انقدر بدم میاد شوهرم هرجا میشینه ناله میکنه که آییییی هر دوروز دارم واسه بچمدشیر خشک میخرم خیلی خرجا بالاس
درصورتی که بچه من اصلا شیر خشک نمیخوره حتی کمکی😐
یعنی از اولین روزی دنیا اومدنش90 سیسی روی هم نخورده
کلا یه بار یه قوطی براش خریدم اونم دو سه بار30تا درست کردم که نصفشم نخورد بعد اون دیگه دلم نیومد بدم
بعدشم که فهمیدم حساسیت به پروتیین گاوی داره با اینکه رژیمش سخت بود باز تحمل کردم گفتم گناه داره شیر خشک مخصوص اینا تلخه
منت سر بچم نمیذارما ولی شیطونه میگه شیر خشک میدادی باسنش پاره میشد موقع خریدن که دیگه هرجا نشست الکی حرف نزنه
قسم میخوره میگه به خدااا من هر دوروز دارم شیرخشک و پوشک میخرم شیر خشک که اصلا نمیخریم پوشکم هفته ای یا ده روزی یکبار یه بسته34 تایی بره! اونم تازه یه وقتایی خودم با پول خودم میخرم یا مادرشوهرم گاهی میخره
ده روز یکبارم بگم پوشک بخر ناله میکنه که تازه خریده بودم منم داد میزنم میگم به خودم نبستم که
بعد میره این ور اون ور میکه دوروز یکبار دارم شیرخشک و پوشک میخرم!
جلوی من نمیگه ها... ولی اون روزی به پسر عموش می‌گفت بابا خب زن عموش یعنی منو موقع شیردادن نمیخواد ببینه مرد حسابی دروغت دربیاد
نمیدونم دنبال چیه مثلا بقیه بگن ایول چه مردیه؟!!! برگام ریخته به خدا

۱۰ پاسخ

شایدازش پول میخوان این جوری میگه
ازشوهرم خانوده اش هردفعه ازش پول میخوان شوهرم هم میگه خرج زیاده
پوشاک میخرم شیرخشک میخرم چندباری این جوری گفت دیکه بهش نگفتن پول بدع

پ بش نمیگی چرا دورغ میگی

عزیزم من شوهرم این مدلی نبودااا ولی میگفت که کهنه کن پول پوشک و عوضش بدم بهت نگه دار
یا میگفت کمار مصرف کن و اینا
بع از اون طرف گرونی پوشک هم اضافه شد!!!
بهش گفتم برو چند بسته قیمت قبلی بگیر حداقل ،رفت گرفت
کلا کالابرگ منو دخترم جداس شوهرم جدا
الان هرماه کالابرگ منو دخترم میره برای پوشک هرماه ۴ تا میگیرم همونارم استفاده میکنه ۴ تا هم از قبل ذخیره داریم و دیگه حرف پوشک هم نمیزنیم
تو هم از خیر کالابرگ خودت و دخترت بگذر بجاش راحت پوشک کن دیگ

به روی شوهرت بیار
بگو ازت انتظار نداشتم این دروغارو بگی ، ناراحت شدم ی بار دیگه هم جایی بگی من راستشو میگم

بهش بگو‌این حرفا رو‌نزن حداقل اگه راست بود یه چیزی چرا دروغ میگی

چی بگم والا...هرکاری هم بکنه برای بچه ی خودشه ...دیگران چی کنه اخه
باهاش حرف بزن ببین هدفش چیه از این کارا

