۱۱ پاسخ

واقعا چرا اینجا مینویسی که ماهم حرص بخوریم میگرفتی نبترش میذاشتی تو چیزش
بهش میگفتی حتما خودت دو جنسیه ای که خوشت از دختر نمیاد تخ م ز ول

بعضیا احمقن و نمیفهمن چی از دهنشون بیرون میاد فقط دهنشونو باز میکنن و عقلشونو میبندن
من اونروز که باردار بودم از ته دلم دختر میخواستم ولی میترسیدم بگم ناشکری بشه وقتی فهمیدم اینقدر خوشحال شدم شوهرمم همینطور حالام جونمونو میدیم واسه دخترم مامانم همیشه میگه وقتی دختر داری پسرم داری ولی وقتی پسر دادی هیچکیا نداری

انشالاااااا

دختر نعمت و برکته ما که منتظر بچه بودیم همسرم استرس داشت که بچه دختر نشه چی به خواست خدا پسر شد آلان واقعا فرقی نداره برامون اصلا به چشم نمیاد برای پدر و مادر ولی همش آرزوی دختر رو از خدا داریم ، خانواده خودمم به شدت منتظر نوه دختری بودند سمت ما خیلی دختر سالاریه

حالا خوبه خودش خانوم بوده ! افتخار من و همسرمم همینه که بچه اولمون دختر بود البته که آدم باید به دست آورد هاش افتخار کنه نه چیزایی که دست خودش نیست اما حضور دخترم با همه ی سختی هاش زندگی ما رو از صفر به صد رسوند

خدا لعنتتتتت کنه کسی ک دختر و پسر میکنهههه نبترشو میشستی میزاشتی کنار 😒😒😒😒ت خ م جن ن ایناااا

پ..شمام😐😐

میگفتی گل ب خودی ک نزن فلانی بعدم دختر داشتن لیاقت میخاد

عزیزم خودتو ناراحت نکن بعضی نه عقل دارن نه شعور ما که دختر داریم خوشبختربن هستیم خدا مارو لایق دانسته که دختر داده به ما

وایی حرصم دراومد. میگفتی حالا بزار زن بگیره تا بچه.

چه پرو بوده . میگفتی خدا دخترو به هرکس نمیده به کسایی میده که لیاقت داشته باشن.
یا میگفتی تو این دور و زمونه این حرفا خنده داره یه نیش خندم بهش میزدی

سوال های مرتبط

مامان جوجه فلفلی🫑 مامان جوجه فلفلی🫑 ۱ سالگی
سلام سلام اومدم دعوا خانما یعنی چی تو گهواره هی مینویسن وای هر کی دختر داره واسه خدا عزیزه وای هر کی دختر داره همدم مادره یا نوشبحال اونایی که دختر دارن گریه کنه پدره ببخشیدا جم کنید بساططون رو پس مادرایی که پسر دارن پسراشون خلافکاره جامعه قراره بشن چرا این افکار پوسیدتون رو دور نمیریزید تا کی میخواین فرق بین پسر دختر بزارید بچه چه پسر چه دختر واسه پدر مادرش عزیزه خیلی دختر داشتیم برو تو این زندانا نگاه کن یا قاپ زنی یا دزد یا کلاه بردار پس دختر پسر فرقی نداره اون تربیت بچه مهمه که چطوری بزرگ بشه غمخوار پدر مادر باشه من پسر میشناسم خداییش داداش خودم دم به دقیقه گوشی دستش زنگ میزنه مادر پدرم یا پا میشه میاد دسشویی حمام مامانمو میشوره ولی خداییش من دسشویی مامانمو نشستم تا حالا ..بابا دختر پسر دوتاشون نعمت بزرگی هستن وخدا حالا به یکی پسر داده به یکی دختر چه اشکال داره ..من که خودم عاااشق پسرمم هستم انقدر وابسته هستم بهش اگر خدااا بازم ۱۰تا پسر بده بهم میگم شکر یا اگر ۱۰ تا دختر بده بازم شکر
خلاصه بگمم انقدر به دختراتون ننازید اخرش همین پسرای ما باید بیان دختراتون رو بگیرند 😂🤣😂
مامان شازده کوچولو مامان شازده کوچولو ۱۷ ماهگی
داستان حقیقی یکی از شما
یاسمین
پارت ۳۹

وقتی خواهرم فرار کرد و رفت بچه‌اش ۱۰ ماهش بود و من ۱۵ سالم.
تمام مسئولیت این بچه رو به عهده گرفتم.
پسرش شیر مادر می‌خورد با رفتن نیارا خیلی بی‌قراری کرد اما چاره‌ای نبود.
یادمه چند شب تا صبح بیدار موندم تا بچه به شیر خشک عادت کرد.
تمام مسئولیت‌هاش از حموم بردنش تا خوابش و نگهداری و آروم کردنش همه چیزش با من بود پسر نیارا شده بود پسر من...
از شانس من دقیقاً همون زمان کرونا اومد ،
مدرسه‌ها آنلاین شد من که اون موقع اصلاً هیچ گوشی نداشتم و اجازه هم نداشتم گوشی داشته باشم مجبور بودم با گوشی مدل پایین مامانم که حافظه نداشت و اینترنتش ضعیف بود و همیشه هنگ میکرد، سر کلاس باشم.
وای از اون روزی که مامانم خونه نبود و کلاس‌های من شروع می‌شد ، دقیقاً اونجا بود که احساس کردم نمی‌تونم درسمو ادامه بدم چون این وضعیت واقعاً برام غیر قابل تحمل بود.
کلاس‌های آنلاین وقتی گوشی ندارم،
بچه‌ای که افتاده گردنم، خستم کرده بود...
یه روز خونه خالم بودیم که یکی تماس گرفت با مامانم گفت خواستگاره...
مامانم معمولا جواب همه خواستگارا رو یکی می‌داد، به همشون می‌گفت بچه ست ، داره درس می‌خونه.
اما اون شب بهشون گفت خبرتو می‌کنم