۹ پاسخ

عزیزم میشه توروخدا یکم از بارداریت برام بگی؟؟ من انقدر این چندروز گریه کردم دیوونه شدم بچم وزن نگرفته و مشکوکم بهiugr،،بچه شما چند کیلوعه الان؟؟ یادتونه ک ۲۷ هفته اینطورا چند بود؟؟ توروخدا اطلاعاتی دارین بهم بدین

زمینی شدنت مبارک گل پسر🧿💋🧿💋🧿

الهی❤️
انشالله بسلامتی زایمان کنی گلم

به سلامتی عزیزم

ای جان انشاالله به سلامتی و دل خوش🥰

ان شاء الله به سلامتی و خوشی بغلش بگیری عزیزم 😍

بسلامتی بغلش کنید عزیزم الهی که

مامان قوی به سلامتی و مبارکی نی نی قشنگ رو بغل بگیری

عزیزم بسلامتی بغلش کنی

سوال های مرتبط

مامان کارن🩵👶 مامان کارن🩵👶 ۹ ماهگی
۱۴۰۴/۰۹/۰۵
عزیزترین دارایی من🥹
پسر با ارزش من کارنم🩵
نه ماه همراه من بودی و هر ضربان قلب قشنگت و هر حرکت کوچک تو به من امید زندگی میداد💙
امیدی که پارسال تیرماه بخاطر از دست دادن خواهر کوچولوت که هنوز ندیده بودیمش و نیمه راه ما رو تنها گذاشت از دست داده بودم❤️‍🩹
زمانی اومدی تو دلم و شدی ذوق من برای ادامه زندگی که از همه چی نا امید بودم❤️
تو ذوق من و بابایی برای زندگی شدی کوچک تو راهی من🫀
اونقدر عزیزی که ما همه عمر بابت وجود تو،تو زندگیمون سپاسگزار خداییم✨️🤍
نفس مادر نه ماه تو و مادری کردن برای تو رو تصور کردم و فردا با دیدنت و شنیدن گریه تو مادری کردن من برای تو شروع میشه😍
من و بابا همیشه کنارتیم جان دلم🫂
خیلی چیزا برای دیدن و تجربه کردن تو این دنیا وجود داره قشنگ مادر منتظرم بیای تا همه چی رو با هم تجربه کنیم🌱
عشق کوچولوی پاییزی من اولین دیدار ما فردا ۶ آذر ۱۴۰۴ است زیباترین تاریخ زندگی من و بابایی🍂🍁

با عشق برای تو کارن جانم🩵
از اخرین شبی که تو دل منی🥹
دلم برای حرکت هات تنگ میشه پسرکم💋

امیدوارم تمام مامان های باردار با دل خوش نی نیشون رو بغل بگیرن و اونایی که در انتظار مادر شدن هستن به زودی این حس قشنگ رو تجربه کنن✨️🤍
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 روزهای ابتدایی تولد
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