شاید بخواد بقیه بهش نگن پولات و چیکاذ می کنی
یا بکه اره منم خرج می کنم

یا مامانم ماشین شارژی داداشمو داده بهم امانت البته گفته بازی کنه سوار شه بزرگ شد پس بدم به خودشون
شوهرمم حالا رفته یه موتور شارژی خریده واسه دخترم
اون روز شنیدم به پسر عموش میگه رفتم واسش ماشین شارژی خریدم بعد برگشته میگه موتورم باید بخری چشم و هم چشمی
منو میگفت😐
درصورتی که من اصلا دنبال چشم و هم چشمی نیستم و موتور رو هم خودش پیشنهاد داد من اصلا تو مغزم همچین چیزی نبود ماشینم که مادرم داده
به خدا یه جوری حرف میزنه که انگار من گذاشتمش لای منگنه و خیلی دارم عذابش میدم و زن بد و نسازی هستم
درصورتی که اون خون منو تو شیشه کرده با بی پولیش
واسه بچه پوشک عوض کردنی انگار دارم از جون اون میکنم به خدا از قیافش معلومه حرص میخوره گرونه که گرونه به ک.و.ن بچم!
شده تازه عوض کردم بعد یک ساله بچه پی پی گرده میگفت عوض نکن حالا گفتم برو بابا بذارم قرمز شه بچه آره!
گچش نمیپم به حرفش ولی رو اعصابمه
هی هم اصرار داره گناه داره یکم باز بذارش ولی من میدونم به خاطر پول پوشکه
دیگه اخراش اعتراف کرد به خاطر پوله
بعد میگه کهنه کن تو روز من خودم میام میشورم منم زیر بار نمیرم مگه جونمو از سر راه اوردم هی بچه ببرم بشورم دختر من هر نیم ساعت ادرار میکنه دم به دقیقه باید تو راه ک.و.ن شستن باشم از اون طرف جون بچمم از سر راه نیاوردم که خدایی نکرده عفونت کنه با کهنه

واای مگه میشه!؟؟ شاید میخواد بقیه ترحم کنن!! بهش بگو نکنه بچه دیگه ای هم داری برا اون شیر خشک و فلان میخری خبر نداریم!!😅

ولش کن دوس داره بگع من خیلی زیر فشارم😂😂شوهر من هرجا میریم میگه ویانا نا ارامه😂در حالی ک بچم اصن کاری نداره ب کسی ی گوشه انگشت خودشو. میک میزنه😂

سوال های مرتبط

مامان قلبم🩷🐣 مامان قلبم🩷🐣 ۷ ماهگی
مامانم اومده خونمون بعد صبحونه من داشتم ظرف میشستم دخترم گریه کرد خوابش میومد مامانم گفت تو بیا بخوابون من می‌شورم خلاصه شیر درست کردم آوردم دخترم داشت میخورد مامانم برگشته میگه شیر خشک میدی نمیدونی که کی بچه گشنس گشنه نیس منم گفتم مگ سینه دادنی آدم می‌فهمه گفت اره دیگ سریع در میاری می‌ندازی دهنش میخوره گفتم چه ربطی داره آخه همش همینو میگین مگه فلانی به بچش شیر نداد بزرگ نشد گفت ن من چیزی نمیگم که گفتم تو داری به یه مادر اینجوری میگی حرفت اصلا درست نیست گفت مگه چی گفتم منم گفتم داری حس عذاب وجدان میدی به من که شیر خودمو نمیخوره بچه مگه شما شیرخودتو دادی چیشد من اصلا دوست دارم شیرخشک بدم گفتم اصلا جایزه واسه شما که شیرخودتو دادی من نمی‌خوام به هیچکس هم ربطی ندارد دوست دارم شیرخشک بدم بعدشم بدون هیچ حرفی بلند شد رفت واقعا خسته شدم من خودم مادرم میفهمم از خدامه بچم شیر خودمو بخوره ولی نخورد چون شیری نداشتم که بخوره این حرف یعنی چی اون همه تلاش کردم هیچکس ندید اون روزا و یادشون رفته با گریه به بچم سینمو میخواستم بدم زرتی میرفتن شیرخشک درست میکردن که گریه بچرو در نیار الآنم از من طلب کارن فکر میکنن واسه من مهم نیست مگه میشه