من پسر بزرگم ۲۲ ماهشه کوچیکه ۴ ماهشه شهر غریب بدون کمکی البته فقط همسرمو دارم که خیلی کمکم میکنه
منم دوتاپسردارم بزرگه سه ساله کوچیکه سه ماهشه دیگه ازهمون اول تنهابودم بااینکه سزارینی هم بودم هم ب خونه رسیدم هم بچه ها
درسته سخته اما خب میگذره چاره نیست پسرم دوسالش است دخترم دوماهش تک تنهام همسرم ۶ میره ۱۲ میاد
عزیزم من. پسرم ۳ ماه داده. دخترم. یکماه دیگه میره توی ۳ سال من بچه ام ۱۵ روز ک داشت مادرم رفت دیگه تنها شدم تا امروز. توی شهر غریب هستم. همسرم صبح تا شب سرکاره. و منم تنهای همه کار میکنم سخت هست اما چاره ای نیس مادر بودن سخته. من دیسک کمر هم دارم.