۳ پاسخ

عزیزم میگن دانشجو زیاده تو بیمارستان درسته؟

من میخاستم برم ولی ترسیدم
میگم شاید چون دولتیه دلسوز نباشن

آره منم فرهیختگان بودم اکب برای طبیعی رفتم رسیدگی‌شون خب بود اخلاق ولی سزارین شدم سزارین ۲۵ تومن شد

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۷ ماهگی
شاید این حرف هایی که میگم خنده دار باشه ولی خب من بعضی وقتا خیلی بابتش ناراحت میشم
من توی یه شهر کوچیک زندگی میکنم که بیمارستان خصوصی نداره یه بیمارستان دولتی داره و یه بیمارستان نیمه خصوصی
من قصد داشتم بیام مرکز استان برای زایمان و سزارین بشم نامه سزارین گرفته بودم دکترم برای ۳۸ هفته ۵ روز بهش نامه داد ولی خب من یه هفته زودتر کیسه آبم پاره شد و رفتم بیمارستان شهر خودم که دولتی بود بیمارستان نیمه خصوصی هم باید دکتر خودم بود عمل می‌کرد که دکترم نبود چون دکترم فقط دو روز در هفته شهر خودم هست بقیه روزا مرکز استان
در آخر من مجبور شدم شهر خودم بیمارستان دولتی بعد از ۱۰ ساعت درد کشیدن طبیعی بچمو به دنیا بیارم
چون کیسه آبم پاره شد بود گفتن ۲ ساعت راه تا مرکز استان ممکنه بچه به خشکی بیفته و ضربات قلبش افت کنه اینجور چیزا
منم قبول کردم همون بیمارستان زایمان کنم و خطری بچه رو تهدید نکنه
از زایمان طبیعی اصلا خوشم نمیومد و اصلا آمادگی نداشتم بع همین دلیل ۱۰ ساعت درد کشیدم
حالا همش میگم کاش رفته بودم مرکز استان
کاش نامه رو برای ۳۸ هفته گرفته بودم اينجوری چند روز زودتر میرفتم شهری که میخواستم سزارین بشم و زمانی کیسه آبم پاره میشد اونجا بودم مجبور به زایمان طبیعی نمی‌شدم
اطرافیانم همشون سزارین شدن من حس می‌کنم به خودم ظلم کردم بعد از زایمان خیلی اذیت شدم مامانم همش میگفت بهت گفتم نامه زایمان برای ۳۸ هفته بگیر نگرفتی اينجوری اذیت شدی

شدم عین کسایی که مراسم عروسی نمیگیرن بعد عروسی میبین حسرت میخورن منم میبینم کسی سزارین کرده حسرت میخورم 😂😂😂
مامان برسام مامان برسام ۱۱ ماهگی
تجربه سزارين
پارت دوم:
همسرم تلفني با خانم دكتر صحبت كرد و شرايطم رو گفت و قرار شد برم مطب.
راهي مطب خانم دكتر شكوفه حسيني شدم و از همون لحظات اول گفتم كه فقط سزارين ميخوام وقرار شد كلاس هاي زايمان طبيعي رو انلاين شركت كنم و مدرك رو بگيرم و يه دكتر روانپزشك معتمد بيمارستان رو هم برم و نامه فوبيا رو بگيرم تا بعد از تشكيل كميسيون خبر اينكه ميتونم عمل بشم رو بدن
كه خداروشكر بعد از چند روز بيمارستان قبول كردن كه من فوبيا زايمان طبيعي دارم و با توجه به شركت تو كلاس هاباز هم توان زايمان طبيعي رو ندارم و بايد سزارين كنم…
همه اين روزها با استرس گذشت، همه روزهايي كه بايد استراحت ميكردمو ماه درد داشتم اما مجبور بودم برم نامه هارو بگيرم ،بعد از ٤ تا دكتر بلاخره موافقت شد،خيلي خوشحال بودم،
حس هاي مختلف رو با هم تجربه كردم
روزهاي اخري بود ك ني ني تو دلم بود ديگه قرار نبود تكون هاشو حس كنم قرار بود براي هميشه از وجودم جدا شه 🥲
خلاصه قرار شد ٦/٦ برم بيمارستان( مادر )براي اوردن ني ني 🤰
نامه بستري رو گرفتم …😍
،
مامان برسام مامان برسام ۱۱ ماهگی
تجربه سزارين اگر داشتيد بگيد چجوري بود براتون🥹
تجربه خودم:
پارت اول1️⃣
من به شدت ادم ترسويي ام
بخاطر ترس از زايمان دلم نميخواست بچه دار شم…
سومين سالي بود كه خونه خودمون رفته بوديم و كم كم همه ميگفتن چرا بچه نميارين و جواب من هميشه اين بود ميترسم از عمل ،از زايمان ،از امپول،من حتي سرما خورده هم ميشدم امپول نميزدم و يه سرما خوردگي منو روزها درگير ميكرد،خلاصه باردار شدم و از اولين روز سرسختانه ميخواستم حتماا سزارين شم،رفتم مطب دكتر ايدا پناهنده و اصلا راضي نبودم عوض كردم دكترم رو رفتم مطب دكتر مرضيه مهاجري كه چند تا از دوستام خيلي راضي بودن ،تحت نظر بودم تا اينكه رفتن خارج از كشور و مشخص شد تايم عملم نيستن.
دوباره رفتم دكتر ماندانا كلالي تحت نظر و از اول هم گفتم سزارين ميخوام
اما خوب با وجود تلاش ها و امادگي خانم دكتر براي سزارين بخاطر اينكه بيمارستان بنت الهدي نامه فوبيا رو قبول نميكرد و فقط علت ديسك و عمل كمر و اينها رو قبول ميكرد راهي دكتر متخصص ستون فقرات تاييد شده بيمارستان الهدي براي ديسك شدم كه اونجا هم رد شد و گفتن نامه نميدن،پس سزارين با خانم دكتر كلالي هم به بن بست خورد،نااميد از همه جا و حرفهاي اطرافيان كه قسمتت زايمان طبيعيه وقتي اين همه دكتر رفتي سزارين قبول نكردن طبيعي انجام بده منو بيشتر واداشت تا هرجور شده دكتري پيداكنم براي سزارين🥹اونم تو ماه ٨
خيلييييي سخت بود تو ماهي كه بايد استراحت ميكردم ازين دكتر به اون دكتر براي بدني كه خودم هم نميتونستم تصميم بگيرم كه چجوري بچمو به دنيا بيارم…
تا اينكه خيلي شانسى با خانوم دكتر شكوفه حسيني تونستم وقت بگيرم و گفتم اخرين تلاشم رو بكنم براي سزارين
رفتم مطب خانوم دكتر 😍🤰
مامان آوینا جون❤️ مامان آوینا جون❤️ ۱ سالگی