکنم شرایط سخته خونه دار شدن سخته ولی زندگی با جر و بحث و ناراحتی از همه اینا خیلی سخت تره پس حالا که قراره خونه داشته باشیم و مستقل باشیم لطفا جایی باشه که روحمون هم در ارامش باشه
مگر اینکه هفته ای یه بار خونه مادرش برین و بهشون حالی کنین که نمیتونن سرشونو بندازن و چپ و راست بیان خونه شما و اگر مهمان داشتن شما صلاح ندونین دعوت نمیکنین،ینی انتظار نداشته باشن بعد ازونا شمام دعوتی بدین،اینا برای وقتیه که چاره ای نبود مجبوری یک جا ساکن شدی،لباسای راحت و باز بپوش زیااد،مام عروس داشتیم ۶-۷سال طبقه ی بالای خونه پدرمادرم بودن،روزی رفتن که خونه خریدن،خونه م دیگه بچه دار شدن کوچیک بود براشون،مادرم تو این مدت شاید ۴-۵بار بیشتر نرفت خونشون،عروسمون درس میخوند غذا میامد خونه مادرم میخورد میرفت پای درسش،خلاصه هواشو خیلی داشتیم و کاری بهش نداشتیم،باید ادم هوای دختر و پسرشو داشته باشه نه اینکه با حرفی باعث رنجش اونا و عروس و داماد بشه،شوهرخوبی داری ان شاالله درست میشه اونجوری که دوس داری🙏
ماشاالله ب شوهرت چغدر درک دارع
منم پدر شوهرم همش دخالت میکنه نمیشه با شوهرم یه حرفی بزنم یا شوخی کنم لعنت بهش
خونه مال خودش نیست که
مال مادرشه میخاد بشینه توش
خوشبحالت ک اینقدر شوهرر فهمیده و با درکی داری
شوهرت به نظرآروم ومنطقی میادباحرف بهش حالی کن جنگ و دعوا و جروبحث لازم نداره
شوهرت چه خوب و با حوصله جوابت رو داده
آخی چه قشنگ حرف میزنه معلومه خیلی دوست داره ها قدرش و بدون🥰
شوهرت ادم با درکیه قطعا با زبون خوب بگی من نمیخوام باهاشون باهم باشم قشنگ به حرفت گوش میده
تو خودت باسیاسیت ترینی😅اینو میشه از پیام اخرت فهمید
چه شوهر مهربونی دلت میاد ن یگی
مینویسم امضا میکنم که شوهرت قانع نمیشه 😂🙂البته متاسفانه مردا بحث خانوادشون که پیش میاد اصن کوتاه نمیان هیچ جوره
خودت خیلی خوب پیش رفتی و به نظرم برو زندگی کن شاید خوب گذشت اگه خوب نگذشت اونوقت دیگه توجیه اساسی داری
بهش بگو من دوس دارم مستقل زندگی کنیم بحث خانواده تو نیست اگ میخواستیم بریم پیش خانواده منم بازم نظرم همین بود
با هیچی کار ندارم فقط میتونم بگم آفرین ب همسرت با این اخلاق و رفتار،شما هم خیلی اگ برات مهمه مستقل باشی از خاستت کوتاه نیا
ببین عزیزم درکت میکنم چی میگی تلاشتو بکن ولی اگه شوهرت قبول نکرد بشین خوب فک کن جدا از مادر شوهرت ببین کدومشون کمک به پیشرفتتونه الان زمانه ی شده که مردا خودشونو به آب آتیش میزنن که چیکار کنن که یکم جلو بیوفتن
بنظرم اون میخواد تو روقانع کنه انقد با محبت باهات حرف میزنع😂خودتو خسته نکن من مردا رو میشناسم شوهر منم همینه هیچ جوره قانع نمیشه با محبت باهام حرف میزنع الان شوهرت تو فکر خودش میگه چطور تو روقانع کنن
فقط بهترین کار اینکه جدا باشید
ما دو طبقه ایم ما بالا مادرشوهرم پایین آدم بدی نیست اما من باهاش راحت نیستم
منظورش از خونه ی من چیه؟
بع نظرم زیر بار این ه با مادر شوهر زندگی کنی نرو من رفتم موندم توش حسابی هیچکاریم نمیتونم بکنم خیلیم اذیتم همش دخالت هرچند شاید ماه اول خوب باشه ولی بعدش روی مادر شوهربودن رو نشون میده مواظب باش همچین اشتباهی نکنی که یه عمر بایدناراحت بشی دوری و دوستی از قدیم گفتن
واقعا چ شوهر بادرکی ولی اصلا پیش مادر سوهر خکب نیس دور دوستی
آفرین به این شوهر با درک و شعور
چقدر قشنگ باهم حرف میزنید چند ساله ازدواج کردین؟؟؟؟
من شوهرم همیشه فوشم میده بعدم میگه تو حق حرف زدن نداری
حالا جدای از شوخی هرکسی اخلاق شوهر خودشو بیشتر میدونه یکی با زبون حالیش میشه یکی با دعوا یکی با گریه یکی با سلیطه بازی یکی مظلوم نمایی حالا ببین شوهرت اگر اهل حرف و گوش بحرفته بگو جای کرایه من خرج های اضافی رو کم میکنم جای دو لباس یکی میخرم ولی کیخام ارامش داشته باشم زندگیمون برام مهمه خودت برام مهمی دوست ندارم تقسیمت کنم و اختیارمون دست کسی باشه
ببخشید ک خندیدم😂یاد شوهر خودم افتادم ده روز هم روضه براش بخونم همینطوری جواب میده و میگه باشه اخرش کار خودشو میکنه
نتونه هم به دعوا و زور متوسل میشه 🤣🤣🤣🤣
عروسی کردید؟
کار خوبی میکنی افرین
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.