مینا جون چند وقتی بود گهواره نمیومدم امروز اومدم دیدم زایمان کردیخواهر قدم نورسیده مبارک خدا حفظش کنه عزیزم😍❤️🧿
عزیز میشه بپرسم کدوم بیمارستان رفتین؟
الهییییی عزیزم
چقدر ناراحت شدم
اییییی خداروشکر که بچت صحیح و سالم اومد
صبر داشته باشه عزیزم میاد خونه انشالله امقدر بغلش کنی انقد بوسش کنی
خدا حفظش کنه عزیزم
عزیزم🥺 تبریک میگم قدم گل پسرت مبارکتون باشه انشاالله زیر سایه پدر و مادرش بزرگ بشه♥️نگران نباش عزیزم ایشالا زود زود خوب میشه گل پسری میاد خونه کنارتون این روزام میگذره توکلت بخدا باشه به خودت برس بزار زود سرپا بشی راحت به بچه برسی😘💐🫂💕💙
قدم نو رسیده تون مبارک باشه
انشالا زیر سایه پدر مادر بزرگ شه❤️❤️
عزیزم حالتو خریدارم
منم بخاطر اینکه قلب بچم تند تر از حدنرمالش بود اورژانسی سز شدم وقتی هم بدنیا اومد نیوردن من ببینمش سریع بردنش..۱۰روز تو ان آی سیو بستری بود من با همون بخیه ها روزی دوبار میرفتم دیدن بچم بخاطر همون تنفسش بستری شد.
من بخیه هام عفونت کرد خیلی وضع بدی داشتم. وقتی مرخص شد از ان آی سیو بره تو بخش. من دیگه اجازه ندادم همسرم اومد رضایت داد گفت میبریمش خونه شرایط خانمم خوب نیست کسی هم نیست شبا بیاد. دیگه اوردیمش خونه خداروشکر میکنم دیگه هیچ اتفاقی نیفتاد واسه بچم.
چقققدرم گلت خوشگله 😍😍😍👌👌👌
مینا جان قدمش پر خیر و برکت باشه دوستم
از بابت زردیشم نگران نباش باید تند تند شیرش بدی پی پی کنه دفع میشه
پسر من یک و نیم ماه زردی داشت
فقط وقتی پی پی میکرد دفع میشد
از بابت ریه ش هم نگران نباش پسر دختر خاله منم ریه اش اب داشت ۳ ۴ روز بستری بود و بعدش خوب شد
ببین اگه ریه اش اوکیه دستگاه اجاره کنید تو خونه بذاز زردیش بیاد پایین
اونطوری خودتم کنارشی
و بابت عکسم همین هفته که مرخص شد ببرش اتلیه نوزاد
سه تایی عکس بگیرید
ای خدا مبارررکه من تو رو از وقتی ک اقدام بودی دارم خیلی برات خوشحالم جانم ایشالله نی نی هم زود میاد خونه❤️
عزیزم در کل روزای اول زیاد جالب نیست
فقط تنها قسمت خوبش دیدن بچه و بدنیا اومدنشه
بعدش دیگه معمولا زردی دارن و مشکلات دیگه
خودتم ک درد داری فراوون
شیرتم راه نیفتاده
بعد کم کم میفتی روی روال
نگران نباش
و تحمل کن
عزیزمم قدمش مبارک😍😍😍
الهی ک سایه تون همیشه بالاسرش باشه😘
اشکال نداره اصلا غصه نخور،میدونم چقد سخته🥲پسر من ۹ روز تو ان آی سیو بود🥲
حالت رو میفهمم عزیزم. ان شاالله زردیش زودترمیادپایین باهم برمیگردیدخونه عزیزم غصه بخوری شیرت نمیاد اورهان گشنه میمونه هاااا.
