سوال های مرتبط

مامان عشـ🤎ـق‌کوچولو مامان عشـ🤎ـق‌کوچولو ۸ ماهگی
دخترم، همه وجودم، مهمون کوچولوی مامان…🤰🏻🫀
امشب آخرین شبی هست که تو دلمی…

فردا مثل یه فرشته میای تو دستام، میای بغلم، میای که بوسِت کنم…
امشب آخرین تکتوناتُ قراره حس کنم… بعید می‌دونم بتونم بخوابم

دلم می‌خواد تا خود صبح عشق کنم با لگد زدنت…
حس و حال عجیبیه… نمیتونم فردا رو تجسم کنم…:)

اولین دیدارمون… اولین صدای گریه تو… اولین لمس دستات…🥹🩷
فندوق کوچولوی مامان، چند ساعت دیگه صبوری کن، انتظارمون داره به پایان می‌رسه🥺🤍

دارم با ثانیه‌ها می‌جنگم، چیزی نمونده به اون لحظه سراسر اعجاز…
دخترکم، من دل‌تنگ دیدارت نیستم، تشنه دیدارتم…

دیدار تویی که از وجود منی… و از وجود مردی که عاشقانه دوستش دارم…🫀🫂

تو یه تیکه از مایی… بارها دلم خواسته چشمامو ببندم و صورتتُ ببینم…
اما… نمی‌شه… مطمئنم از هر چی که به ذهنم می‌رسه بامزه‌تری و خاص‌تر…

بی‌تابم… آشوبم… منتظرم… تا تموم این حس و حال نابِ زیباترین ثانیه‌های زندگیمو بغل بگیرم…

این ۹ ماه با همه سختیاش و دل‌هره‌هاش و ترس و هیجانش گذشت…
فردا روز موعوده…

روز دیدار منو تو دخترم، و اون لحظه‌ی نابی که میبرت نو صورتتو
می‌بوسم، به صورت بی‌ شک اون لحظه یکی از زیباترین و خاص‌ترین
و ناب‌ترین لحظه‌های زندگیمه…🥰❤️

انتظارها به سر رسید، بی‌صبرانه منو بابایی منتظرتیم نفس مامان و بابا🐣❤️

به وقت سی و نه هفتگی🤗✨️

♡۱۴۰۴/۱۰/۶♡