حالا من چند وقت پیش عروسی دختر داییم بود اونم یه شهر دیگه🤭
بچه م اون موقع ۶ ماهش بود
اینم از صدای بلند میترسید و همممممش جبغ و گررررریه
بیچاره شوهرم اون شب زهر مارش شد همش نگهش داشت بغلش که من اون یه شب رو بم خوش بگذره
خدا خیرش بده بعدش چققققد ازش تشکر کردم
آخه مراسم مختلط بود همش بغلش بود میبرد تو حیاط تالار که صدا نشوه خوابش میکرد میومد تو سالن منم همش وسط بودم گیر رقص🫣
اتفاقا من به این نتیجه رسیدم بیشتر تو جمع باشم که بچه اینجور مراسمات براش عادی بشه
جدا از بحث بچت چ پدرشوهر ماهی داری دمش گرم😍😍😍
من حتی جشن عقد پسر جاریمم نبردمش تا پارسال که عروسیش بود همه گفتن بیارش بردم حتی مهمونیم اکثرن نمیبرم
وای هیچی نگو که با بچه کوچیک پدر آدم درمیاد جایی بخاد بری دقیقا منم عروسی پسر دایی ام رفتم دقیقا حال روزم همین بود دیگه بعد اون هیچ عروسی نرفتم تابستون عروسی بچه خواهرم پسر کوچیکم دوسال سه ماهش از الان غصه ام گرفته چکار کنم اینقدر اذیت میکنن آخه من سه تا شیر به شیر دارم اگر نرمم که نمیشه
من دوبار بردم پسرمو فقط تایم خوابش ک شد گریه میکرد بقیش اوکی بود
شیرینی حوری یعنی چی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.