۹ پاسخ

من زمانی که اقدام کردیم برای بارداری خودمون رفتیم تکمیلی کردیم فقط منو ۱۲ تومن شد که ۴ قسطه دادیم اما واقعاااا خیلی کمکمون کرد تمام ازمایش ها تقریبا رایگان سونو ۱۰٪ پرداخت میکردم ویزیت دکتر همین طور حتی دکتر اکو قلب جنینم نوشت داد فقط باید ۹ ماه کامل میشد زایمانم میداد که مال من ۱۰ روز زودتر زایمان کردم شاملم نشد اما از دندانپزشکیشم استفاده کردم🤣خلاصه بیمه دنبالمه😂😂

اره واقعا بیمه خیلی خوبه ماهم بیمه تکمیلی هستیم هر دکتری باشه میریم چون برمیگردونه بیمه بعضی واقعا میگم کاش لباس و اینا هم بیمه بود میدادن بد خرید🤣🤣🤣😂

ما کلا بیمه نداشتیم شوهرم میگه خرجمون اندازه پول یه ماشین شد😂

دقیقا بیمه تکمیلی خیلی خوبه
من همه ی ازمایش های خونم رایگان بود
سلفری و انتی و انومالی هم نصف مبلغ رو برگردوند
من سر زایمانم ۹ شب ببمارستان بستری بودم هزینه اش ۳۹ میلیون میشد از ما ۱ تومن گرفتن
بار دوم ۳ شب به خاطر عفونت بخیه بستری شدم هزینه ۳ وخورده ایی میشد ما ۲۰۰ تومن کار کشیدیم
واقعا غنیمت بود

اره خوبه تکمیلی نیروهای مسلح هم خوبه یکم

آره تکمیلی نقشش همینه
دقیقا منم به خاطر تکمیلی تونستم بیمارستان خصوصی برم، همه سونوها و ... هم برگردوند ولی بدیش اینه که برای سونو آنلاین نیست. باید پول میدادم و بعد.

بله بیمه تکمیلی خیلی خوبه منم زیاد ازش استفاده کردم

منی که بیمه سلامت دارم 🫠🫠🫠🫠 بارداری با ای وی اف و کلی هزینه ..خوبه که استفاده کردی

بیمه تکمیلی خیلی خوبه
چجوریه از شما خیلی کم ، کم میکردن از حقوقش
شغل همسرتون چیه و بیمه تکمیلیش چی بوده؟
از ما ماهیی کم میکنن فک کنم حدود ۵ تومن اینا

سوال های مرتبط

مامان پارسا مامان پارسا ۸ ماهگی
داستان زایمان پارت ۱
من و همسرم تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم که اینجا فقط یه بیمارستان دولتی داره
۶ سال از ازدواج مون می‌گذشت که تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم سن مون هم دیگه کم نبود من ۳۰ سالم بود و همسرم ۳۵
با سومین اقدام پریود من عقب افتاد وقتی بی بی چک زدم با اینکه دو روز از موعدم میگذشت سریع دوتا خط پررنگ افتاد باورم نمیشد خنده و گریه قاطی شده بود دو روز بعد رفتم آزمایش و بتا خیلی بالا بود میگفتن ممکنه دو قلو باشه یا خدایی نکرده مشکلی باشه خلاصه اولین سونو رو ۶ هفته رفتم اما فقط ساک و کیسه زرده بود و گفتن جنین نیس دو هفته بعد بیا دفعه دوم که رفتم هم جنین تشکیل شده بود هم قلبش میزد اما من حالم خوب نبود احساس میکردم حس خاصی به بچم ندارم و این منو میترسوند حالت تهوع شدیدم داشتم و همش گریه میکردم اما یه مدت که گذشت حالت تهوع تموم شد و حال روحیمم خیلی بهتر شد و دوران خوش حاملگی واسه من شروع شد وقتی تکون هاشو حس میکردم قند تو دلم آب میشد.....
مامان برسام مامان برسام ۱۰ ماهگی
تجربه سزارين
پارت دوم:
همسرم تلفني با خانم دكتر صحبت كرد و شرايطم رو گفت و قرار شد برم مطب.
راهي مطب خانم دكتر شكوفه حسيني شدم و از همون لحظات اول گفتم كه فقط سزارين ميخوام وقرار شد كلاس هاي زايمان طبيعي رو انلاين شركت كنم و مدرك رو بگيرم و يه دكتر روانپزشك معتمد بيمارستان رو هم برم و نامه فوبيا رو بگيرم تا بعد از تشكيل كميسيون خبر اينكه ميتونم عمل بشم رو بدن
كه خداروشكر بعد از چند روز بيمارستان قبول كردن كه من فوبيا زايمان طبيعي دارم و با توجه به شركت تو كلاس هاباز هم توان زايمان طبيعي رو ندارم و بايد سزارين كنم…
همه اين روزها با استرس گذشت، همه روزهايي كه بايد استراحت ميكردمو ماه درد داشتم اما مجبور بودم برم نامه هارو بگيرم ،بعد از ٤ تا دكتر بلاخره موافقت شد،خيلي خوشحال بودم،
حس هاي مختلف رو با هم تجربه كردم
روزهاي اخري بود ك ني ني تو دلم بود ديگه قرار نبود تكون هاشو حس كنم قرار بود براي هميشه از وجودم جدا شه 🥲
خلاصه قرار شد ٦/٦ برم بيمارستان( مادر )براي اوردن ني ني 🤰
نامه بستري رو گرفتم …😍
،