مبارکه عزیزم قدمش پر خیر برکت باشه براتون 😘🥰
مینای مونا مامان قشنگم میشه لطفا ازین ب بعد ب چیزای خوبش فقط فکر کنی خوشگلم؟🥺
من جز ناراختی هیچی بهم منتقل نشد آخ تو چی کشیدی خب🥺
خوشگلم عکس تو بیمارستان همون نباشه بهتره
باین چیزا فکر نکن
الان حالت خوبه؟
قلبم درد گرفت نمی تونم حتی درست تبریک بگم بهت خب 🥺
ببخشید این میگم ولی مقصر خودت بودی وقتی بارداری هفته 38باشد باید از همه نظر اماده باشی دیر که رفتی بیمارستان پول عمل که اماده نبود و این تاخیر باعث بروز این مشکل جنین شده
خلاصه پسرم با مامانش تولدش تو یک روز افتاد فداش بشم .ولی من بخاطر دستگاه رفتنش کلی غصه خوردم .سدای نوزادای دیگه میومد از اتاقای بغل قند تو دلمون اب میشد ک کاش بچه ماهم پیشمون بود ☹️☹️🥺با اینک دیروز درد داشنم موقع شیر دادن ولی میکقتم بزار بخوره دردم مهم نیس 🥺🥺👼👼حالا گل پسرم پژمرده شد و من نتونستم عکس بگیرم با بچه .میخام اگ ایده ای چیزی دارین بگین لاقل موقع اوردن ب خونه باهاش عکس بگیرم این غصه از دلم بره لاقل از نوزادیش عکس داشته باشم
موند تو دلم ک ۳ تایی تو بیمارستان عکس بگیریم .همون روز عمل دستگاه اوردن شیر بدوشیم اونقد مکید دستگاهه ی سینه ام زخم شده.هی تلاش میکردم شیرم بیاد ولی مثل اب بیرنک میومد اونم ب در دیوار شیر دوشه میچسبید خشک میشد.جمعه دوبار رقتم بیمارستان با این لخیه هام.صبح گفتن خابه یکم منتظر بودم بیدار نشد برگشتم خونه رقتم حموم عصر رقتم چشاشو باز کردن دادن بغلم طفلی بچم اولین بار بود میدیدم اونقد با تعجب نگا میکرد دلم میرف براش😭😭دلم نمیومد از بغلم بدمش بهشون .اخرسر ی بابایی اومده بود دیدن بچش مجبوری دیگ پاشدم دادم بهشون اومدم ولی دلم اونجا بود.با اینک رو صندلی نشسته بودم درد شکم داشتم ولی میگفتم عیب ندارع بزار سینم دهن بچم باشه بحوره 🥺🥺مادر بودن خیلی حس عجیبی هس .ایشالا قسمت همه چشم انتظارا .بازم سوالی داشتین بپرسین.
اولین دسشویی که میگن باید برید خیلی سخته تا اونو نری نمیزارن چیز دیگه بخوری جز چای و اب .خللصه اینم شیاف دادن رفتم .دیروز ک از زیر سینه دراوردم دادمش گذاشتن زیر مهتابی بچمهمش چشش باز بوپ دنبالم میگش😭😭دهنشم باز بود جوجه دنبال سینه بود😭😭
همون روزش 12اوردنم اتاقم ۸ مایعات شرو کردن.بعدش اولین قدم ها وای چقد سخت بود اون چسب ک زدع بودن خیلی سفت بود من اولش فک کردم کش شلوارمه اینقد اذیت میکنه.گفتن راه برین میبریم تون بچه هاتون ببیند هم اتاقی منم بچش بخش نوزادا بود.دکترم پیام داد حالت خوبه درد زیاد نداری منم درد خودم اصلا مهم نیود گفتم بچه رو دادم نوزادا گف حالش خوب بود که .و...شبش رفتیم بچه هامونو دیدیم من تا رسیدم پیش تختش انگار اب میریخت از چشام دستگاه اکسیژن وصل بود بینیش قربونش برم 😭😭گفتن نمیدونم دیر از کیسه درش اوردن و چی یکم ریه اش اب داره خانومه کلی ترسوند مارو اخه مال من 38کامل بود انتظار نداشتم بره دستگاه.ولی مال تخت کناریم 37بود.هردو پسرامون اسمشون اورهان بود👼👼اشک ک ریختم پرستاره مهربون ک مارو برده بود گف گریه کنی نمیارمت دیگ بزور اشکمو پاک کردم از مسئول اونجا سوالامو پرسیدم ک چند روز بمونه حالش خوب میشه اونم ترسوند گف 3.4روز .اخه اونجام هزینش زیادع شبی 8تومن ناقابل☹️صبحش من دکترم اومد دیدم مرخصم کرد شوهرم رف بچه رو ببینه دیدض دستگاهشو باز کردن ی اکسیزن ی شلنگ وصله فقط نه قبلیه نبود رو بینیش.و بهش گفتن یکمی زردی داره باید بمونه .خلاصه از ۴ شنبه تا جمعه مونده اونجا و من ۵ شنبه ظهر مرخص شدم ی بغض داشتم ک بدون نینی میرم خونه کریر کیسه خاب همش تو ماشین بود.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.