۶ پاسخ

حالا من چند وقت پیش عروسی دختر داییم بود اونم یه شهر دیگه🤭
بچه م اون موقع ۶ ماهش بود
اینم از صدای بلند میترسید و همممممش جبغ و گررررریه
بیچاره شوهرم اون شب زهر مارش شد همش نگهش داشت بغلش که من اون یه شب رو بم خوش بگذره
خدا خیرش بده بعدش چققققد ازش تشکر کردم
آخه مراسم مختلط بود همش بغلش بود می‌برد تو حیاط تالار که صدا نشوه خوابش میکرد میومد تو سالن منم همش وسط بودم گیر رقص🫣
اتفاقا من به این نتیجه رسیدم بیشتر تو جمع باشم که بچه اینجور مراسمات براش عادی بشه

جدا از بحث بچت چ پدرشوهر ماهی داری دمش گرم😍😍😍

من حتی جشن عقد پسر جاریمم نبردمش تا پارسال که عروسیش بود همه گفتن بیارش بردم حتی مهمونیم اکثرن نمیبرم

وای هیچی نگو که با بچه کوچیک پدر آدم درمیاد جایی بخاد بری دقیقا منم عروسی پسر دایی ام رفتم دقیقا حال روزم همین بود دیگه بعد اون هیچ عروسی نرفتم تابستون عروسی بچه خواهرم پسر کوچیکم دوسال سه ماهش از الان غصه ام گرفته چکار کنم اینقدر اذیت میکنن آخه من سه تا شیر به شیر دارم اگر نرمم که نمیشه

من دوبار بردم پسرمو فقط تایم خوابش ک شد گریه میکرد بقیش اوکی بود

شیرینی حوری یعنی چی

سوال های مرتبط

مامان نیلاجانم🧸۸ساله مامان نیلاجانم🧸۸ساله ۵ سالگی
من اکثرن روزا ورزش میکنم شده یک ربع....🏃🏽‍♀️‍➡️

ولی روزایی ک حالم خوب نیست و سرحال نیستم بیشتر از یک ربع...🫂

بیشتر بخاطر سلامتی روحمه ورزش کردن تا جسمم 🎀


بدش جلو آینه میشینم به خودم چند دقیقه نگاه میکنم و با خودم صحبت میکنم....

اینکه چقد تو مسیر پر چالش زندگی قوی بودم و جا نزدم ...

چقد حرف شنیدمو ولی محکم تر قوی تر ادامه دادم....

گاهی اوقات همینجا جلو آینه چند قطره اشک میریزم...

برای همه ی اون روزایی ک تنهایی میجنگیدم برای زندگی...

بدشم یه اهنگِ بی کلام و یوگا ....

حالتِ خلَسه...🫀🧠

بد ورزش و یوگا دوش میگیرم و ریکاوری میشم برای ادامه زندگی...❤️

انرژیم فول میشه برای وقت گذاشتن برای همسرم دخترم و دوستِ سالمندم🫂🫀

ولی اگ میتونی نزدیکترین باشگاه خونه ثبتِ نام کن خیلی خوبه خیلی...برای روح

اگ بچه کوچیک داری تایمی و ثبت نام کن ک همسرت خونه باشه بچهارو بزاری پیششون

یا اگ‌شرایط باشگاه نداری باشگاو بیار تو خونه....🕊️🪞

#فرزندپروری#شیرخشک#تب#ختنه #سزارین#طبیعی#سوند#دکترزنان#شیرمادر#آغوز#بچها کمکم کنید #آرامش#زندگی#