۱۶ پاسخ

سلام تو این شرایط بد اقتصادی دونفر باهم کار کنند خیلی بهتره و به زندگی کمک بزرگی میشه
خیلیا این شرایط شمارو داشتن و دارن
اما خوب وقتی مادرتون هست و کمکتون می‌کنه غصه ای نداشته باشید
خواهر من کارمند بهداشت بود بخاطر بچه اش کارشو ول کرد الان همون دخترش که تو مدرسه می‌ره و میبینه مامانای دوستاشون شاغلن میگه چرا کارتو ول کردی منم دلم میخواد بگم مادرم شاغله و.....
بعدها تو مدرسه و اجتماع که برن و چهارتا همکلاسی رو ببینند و مقایسه کنند مطمئن باشید بهتون افتخار می‌کنه
من خودم معلمم بچمو ۱/۵ماه بود که پیش پرستار میذاشتم هم می‌دونم در آینده دخترم افتخار می‌کنه هم اینکه از لحاظ اقتصادی و فشار زندگی مجبوریم که کارمونو حفظ کنیم

میدونم کار کردن واسه ماهایی که تلاش کردیم واسه داشتن یه شغل چقد مهمه و از طرفی شرایط بد جامعه ولی به عنوان کسی که بچگی مامانم منو میذاشته پیش خواهرم و میرفته سرکار باید بگم که بزرگسالی وحشتناکی داشتم هنوزم درگیر مشاور و روانشناسم ترس از دس دادن دارم و حالم اصلا خوب نمیشه و متاسفانه مجبور شدم دارو مصرف کنم و فهمیدم علتش همین جدایی توی نوزادی بوده (از۸ماهگی) خواستم فقط تجریمو در اختیارتون بذارم امیدوارم بهترینها واسه شما و دختر نازتون رقم بخوره❤️

حداقل کاش ی چندماه نمیرفتی حداقل یکی دوماهه واقن گناه داره اون الان له وجودت نیاز داره🥺🥺💔

سحر جانم صددرصد كه خودت بهترين تصميم رو ميگيري و خوبو بده زندگيم رو خودت بهتر ميدوني
ولي اگه من جات بودم پيشش ميكوندك تا يكم بزرگتر بشه اون يك بار فقط اين روزارو ميگذرونه ❤️البته كه از مشاورم ميتوني كمك بگيري

عزیزم چه بری سرکار چه نری ۹ ماهگی شروع اضطراب جداییه ،عذاب وجدان به خودت نره از ده ماهگی خوب میشع،منم دخترم وقتی برمیگزدم گریه میکنه فقط سریع بغلش میکنم و شیرش میدم،سعی کن وقتی میخوای بری خداحافظی کنی ازش و پقای بر میکردی با ذوق و هیجان سلام کن و بگو من برگشتم و بغلش کن

عزیزم کسی نمیتونه کسی رو درک کنه فقط همدردی میکنه
الان هم من نظر خودمو میگم بنظرم دخترت یه بار بچس و اون بزرگ میشه و تو میگ کاش سرکار نمیرفتم بیشتر بغلش میکردم بیشتر بازی میکردم من اگ جای شما بودم نمی رفتم‌چون نمی ارزه🌷🙃

عزیزم هیچ کس تو موقعیت شما نیست که بتونه شما رو درک کنه
اینجا هم که راجع بهش صحبت کنی بیشتر شمارو مواخذه میکنن و بنظرم اذیت میشین
خودتون باید بسنجین سبک سنگین کنین و با توجه به شرایط خودتون راه رو انتخاب کنید انشالله بهترین راه نصیبت بشه
من راه تو رو رفتم و درکت میکنم نگران نباش و بدون خدا همیشه و همیشه باتو و دخترته و هیچ وقت تنهات نمیذاره و یه جاهایی جوری دستتو میگیره که خودت نمیفهمی چطور ...

عزیزم خیلی سخته واقعا. ولی سعی کن وقتی میای خونه 100 درصد در اختیار دخترت باشی تا تایم نبودنت جبران بشه. سعی کن صبح که میری خواب باشه عادتش بده صبح بخوابه که نبینه شما میری. دختر من از الان فک کنم اضطرابش شروع شده امروز خونه مامانم رفتم تو اتاق لباس عوض کنم انقد گریه کرد که نگو کلا هم بغل کسی نمیموند و یسره میخواست بغل خودم باشه. همش به 2 ماه دیگه فک میکنم که میخوام برگردم سرکار منم 13 سال سابقه دارم واسه کارم زحمت کشیدم و الانم برای آینده دخترم با این وضعیت اقتصادی دوست دارم بگردم سرکار. درکت میکنم کاملا

من انتخاب کردم که فعلا کار نکنم بیرون خونه
به انتخاب خودت برمیگرده

من که مادر خونه دارهستم،واقعا دلم برای شما خواهران کارمند میسوزه ،لعنت به این قانونی که باید پایان نه بری سرکار ،ای کاش تغییر میکرد،یکسالی خیلی خوب میشد😓

آخ الهی بگردم براش🥹

و در رابطه با سوالتون من از همون ۴۰ روزگی رزمهرو همه جا بردم تولد،عروسی،مهمونی،سفر و الان خداروشکر با موزیکای بلند کیف میکنه و اصلا اذیت نیس و حتی خوابش بیاد راحت میخوابه

من از اول بچمو همه جان بردم
۴۰ روزش بود رفتیم شمال
هر هفته ام دوره داریم با خانواده و دوستامون
هفته پیشم عقد داشتیم
اونم عادت کرده و دوست داره

نه منم بچم مهمونی شلوغ نمیبرم اذیت میشه بقیه هم اذیت میکنه برو سرکارت ایشالله تو فکرش نرو عادت میکنه

من اگر مطمین باشم کسی هست ( مامانم. خواهرم. زن داداشم) که مثل خودم مراقبت کنه بچه رو میزارم میرم.
اما اولویت ام رو این 9 ماه مرخصی گذاشتم فقط پسرم. چون یکبار تولد رفتیم صدا اذیت اش کرد و خودم و مهمون ها اذیت شدن

منم از شنبه سر کار هستم. و قلبم داره از جا کنده میشه کنارش نیستم.

خوش بگذره
میبرمش از ۴ماهگی
گوشاش پنبه میکنم و میخوابونم
الان ک خوشش میاد و خودش نمیخوابه
کاش مرخصی بگیری
اضطراب حدایی ش شدید تر میشه و بعد براش طرحواره میشه عزیزم

سوال های مرتبط