۶ پاسخ

ما مامانا هرچندوقت یبار دیگه وارد چالش های جدید سنی میشیم ک همشون گذران فقط باید صبور باشی و اینکه بدونی تنها تو اینجوری نیستی

وااای دقیقا روانیم کرده بخدا
بابت هرچیزی نیم ساعت گریه میکنه
هرکاری رو بگم نکن میکنه
خوابش خیلی خیلی کم شده
و و و

دلا هم منو پوره پاره کرده توپ سه چرخ حمل کن ببر آخر پیاده بدو‌بدو من با دست پر دنبالش میگه ببریم نمیبرریم به بقیه نگاه می‌کنه اذیت می‌کنه سخت ترین سن شدن

من یک عمر همینه حال روزم ده روز خوبه ده روز افتضاح
دو سال بعد که داغان میشن مولتی بده زینک داشته باشه سانستول دکتر امروز بردم دلا رو گفت فقط همون بده هیچی نده دیگه نه د سه نه آهن اون کامله اشتها هم باز میشه ولی من بحرف دکتر هم نمیکنم باید طبیعی غذا بخوره اشتها داشته باشند با دارو فایده نداره

دقیقا دختر منم‌همینه امیدوارم‌بخاطر سنشون باشه بزرگتذ بشن درست بشه

ماهم تو این وضعیتیم هرکاری میکنم گیرم
امروز بردمش پارک به غلط کردن افتادم دستاش کثیف بود میکرد تو دهنش منو حسابی زده

سوال های مرتبط

مامان محدثه مامان محدثه ۲ سالگی
واقعاً خسته شدم دیگه. تا چقدر باید به خاطر غذا خوردن این بچه من غصه بخورم. اصلا کاری به تپل و لاغر و اینا ندارم. فقط سلامتی واسم مهمه. به خدا که از گرسنگی از خواب بیدار میشه صبح ها. همش میگه شکمم درد می‌کنه. هزار مدل غذا بهش پیشنهاد میدم. پنیر، کره و مربا، تخم مرغ آبپز، نیمرو، نون خالی حتی غذا اما میگه نمی‌خوام دهنش رو باز نمیکنه بخوره فقط میگه شکمم درد می‌کنه هرچقدر توضیح بدم که گرسنته هرچقدر جیغ بکشم یا گریه کنم نمیخوره. فقط ناهار و شام به زور یکم میخوره. جدیداً تقریباً یک ماهی میشه از خیلی از غذاهایی که قبلاً میخورد هم خوشش نمیاد. نه مرغ و گوشت نه غذای آبکی مثل آش و سوپ نه کباب و کوکو نه حتی سیب زمینی سرخ شده هیچی هیچی دوست نداره. با اینکه از شیر گرفتمش چون گرسنه میشه حتی توی خواب هم ناله می‌کنه شیر میخواد. یا شیر یا بستنی کلا همین رو دوست داره. فعالیتش هم زیاده. دیگه دارم رد میدم امروز دیگه دیوونه شدم. این بچه با چی زنده هست. چرا وقتی گرسنه هست انقدر مقاومت می‌کنه چرا هیچی رو دوست نداره. تا کی باید اینطوری باشه؟ من باید چیکار کنم؟ توروخدا اگه کسی تجربه ای داره بگه.