سلام خانوما
مامانهای دختر دار بیایین بگین با دخترهای ۷ سالتون چیکار میکنید دختر منکه پدرمو درآورده میشینه خونه میگه حوصلم سر رفته میگم برو بیرون خونه خاله ای ننه ای یه هوایی بخور میگه نمیرم همین جوری فقط نق میزنه دم غروب یه ساعت باهاش والیبال بازی کردم اینقد خسته شدم که نگو قبلش هم عصرانه خورده بودیم بعدش گفتم واسه شام ماکارونی بپزم گفت نه دوس ندارم گفتم باشه نیم ساعت بعد نه همون ماکارونی رو بپز بازم گفتم باشه بعدش دست بکار شدم آماده کردم گذاشتم دم بکشه هی میگفت خیلی گشنمه زود باش همین که آماده شد براش کشیدم آوردم میگه میل ندارم بعدا میخورم یه جوری عصبیم میکنه که دیگه به زور خودمو نگه میدارم گفتم نه به عجله کردنت نه به اینجور گفتنت خب از بی حوصلگی چرا منو دست میندازی منکه مادرتم میدونم گشنه نیستی ولی هرچی میگی انجام میدم توهم یکم مراعات کن دیگه بزرگ شدی بچه نیستی که
رفلاکس.شیرخشک.فرزندپروری.

۷ پاسخ

واااای من منتظرم بزرگ شه یکم نفس بکشم پس الکی امیدوار نباشم؟🤣🤣🤣یعنی همچنان میخواد سرویس کنه واویلا من دیگه نا ادامه دادن ندارم انقد خستمممم

😂😂😂😂ببخشید ولی خندم گرفت از قسمت اخرش خوب حوصله ای داری والااااا

شما هم مث من سومی تو راهه

دخترم 8 سالشه تنها جایی که اذیت میکنه خونست اگه برم مهمونی یا یکماه باهاش برم مسافرت تحت هیچ شرایطی اذیت نمیکنه فقط با خونه مشکل داره دوست داره صبح تا شب خونه بیرون باشه. خونه مامانجونش یا خاله هاش...

حوصلش سر رفت بهانه میگیره کلاس جایی بنویسش بره

بچه خواهرمن هم همش حوصلش سرمیره کلاس دومه فک کن باباشو مجبور کرده بردتش شهردیگه خونه اون یکی خواهرم
بعد اونجا گفتن حوصلش سررفته😂😐

از تنهاییه بهانه میگیره ببرش کلاس نقاشی کلاس زبانی باشگاهی چیزی انرژیش تخلیه بشه مدرسه ام نمیرن بنده خداها حق دارن ...‌البته توام حق داری عصبی بشی با ۲تا بچه

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۳ سالگی
سلام خانوما ظهر همگی بخیر
اینم میان وعده شیطون خونه 😊
صبح ۴نیم با گریه بیدار شده پا شده میگه مامان تاب 😐 هی گفتم نه مامان بیا اینجا بخواب آخه دو شبه هی بیدار میشه میگه تاب گفتم از سرش بیوفته ولی کلی گریه کرد گفت تاب تاب مجبوری بردم تو تاب گذاشتم به صندلی اشاره می‌کنه ک بیار بشین میگم بچه بخواب میگه مامان مامان رفتم صندلی آوردم اینسری پاشو آورده بالا میگه پا پا. که پاهاشو ماساژ بدم 😐😐😐 میگم من خپابم میاد می‌خوام بخوابم ببین کسی بیدار نیست همه خوابیدن اشاره می‌کنه ک ببرمش از پنجره بیرون رو نگاه کنه 🙄 بردمش نیم ساعت بیرون نگاه کرده حتی گفتم من میرم لالا نیومد رفتم به زور اوردمش گریه کرد ، شوهرم بیدار شده دادم بهش خودم رفتم دراز کشیدم
بیچاره نیم ساعت تابش داد نخوابید میگه شیر درست کن میگم بابا من اینو از شیر شب گرفتم توام هر شب تا گریه می‌کنه میگی شیر بده 😑😑😑 گفتم برو بخواب خودم باهاش بازی میکنم ، یکم کتاب خوندم براش ادا در آوردم
تا آقا رضایت داده خوابیده ، وای یعنی امشب اگه گریه کرد می‌خوام مقاومت کنم تا این تاب از سرش بیوفته 🥴🥴 سه شبه خواب ندارم امشب هم دیگه دو ساعت بیدار بود ۶نیم خوابیدیم 😐
چرا اینجوری شده ؟
نگاه کردم دندون هم در نمیاره ، شکم درد هم ندارد چون آب نعناع میدم بهش ، نمی‌دونم چرا هر شب بیدار میشه میگه تاب 😑😑😑
مامان گل دختر مامان گل دختر ۴ ماهگی
مامانا امروز پسرم مریض شده بود تب داشت از شانسم شوهرمم خونه بود امروز. حالا اول گفتم بچه رو ببریم دکتر گفت هم بچه مریض میشه که دکتر نمیبرن اگه خوب نشد فردا ببریم. یکم گذشت پسرم گریه میکرد هی میگفت ای دستم ای پام درد . همینطور اشک می‌ریخت حالا من ترسیدم گفتم بچه چیکار شده بیا بریم دکتر رفتیم دکتر ، فقط استامینوفن و پلارژین داد گفت ویروس سبک گرفته. حالا اومدیم بیرون شوهرم اینقدر به من غر زد که چرا هر چی میشه میگی بریم دکتر همین استامینوفن رو که تو خونه خودت بهش دادی دیگه الان اومدیم دکتر چی شد مثلا بعد اینا به کنار
به من میگه تو با این پسر مثل دخترا رفتار کردی این لوس شده یکم مریض شده ببین چه گریه ای میکنه. دکتر میخواد معاینه کنه یه جوری گریع می‌کنه انگار میخوان چیکارش کنن. گفتم خب بچه است دیگه میگه نه همه بچه‌ها اینطوری نیستن تو اینو لوس کردی هی به خودت از اول چسبوندی این اگه نازکش نداشت اینقدر ناز نمی‌کرد اینقدر از این حرفاش به دلم میاد
میدونین مادرشوهر من خیلی زن خوبیه ولی اصلا محبت نمیکنه نه به بچه‌هاش نه به نوه‌اش اصلا بچه منو بغل نمی‌کنه نمی‌بوسه. حتی یک بار از دهنش عزیزم و قربونت برم نشنیدم به بچه‌هاش یا نوه‌اش بگه کلا یخه اخلاقشه بعد شوهرم فکر می‌کنه منم باید با بچه یخ باشم ولی من پسرمو هر روز صد بار می‌بوسم و بغل می‌کنم و قربون صدقه میرم این اختلاف اذیتم می‌کنه
مامان ❀بنـد انگشتے❀ مامان ❀بنـد انگشتے❀ ۲ سالگی