۸ پاسخ

حق داره خب حضور دوتاشون باهم تو یه مهمونی یجورایی عجیبه و خجالت اوره براش تعجب میکنم که انقدر براتون عادیه که حتی خجالتشم درک نمیکنید😐💔

خب بنده خدا معذب میشه، رک و راست گفت. دروغ چی

چرا باید حسودی کنه؟ معمولا به زن دوم حسودی می‌کنن نه اول

خب توخودت به عنوان یه زن یلحطه خودت جاش بزاری میبینی نمیتونی . بزار راحت باشه انگاری سختشه مهم دعوت کردنه بود فردا برات حرف و حدیث نمیشه .خواسته قبلش بهت بگه که اگه نیومد ناراحت نشی

چرا نداره خواهرم خب

تو دعوت کن وظیفتو انجام دادی هرکی دوست داشته باشه میاد قدمش رو چشم هرکی نیومد ک هیچی

بابات دوتا زن داره یا از مامانت جدا شده

خوب حرفشوزده دیگه فکرنکنی حسودی میکنم

سوال های مرتبط

مامان آکای مامان آکای ۱۲ ماهگی
مامانایی که بچه هاتون از شیر گرفتین تجربه هاتون بنویسین هم من بخونم هم بقیه من الان ۴ روزه که میشه آکای از شیر خودم جدا کردم تا الانش که خیلی سخت بود هم برای آکای هم برای من چون خودمم واقعا دلتنگ شیر دادن و اون حس نزدیکی بین خودمون میشم ولی ناچارن اینکارو کردم پیش دکترش رفتم فکر کردم اونم مثل بقیه میگه وای چرا اینکارو کردی و اینا در کمال ناباوری گفت اتفاقا کار خوبی کردی هر مادری هم میاد میگم یکسالش شد بچه رو از شیر بگیر تا غذا بخوره حتی بهم گفت شیر خشک نده نمی‌دونم چرا گفت پاستوریزه رو یکم آب قاطی کن بده تا با غذا بچه بزرگ بشه دیگه الان شیر خودت فایده نداره بعد بهداشت هم گفت میتونی پاستوریزه بدی دو روزه که میشه آکای خودش اشاره می‌کنه وقتی شیشه شیر میبینه میگه بهم بدین منم شیر پاستوریزه رو یکم گرم میکنم بهش میدم میخوره با اونم می‌خوابه ولی عادتش سر جاشه که برای شیر از خواب بیدار میشه منم شیشه شیر میدم بهش اینم تجربه چند روزه ما امیدوارم یادش بره کم‌کم شیر مادرو عادت کنه به شیشه شیر
شیر خشک پوشک گهواره غذای کمکی
مامان ماهلین و نیلا مامان ماهلین و نیلا ۱ سالگی
سلام سلام ، مامانا بیاین کارتون دارم ...
اول از همه اینکه شما به ابجد اسم و این چیزا اعتقاد دارید ؟ برای انتخاب اسم ارتعاش بررسی کردید ؟ من آنچنان اعتقادی ندارم .
اما سوال مهم ترم😂 :
من‌دو شب پیش به شوهرم گفتم من از اسم هانا خوشم میاد و بذاریم هانا به ماهلینم میاد . بعد نه موافقت کرد نه مخالفت . گفتم ماهورا گفت نه .
حالا دیشب خونه باباش بودیم ، پدرشوهرم گفت من یه چیزی بگم اونو میذارید ؟ گفتیم بگو , یهو گفت بذارید هانا ......
شوهرم اصلا شاخ درآورد. بعد گفت دیگه حالا که بابامم گفت بذاریم هانا . من سر تکون دادم چیزی نگفتم فقط خندیدم . بعد برگشت بلند گفت که من میدونم الان اگه بذاریم هانا ، فائزه تا عمر دارم هی میخواد بگه چون بابات گفت تو گذاشتی هانا😂😂😂😂 بعد موقع برگشت گفت اصلا از هانا خوشم نمیاد بگرد اسم پیدا کن . همه اشم میگه ماهلین رو من انتخاب کردم این‌یکی با توعه فردا روز نگی اسم بچه هامون رو نذاشتی من انتخاب کنم .
حالا موندم تو دوراهی😂😂😂 آیلین کنسل شد برامون دنبال اسم جدیدم .