۱۱ پاسخ

من از الان افسرده و داغونم
امید داشتم این دوران نوزادیشون بگذره، بهتر بشه ولی میام گهواره میبینم اوضاع خیلی داغونه

چون وقت آزاد برا خودت گیرت نمیاد
منم گاهی همینطورم

بله همدردیم
من ک دائم ب شوهر بدبختم میپرم
تازگی شروع کردم مولتی خوردن بنظرم از لحاظ جسمی یکم بهتر شدم
ولی روحی هیچ جوره نمیشه
ب شدت عصبی شدم ب مرخصی از مادر بودن احتیاج دارم
سفر دلم میخاد
آرامش
خاب راحت
غذای خوب
دلم میخاد دوستامو ببینم
بیرون برم الکی بازارو بگردم

همینم 😂 ولی خیلی بهش توجه نمیکنم منظورم به احساساتمه

منم همینطور خواهر ،خیلی کم میارم ولی مجبورم ادامه بدم ولی بزور...

همه مامان دوقلوها اینجور میشم

من به معنای واقعی رد دادم دیگه نمیکشم حتی شبا هم نمیخوابن باید روی پاهام نگه دارم نه سر نه گردن نه کمر نه پا هیچ کدوم سالم نیستن چنان درد میکنن میخوان باند بردارم سرتا پامو باند پیچی کنم

دقیقا منکه پاااره شدم

نه خواهر تنها نیستی منم مثل خودتم

آره چون همش یه جامیشینی استراحتی میترسی زیادتکون بخوری واقعا کلافه بی حوصله

منم همنجوریم از بست حرصم دادن همش سر دردم

سوال های مرتبط