خب مگه خونتون در نداره؟
قفلش کن هرچیم در زد باز نکن بعدا جاریت گله کرد با لحن خودش بگو خونه خودمه دلم میخاد بچه هام و خودم راحت باشیم به تو چ
با بیشعورا باید مث خودشون تا کنی وگرنه بدهکارم میشی
سلام من جاریم همسایه ام بود وقتی اومدم یعنی تازه ازدواج کردم اومده بچه سومش ۲ ماهه حامله بود اون دوتا هم کوچک بودن .جدا از اینکه هرجا با همسرم دوتایی جایی میرفتیم بچش میومد شب روز خونه من بودن خیلی عصبی میشدم و تو نمیکردم. گذشت خودم دختر اولم باردار شدم کلا خونم بودن بچه دومه منو اذیت کرد دشت زذ تو چشاش اسیب دید
بعد ک بچه ها بزرگ تر شدن هر روز دخترش میبردم پارک یا میودم براش غذا میپختم اما اگه باهم دعوا شون میشد میومد دخترم تو خونم دعوا میکرد حتی من ی بار دخترم تحویلش ندادم گذشت بچه ها باهم ی جا معد بودن یعنی دختر من مهد بود اون پیش . دخترش هر روز با ماشین میبرد میاورد اما نمیگفت ی بار من دخارت میبرم براش سرویس نگیر جالبش اینجا ک ظهر ک مهد تموم میشد خونه من بودن. الان ک بچه ها بزرگ شدن رد میشه سلامم نمیده روش اون ور میکنه میره . بنظرم اصلا دل نسوزنون .نزار دخترت اذیت شه من کردم تو نکن. بخدا اگر ی بار ب عقب بر میگشتم حتی درم براشون باز نمیکردم . خودم بچمو اذیت کردم بخاطر ادم قدر نشناس
خب نذار بیاد طبقه بالا
بالاخره در هست دیگه درو باز نکن
پس فردا هم خدایی نکرده اتفاقی بیفته واسش به تو گیر میدن
عزیزم وقتی مادرش متوجه اشتباهش نیست شما و دخترت ک نباید اذیت بشید در رو باز نکن و قفل کن وقتی اومد دید در باز نمیکنی میره اگه هم مادر شوهر یا جاری گفتن چرا درو باز نکردی بگو والا من پس بچه خودم بر نمیام فردا بچه شماهم بیاد چیزیش بشه گردن منه شرمنده
در واحد خودتونو از داخل قفل کن عزیزم
دو بار بیاد در بزنه میبینه کسی باز نمیکنه،واشه خودش میره
اگه مادرشوهرت پرسید چرا درو براش باز نمیکنی،بگو مثلا حالم خوب نیست میترسم دختر جاریو بگیره
یا بگو دخترم خوابه.واشه همون درو بستم
دیروز که بدخواب شده بود شب خیلی اذیت کرد.گقتم امروز بد خواب نشه
والا بچه ی خواهر شوهر منم اونجوری
البته اوناوسالی یکی دوبار میان شهرستان
دوسه هفته میمونن ولی من پدرم در میاد
منم قشنگ بیرونش میکنم میگم برو یا در رو باز نمیکنم
چون واقعا میاد بچم رو اذیت میکنه و گریه اش میندازه
چه پررو که بجای عذرخواهی گفته به تو چه
در خونتو قفل کن هرچی در زد باز نکن بعد از چند روز دیگه پیداش نمیشه، چیزی گفتن بگو دخترم اذیته و کلی بهونه بیار
درو باز نکن خودتو یه ملتو راحت کن
چه پرو تو دخترتو ببری خونه مادرت
خب بهش بگو بیاد خونه مادرجونش ربطی ب من نداره ک ولی من ک نمیتونم دخترمو از خونه خودم ببرم خونه مادرم دختر شماهم ک میاد خونه مادربزرگش واینمیسه میاد دختر منو اذیت میکنه
هر وقت اومد دم در بگو برو پیش مادرجونت تا هر وقت نی نی بیدار شد بیارمش پایین پیشت
بعد هم نبر تا وقتی اونجاست
هم از سرش میافته هم تو راحت میشی جلوی بقیه هم آدم خوبه میشی😇🤪
در خونت رو قفل کن
به همسرت بگو تا با برادرش یا مادرش صحبت کنه
اینجوری فایده نداره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.