۴ پاسخ

پسر منم تنها تو اتاق نمیره اگر تو اتاق چیزی باشه بخواد برداره دست منو میگیره که باش برم از صدای موتورم خیلی میترسه تو خیابونم حتما من یا مانانم یا باباش باید جلو چشمش باشیم
به نظرم بچه های تک که خیلی همبازی ندارن و بیرون نمیرن همینطورن

دخترمن یبار از صدای موتور برق ترسیده بود از اون به بعد مدام از همه چیز می‌ترسید از هر صدایی یا مثلا میگفتم بابا اومد عمو اومد یا مثلا حسنی اومد میومد بغلم از ترس. بعد با آب و نمک ترسشو گرفتم و مدام قرآن خوندم براش و شباهم قرآن گذاشتم زیر سرش کم کم بهتر شد

دختر منم همینه، از طبقه بالا یا تو کوچه که صدا میاد میدوه میاد بغلم میگه ترسیدم ترسیدم

کم کم عادی میشه براش ترسش میریزه

سوال های مرتبط