۹ پاسخ

یکم دیگ بگذره خوب میشه گلم یادمه مهوا تو این سنا بود من با گریه میرفتم خونه مامانم همش میگفتم اسن چه کاری بود من با خودم کردم نونم نبود ابم نبود

حالا برعکس تو دختر من همش خوابه فقط وقتایی ک میخاد پی پی کنه یکم گریه میکنه و تمام

منمممم خواهر

وایییی دقیقا گفتی منم روزا گریه میکنم از بیخوابی و سردرد
جالبیش اینجاس میخابه من‌ نمیتونم بخابم

هعی منمممممم😔 باز شکرررر

کارای خونه همیشه هست تاآخر عمر خرید هم همینطور ولی سلامتی خودت و بچت مهم تره به خودت و بچه برس

اون می‌خوابه تو هم بخواب.
استراحت کن، کارا خونه انجام میگیره ب هرحال.
اینکه نخوابی بیشتر اذیت میشی حتی واسه جم و جور کردن خونه هم حسی نداری.

همه ما دلتنگ اون روزا هستیم
ولی به نظرم من ارزشش و داره،دخترم تمام زندگیمه❤

گلم وقتی بچت خوابید توهم بخواب خواب تو مهم تراز کار خونست چون تو باید استراحت کنی تا انرژی نگهداری از بچه رو داشته باشی

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۱۱ ماهگی
هانای من الان ۲۷ روزشه... با اینکه خیییلی دوسش دارم ولی حس میکنم اصلا حوصلشو ندارم.. توروخدا میشه بیاین بهم بگین این حس طبیعیه یا من مامان خوبی نیستم براش؟
من زایمان خوبی داشتم و خیلی زود تونستم سرپاشم، کمک داشتم، مامانم هنوزم بهم کمک میکنه، شبایی ک نمیتونستم نگهش دارم وقتی میدید نمیتونم آرومش کنم اون بازیش میداد تا آروم شه و دلدردشو فراموش کنه... فقط دقیقا از فردای زایمانم دعوا ها و جنجالای عجیییب با خانواده شوهرم شروع شد... همسرم جلوی ادامه دعوا رو گرفت ولی ناراحتیش تا الان باهامون مونده... دعواهای واقعا سنگین..
حس میکنم دلم واسه دونفره هامون تنگ شده... دلم واسه یه خواب راحت و بدون قطع شدن تنگ شده... حس میکنم کمبود محبت گرفتم.. وقتایی ک شوهرم دخترمو بوسش میکنه یا بغلش میکنه بهش حسودیم میشه...حس میکنم دخترم تو بغل همه آروم میشه به جز من!
نمیدونم چمه....
ما خودمون بچه میخواستیم.. ولی الان من حتی حوصله خودمم ندارم... بیاین بگین طبیعیه؟ میتونه به خاطر دعواهایی ک پیش اومده باشه؟