سوال های مرتبط

مامان لیانا🎀 مامان لیانا🎀 ۲ سالگی
تجربه من از پوشک گرفتن دخترم
۲۹فروردین به سرم زد استارت بزنم صبح که بیدار شد پوشکشو دراوردم هر یک ربع بهش یاداوری کردم که جیش داره یا نه تقریبا هر بیست دقیقه تا نیم ساعت بردمش دستشویی هرکار میکردم نمیکرد میومدیم بیرون ۵دقیقه نمیشد تو شورتش میکرد تا بعدازظهر دقیقا ۵بار تو شورتش جیش کرد بار اخر که رفت یه گوشه رو سرامیک جیشو پیپی رو باهم کرد بعد چندشش شد منم اعصابم خورد شد ولی به روش نیاوردم تو دلم گفتم ولش کن بچه حتما اماده نیست رفتم شستمش قشنگ بعد دوباره پوشکش کردم رفتم اشپزخونه که شام درست کنم یه یک ساعتی گذشته بود بهو لیانا گفت مامان یه لحظه بیا کارت دارم بعد گفت جیش دارم من کاملا ناامید بودم رفتم پوشکشو دراوردم دیدم خشکه بعد رفتیم رو صندلیش نشست و جیش کرد من انقدر خوشحال شدم انگار دنیارو بهم دادن خودشم خیلی خوشحال شد خلاصه تا اخر شب اصلا خطا نداشت موقع خوابم پوشکش کردم تا صبح دیروز و پریروزم عالی گذشت حتی خودش یهو بهم گفت پیپی دارم بردمش دستشویی قشنگ پیپیشم کرد با پیپیش بای بای کردیم و ذوق کردیم تو این ۳روز فقط یک بار جیششو خطا داده دیشبم قبل خواب اومدم پوشکش کنم اجازه نداد گریه کرد منم بیخیال شدم ولی ساعت ۵صبح بیدارش کردم بردمش جیش کرد اومد دوباره راحت خوابید.یه بارم ۸صبح دیدم تکون میخوره ازش پرسیدم جیش داری گفت نه منم بیخیال شدم فعلا که خوابیده و خبری نیست،خلاصه من از چیزی که فک میکردم آسون تر بود برام چون خیلی میترسیدم از این پروسه امیدوارم برای شماام راحت بگذره
مامان رستا وهدیه خدا مامان رستا وهدیه خدا هفته هفتم بارداری
دوستان خوبم سلام بیاد از تجربه پوشک گرفتم بگم که خیلییییییی راحت بود من خودم عجله ای نداشتم برا گرفتم پوشک خواسته خودم این بود یکی دوماه دیگه بگیرمش ولی پنچ شنبه خودش پوشکشو در آورد گفت مامان نمیخوام بندازش دور منم دیگه اصلا پوشکش نکردم فقط روز اول یکبار پی پی خطا داشت روز دومم یکبار جیششم خطا داد اونم گفت ولی دیر گفت تو دوبار خطا براش توضیح دادم که مامان باید زودتر بگی قبل از اینکه شورتت یا شلوارت خیس بشه بگی خیلی با آرامش و مهربانی تو این‌مدت رفتار میکردم‌حتی تو اوج عصبانیت الان ۶ روز پوشک ندار شورت آموزشی نداره خودش میگه حتی بعضی وقتا خودش میگه به نظرمن عجله نداشته باشید بزارید تازمانی که بچه به خیار خودش پوشک رو بزار کنار من که پیاماه وتجربه مامانای دیگه رو میخوندم کلی استرس میگرفتم کلی نگرانی کثیفی خون زندگیم بودم حالا که خودم تجربه کردم دیدم خیلیی راحتر از اونه که فکر میکردم به شرط اینکه با خواست خود بچه باشه مهربون صبور باش من دخترم حتی یکباره فراموش کثیف نشد ومن الان یک مادر خوشحال وخوشبخت انشالا شما هم این‌چالشو به راحتی پشت سر بزارید