هممون همین شدیم، خسته و تنها منم اثاث کشی دارم باید جمع کنم با یه دختر که حتی خانوادم نگهش نمیدارن چون خیلی بلاس و اذیت کار
فقط گریه و دوش حموم آرومم میکنه
انرژیشون زیاده
ببرپارک عصرا
من همیشع میبرمش بیرون
همه همینن منم میزنم میگم فردا دیگه نمیزنم باز کاری میکنه دست روش بلند. کنم
وای وای دقیقا درکت میکنم واقعا امشب کم آوردم یعنی صورتمو تو آینه دیدم شبیه آدمایی شدم که از تیمارستان فرار کردن یعنی شوهرم 8 شب اومد شام خورد خوابید یعنی دو دقیقه برا بچه وقت نذاشت همیشه همینه جز اینکه بزنتش سرش داد بزنه کاری نمیکنه نه وقت میذاره نه بازی باهاش میکنه اونقد سرو کله زدم داد زدم تازه بچه ام خوابید بعد خودم الان کلی گریه کردم یعنی چقد بدبختم تازه چند روزه اسباب کشی کردیم اجاره خونه جدید خونه قبلی رو تمیز کردیم تحویل دادیم الان این خونه رو تمیز کردیم اومدیم ولی هنوز جا به جا نشدم یعنی دلم میخواد خون گریه کنم تو این اوضاع با این شوهرم مادرشوهرم اومده میگه زودتر جا به جا شو خانواده ی شوهرو دعوت کن نمیدونم چی بهش بگم خسته ام خسته خیلی خسته اصلا توان ندارم فقط دوست دارم گریه کنم
حتما بعدظهرا ببر کوچه پارک حیاط بزار خسته بشه لاوین تو. خونه اذیت میکنه ولی بیرون مشغول بازی
عزیزم دیروز رفته بودم عروسی اینقدر پسرم گریه کرد میخواستم از دستش گریه کنم منم زدنش اصلا نفهمیدم عروسی چی شد سر هرچیزی گریه میکنه
و منم یک مادرم دقیقا مثل خودت بی اعصاب از دست دختر بهونه گیر خونه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.