۱۱ پاسخ

پسر من خخخیلی با ذوقه
تا بشقاب غذاشو بهش میدم درجا میگه به بههههه ببین مامان مائده چیکااااااااار کرده😋😋بعدشم کللللی تشکر میکنه ازم😍

نوش جان خیلی هم عالی

دستت درد نکنه نوش جونتون

به‌به😋😋😋 خانم هنرمند ❤️ خب میترا جان کی همو ببینیم با بيسکوئيت‌ها؟ 😜
نوش جونتون عزیزم❤️

من یک بار دوران عقد برای همسرسابق یه خاگینه درست کردم، یک لقمه خورد یه ایرادی گذاشت، سریع ظرف رو برداشتم بریزم سطل آشغال. محکم ظرف رو گرفته بود که برندارم، منم گفتم عمرا بذارم اینو بخوری. همونجا یه دعوای درست حسابی کردیم، ولی درسش رو گرفت و دیگه هیچ وقت از غذای من ایراد نگرفت. 🤣

به به دست گلت درد نکنه هنرمند🌹

قندی نیست؟

دخترم قالب زده کج و معوج شده😄😄

بچه های بامعرفتمونو عشقه🤤🌺
دست شماهم دردنکنه

نوشجان

۲۲۲۲۲

تصویر

۱۱۱۱۱

تصویر

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز ، خواستم تجربه مهد گذاشتن دخترم رو بگم چون توی تاپیکا میبینم خیلی دغدغه دارن...

خب من چون شاغلم از اول دخترم پرستار داشت ، اما به دلایلی اون خانوم دیگه نیومد، تقریبا وسطای زمستون بود ک به ناچار گذاشتم مهد با کلی غصه چون همش میگفتم زوده... سه سال و نیمه بود، اون رفت مهد و من ناراحت از این که چرا باید بچه م باید بره وسط ویروسها!


حالا بماند ک بعد تعطیل شد و عید و ...


الان یه دوسه هفته ای هست دوباره میره و هرروز یه چیز جدید یاد میگیره ، کلی به مهارتهاش اضافه شده، دست ورزیش عالی شده، اخلاقش خیلی بهترشده و خوراکش هم بیشتر ... چند دفعه ای هم مریض شده البته



اینو گفتم ک بگم خیلی راضی هستم با اینکه اصلا دوس نداشتم ، بعضیا فک میکنن زوده ک بچه بره دنبال کتاب و دفتر ، میگن باشه بچگی کنه ، درحالیکه توی این سن فقط باهاشون دست ورزی کار میکنن ، دفتر و مداد رو از پیش ۲ باهاشون کار میکنن... یک نمونه از کاردستی هاش رو ک امروز توی مهد درست کرده میذارم





قصد دارم تابستون هم بفرستم ...
مامان مهربان مامان مهربان ۳ سالگی
ماامانا یه دقیقه بیاید تاپیک قبلمو بخونید
امروز یه اتفاقی افتاد.با دخترم خیلی اتفاقی رفتیم بازاری تو شهرمون که اصلا سمت ما نیست و اولین بار بود دخترمو میبردم اونجا.از قضا شوهرم لباس مجلسیش لک ششده بود و منم یهو اونجا پود لکه بر لباس دیدم رفتم تو مغازه بخرم یهو فروشنده رو کرد به دخترم گفت منو شناختی؟گفت من بابای همون پسری هستم که پارسال تو پارک بهت خورد(اون پسر سمت دختر من دوید و دختر من ثابت کنارم ایستاده بود من پشتم به اون پسر بود و اصلا ندیدمش عین برق رد شد تا به خودم اومدم دیدم دخترم یه متر با پشت سرش پرت شده زمین و سر همین ضربه یه دندون جلوشو از دست داد و اینکه اونا اصلا عذرخواهی نکردن و مادر پسر اومد گفت بچه ان دیگه پشتشو کرد رفتن)من تا مرده رو دیدم گفتم ای وای شما همون اقایید گفت دیروز تو همون پارک یه دختره تاب سواری میکرد تاب خورد تو صورت پسر من داغون شد صورتش و مادر دختره اصلا عذرخواهی نکرد پشتشو کرد.منم درجواب گفتم از هردست بدی از همون دست پس میگیری دقیقا کاری که خانم شما و شما باما کردید و باعث شدید دختر من یه دندونشو از دست بده مرده شرمنده و لال شد کارت کشیدم و با خنده اومدم بیرون.
مامانا ظالم به سزای عملش میرسه و من باز ایمان آوردم