۳۳ پاسخ

خونه مامانم هرروز خونه مادرشوهرم ۵دیقه فاصله داره سالی ییبار😒😂

ماهی یه بار خونه مامانم چون دورن ازم هفته یک بار یا ده روزی یک بار خونه مادرشوهرم

بنام خدا سالی یبار عید خونه مادرم چون اونا اهوازن من کرج
مادرشوهرم هفته ای یبار بینم چی بشه دوبار

من اخر هفته ها. پنجشنبه ها خونه مادرشوهرم. جمعه ها خونه مامانم.دخترم عجیب مامانمو دوسدارع

خونه مامانم هفته ای دوسه بار. مادرشوهرم دوبار

مادرشوهرم شهرستانه،مامانمم یا شهرستانه یا وقتی م هست خیلی دیر ب دیر میبینیم همودرکل هیچکس وندارم

مامانم دوهفته یکبار ماهی یکبار مادرشوهرم هفته ای یکی دوبار

هر ۶ ماه میرم خونه مادرم چون راه دوره
و ماهی یک تا دوبار خونه مادرشوهرم

مامانم یه شهر دیگست. خونه مادر شوهرم پنجشنبه بعدظهر میریم تا جمعه اخر شب

خونه مامانم هفته ای یکبار.مادر شوهرمم طبقه بالاس مناسبتا میرم یا دعوت کنن چون اکثرا خونه نیستن

مادر شوهرم تقریبا هر روز پیششون میریم سر می‌زنیم چون مادرم تو ی شهر دیگه است

مامانمو تقریبا میشه گفت هر روز میبینم دخترمم خیلی وابسته اس به مامانم مادرشوهرم بنا به دلایلی سالی دو سه بار بریم خونشون کلا

من خونه مامانم دیر به دیر میرم ۲۰روز یکبار با اینکه نزدیکه بیشتر مامان و بابام میان خونه من این جوری راحت تر ام بچه ام با خونه خودمون راحت تره کمتر اذیت میشه
خونه مادر شوهرمم ۱۰روزی دو هفته ای یک بار نصف روز میرم

مامانم و مادرشوهرم کلا ی شهر دیگن😕
هرچندماه یکبار

ی روز درمیون صبح تا عصر میرم خونه بابام با مادرسدهرمم قهرم تو ی حیاطیم

هفته یکبار خونه مامانم. دوهفته یکبار خونه مادرشوهر. اوناهم هرهفته یکبار میان😪من اصلا حوصله ندارم برم جایی با این بچه ی شیطون

من از هردوشون دورم
خونه ی مادرشوهرم هفته ای دوسری
خونه مامانم ۳.۴سری

منوهروز جام همون جاست خونه مامانم

چرا همه مامان مهوا ها باردارم

ما تو یه ساختمونیم تقریبا هر روز همدیگه رو می‌بینم روزی چند ساعت
خونه مامانم هفته‌ای دوبار

برای سر زدن دوهفته یک بار خونه مادرشوهرم برای شام دعوتی دوماه سه ماه
مامانم نیست پیشم شهرستانن🥲

روز درمیون میرم خونه مادر شوهرم مامانم دوره ازم هر دو هفته

من دوتا بچه کوچک دارم خونه مادر شوهرم طبقه پایینمونه همدیگرو هر روز می‌بینیم تو حیاط و راه پله بچه هامم حوصلشون سر بره میبرم میزارمشون پایین خونه مادرشوهرم .. شام هم هرچند وقت یکبار همه ی بچه هاشو باهم دعوت میکنه ..‌ خونه ی مامانمم که هر روز میرم چون یه کوچه فاصله داریم😆😆😆

خونه پدرم که نزدیک معمولا هفته ۳.۴بار میرم
خونه پدر همسرمم تهران ماهی یبار دوماه یبار میرم

خونه مادر شوهرم تقریبا هر یه روز درمیون شام میریم از پدرشوهرم باشه باید کلا بند و بساطمونو جمع کنیم بریم همیشه بمونیم خونشون خونه مادرمم هغته ای ده روز میریم

منم مادرشوهرم تبقه پایینه روزی یک یا دوساعت میرم خونه مادرمم هر چهار پنج ماه یک بار چون ی شهر دیگه ان

خونه مادرشوهر ک قطع ارتباطم نمیرم خونه مامانمم هفته ایی یکبار میرم بیشتر ترجیحم اینه دخترمو پارک و محیطای باز ببرم الان دیگه زیاد بقیه حوصله بچه ندارن خودم کمترمیرم هم خودم عزیزمیشم هم همون هفته یکبار التماس میکنن برم و اینکه بچمو رو چشماشون میذارن

مامانم که ۵دیقه باهام فاصله داره فعلا چون چند روز دیگه. از این خونه میرم و از مامانم دور میشم🥲
ولی خب اینجا بودم هرروز مامانمو میدیدم یا من میرفتم یا اون میومد
خونه مادرشوهرمم گه هر ۳ ۴ هفته یبار اونم شاید بریم
من باردار نیستم اما بچه کوچیک دارم

من خونه مامانم اوایل تند تند میرفتم. ولی با بزرگ شدن بچه هام خیلیییییی کمتر میرم. چون برادر با بچه هام نمیسازه اصلا. فاصلمون هم همش 5دیقه اس

خونه مادر شوهرم. طبقه بالا هستن برای سر زدن شاید هر روز یا یک روز درمیان
ولی شام یا ناهار هر دوماه یک ماه یه بار

با مادرشوهرم تو یه حیاطیم تقربا هر روز همو‌میبینیم‌حرف‌میزنیم مامانمم هفته ای یبار یا دوبارو میرم

من که با مادرشوهرم یه جا زندگی میکنم همیشه پیش همیم ولی خونه مامانمم خیلی حوصله کنم هفته ای یکبار میرم یه سر میزنم

مادرشوهرم طبقه پایینه هرروز یک ساعت میرم حتما
خونه مامانم هفته ای یک یا دوبار از صبح تا شب

من مادر شوهرم تهرانه بالای خونه ما خونه دومشه میاد توقع داره کلا خونش باشیم صبح تا اخر شب که خوابش بگیره و خودش بگه برید 🥲 پسرم که دنیا اومد تا ۶ ماه مونده بود و میگفت پسرم کلا باید اونجا باشه و داستان داشتم سر این 😮‍💨

سوال های مرتبط