بیاید یه خاطره تعریف کنم از نگهداری مامانم از من سزارین شده😆
دخترم تو سه روزگی به خاطر زردی بستری شد.
شب اول اجیم پیشمون موند‌. بعد تخت کنار نوزاد فقط یه کاناپه تخت شو بودش. اجیمم خیلی لاغر و کوچولوعه. دوتایی رو کاناپه خوابیدیم. شب دوم مامانم اومد پیشمون. گفتم مامان من و اوا رو همین میخوابیدیم. حالا درسته تو خیلییییی گنده ای ولی خب به پهلو بخوابی جا میشیم. گفت اره... و خوابیدیم... یه دفعه نی نی تو دستگاه صدای گریش اومد. اگر تجربه داشته باشین صدای نی نی از تو دستگاه خیلی ضعیف میاد و اگر خواب باشی خیلی استرس اینو داری که نکنه بچه چند دقیقه است گریه میکنه واسه همین خیلی زود میخوای از جا پاشی...
مامان منم تا صدای گریه مهرشینو شنید،خیلی هیجانی آرنجشو با ۱۰۰کیلو وزن گذاشت روی شکم ۷لایه بخیه خورده منو بلند شد. منو میگی؟ یه جیغیییییی زدم بیمارستان رفت رو هوا... مامانم سریع برگشت سمت منو. گفتم اوکیم برو بچه رو بگیر... حالا دیگه جرات نداشنم بلند شم رد بخیه هامو نگاه کنم ببینم خونریزی کرده یا نه... همینجوری دراز کش سقفو نگاه میکردم.🤣😂😂😂 پرستارا اومدن. گفتم هیچی نیست اینجوری شده... همشون میگفتن افرین به مامانبزرگ نمونه‌ کلا دیگه بچشو یادش رفته فقط نوه جونش رو میخواد... 🤣 خلاصه بگم ماساژ رحمی که چیزی نیست. وقتی مامانتون با ارنج وزنشو انداخت روتون بیاید بگید درد داشت😂😂😂😂😂
جالبه الان براش میگم یادش نیست و میگه نخیر من همچین کار نکردم🤣🤣🤣🤣🤣

۸ پاسخ

من همین الانش همسرم یادش می‌ره من حامله ام میاد مهم بغلم میکنه شکمم نمی‌ذاره دردم میگیره قبول نمیکنه که فشار وارد شده
یا تو خواب یه دفعه پاشو محکم به هوای قبل بارداری میندازه رو پهلوم من واقعا دردم میگیره ولی اصلا قبول نمیکنه🤦🏻‍♀️

با این متن تصمیم گرفتم طبیعی بزام😂😂😂

وای خیلی خنده دار بود ولی اون لحظه چقد به شما سخت گذشته

وای الهیییی چی کشیدی اون لحظه 😅

مامانای خوشکل .
کلی جنس جدید نوزادی اوردم
هم وارداتی هم اقتصادی
هر قیمتی بخواین جنس داریم
همه ضد حساسیت و با کیفیت عالی
یه سر به کانال روبیکامون بزن کلی مامان اونجان و خرید کردن و راضی بودن

ایدی کانال روبیکا
@nini_heed44

شماره روبیکا
۰۹۰۱۹۶۱۵۹۲۳

من میگم همسرم بیاد همراهم ،🫠😂😂

🤣🤣🤣🤣🤣🤣

واااااااای چقد خندیدم کلا تصور کردم 🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان کارن✨️🧸 مامان کارن✨️🧸 ۱۰ ماهگی
خیلی خستم امروز🦥
فعلا برنامه ی خاصی ندارم تا ماه دیگه خریدامو شروع کنم😶دیشب شوهرم میگه تو چرا هیچی نمیخری برای بچه، گفتم فعلا زوده😁عجله نکن
تو دلم گفتم کاشکی تو به فکر کادو زایمان باشی🦧میگم خیلی عجیبه یه موجود زنده تو بدن یه موجود زنده ی دیگه، زندگی میکنه😶‍🌫️بعضی وقتا میترسم از این موجود🤐مثلا یه پسر تو شکم یه دختر😦عجیبه
بچه که بودم یه بار از مامانم پرسیدم زایمان طبیعی چه جوریه شاید ۸ سالم بود🤣گفت خدا شکمتو باز میکنه بچه میاد بیرون باز میبینده🤣🤣گفتم یعنی چی؟ گف نافت باز میشه بچه میاد بیرون باز بسته میشه🤣🤣🤣تو عالم بچگی دغدغم نافم بود... همچنان جاهل و نادان بودم تا ۱۳ سالگیم که پریود شدم و خالم گف از همون جایی که خون میاد بچه هم میاد گفتم یا خدااا اینجا که سخت تره....در همون عالم بچگی از مامانم پرسیدم خانوما چه جوری باردار میشن؟ گف میری به دکتر میگی بچه میخام بهت قرص میده میخوری باردار میشی😅😅 باز دوباره تو همون زمان ۱۰ ۱۱ سالگی دوستم گف باباها جیش میکنن تو مامانا بچه درست میشه🤣🤣🤣د ه ن ت سرویس
روزی که فهمیدم از یه س و ر اخ هم پریود میشی هم باردار میشی و هم زایمان میکنی
دیگه اون غزل سابق نشدم😶