دختر عزیزم،

نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله‌ای. شاید دختری جوان شده باشی، شاید خودت روزی مادر شده باشی، و شاید هم فقط دلت خواسته باشد میان یادگاری‌های قدیمی، نوشته‌ای از مادرت پیدا کنی.

من این نامه را در شبی نوشتم که تو را از شیر گرفته بودم.

آن شب، نزدیک دو سال از روزی می‌گذشت که برای اولین بار در آغوشم گرفتم. نزدیک دو سال از روزهایی که با من بیدار شدی، با من خوابیدی، گریه کردی، خندیدی و آرام گرفتی.

فکر می‌کردم از شیر گرفتن فقط یک تغییر کوچک است. فکر می‌کردم چند روز سخت می‌گذرد و تمام می‌شود. اما آن شب فهمیدم که گاهی پایان یک فصل از زندگی، چقدر می‌تواند قلب آدم را بلرزاند.

تمام روزها و شب‌هایی که شیر می‌خوردی از جلوی چشمانم عبور کردند. انگار زمان دستم را گرفت و مرا به عقب برد؛ به اولین باری که تو را در آغوش گرفتم، به شب‌های طولانی بی‌خوابی، به لحظه‌هایی که با چشم‌های نیمه‌باز دنبالم می‌گشتی، به وقت‌هایی که سرت را روی سینه‌ام می‌گذاشتی و آرام می‌شدی.

آن شب خیلی گریه کردم.

نه به خاطر اینکه از بزرگ شدنت ناراحت بودم. نه به خاطر اینکه دیگر شیر نمی‌خوردی.

گریه می‌کردم چون فهمیده بودم چقدر زود گذشته است.

تصویر
۱۴ پاسخ

طبیعیه گریم بگیره ؟ 🥲

عزیزم خیلی قشنگ نوشتی حالم یه جوری شد،انشاالله منم بتونم از شیر بگیرم دخترم خیلی وابسته س،اجازه دارین متن رو ذخیره کنم؟

انگار همین دیروز بود که نوزادی کوچک بودی و در آغوشم جا می‌شدی. اما ناگهان دیدم دختری شده‌ای که دارد آرام‌آرام از آن روزها فاصله می‌گیرد و به سمت آینده خودش قدم برمی‌دارد.

چهره‌ات آن شب در ذهنم حک شده است.

خیلی آرام بودی. خیلی معصوم.

من نگران بودم، دلم گرفته بود و اشک می‌ریختم. اما تو فقط مرا بغل می‌کردی و می‌بوسیدی.

شاید آن بوسه‌ها برای دیگران چیز کوچکی باشد، اما برای من یکی از عمیق‌ترین لحظه‌های مادری بود.

انگار بدون اینکه کلمه‌ای بگویی، به من می‌فهماندی که عشق بین ما از چیزی بزرگ‌تر از شیر خوردن ساخته شده است.

آن شب تو را در آغوش گرفتم. برایت لالایی خواندم. موهایت را نوازش کردم. و تو آرام، خیلی آرام، در بغلم خوابیدی.

وقتی به صورت خوابیده‌ات نگاه می‌کردم، دلم می‌خواست زمان برای چند دقیقه متوقف شود.

دلم می‌خواست بتوانم تمام آن دو سال را دوباره زندگی کنم؛ تمام خستگی‌هایش را، تمام شب‌بیداری‌هایش را، حتی تمام لحظه‌های سختش را.

چون بعدها فهمیدم خوشبختی همیشه در لحظه‌های بزرگ زندگی پنهان نیست؛ گاهی در همین لحظه‌های کوچک است. در کودکی که در آغوش مادرش خوابش می‌برد. در دستی که صورت مادرش را لمس می‌کند. در بوسه‌ای که بی‌هیچ دلیلی روی گونه مادر می‌نشیند.

آخ تواین یه هفته من ازگریه جیغ میزدم بخاطرازشیرگرفتن پسرم این چه نامه ای بودداغون شدم

چقدر زیبا نوشتید ایوول

خیلی قشنگ نوشتی عزیزم ناخواسته اشکم سرازیر شد خدا شمارو برای دخترتون دخترتون هم برای شما حفظ کنه❤️

به به لذت بردم
خودت نوشتی دلی یاکپی بود

😔😔😔😔دلم لرزید
من هنوز بچمو شیر میدم‌ولی اشکم در اومد

دکتر پسرم گفته منم کم‌کم شیر شب قطع کنم من دلم نمیاد پسرم خیلی وابسته ست نامه خیلی زیبا بود با خوندش دلم گرفت چقدر دلنشین گفتی

عزیزم 😢😢چقدر زیبا و غم انگیز

نمیدونم شاید من شیر ندادم دخترم از اول شبشه خورده انقد سخت نمیگیرم شاید حس خاصی ندارم ولی خیلی متنت قشنگ بود انگار از عمق وجودت بود

منم امشب دخترم واسە اولین بار بدون اینکە سینمو بگیرە خوابید،دلم گرفتە بود،نامت داغونم کرد😭خیلی قشنگ بود🥺

واما منم دقیقا امشب کوچلوم رو اولین شبی هس که از شیر گرفتم. وای چقد حالم بده با خوندن نامه ات کلی گریه کردم حال دلمو وحرف دلمو وصف کردی. بیچاره بچم چه عذابی میکشه الان به زور خوابوندمش اخلاقش عوض شده دلم آشوبه ولی خب چاره چیه این مرحله هم بخشی از بزرگ شدنمونه.

وای خدای من چقدر دلم گرفته شد با این نامه واقعا حالم خراب شد خیلی حق نوشتی و من ناراحتم

سوال های مرتبط

مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
یا صاحبی...
عجیب‌ترین حکایتِ این دنیا، همین است: اینکه من هنوز در لای و لورِ گناهانم گیر کرده‌ام، هنوز در میانه‌ی تپش‌هایِ بی‌قرار و دردهایِ بی‌پایانِ زندگی، به دنبالِ راه می‌گردم، اما او... او پیش از آنکه من حتی لرزشِ دلم را حس کنم، مرا به یاد آورده است. او آن‌قدر به ما نزدیک است که حتی وقتی چشم‌هایمان از گریه بسته شده، می‌تواند آهِ پنهانیِ ما را بشنود.
محبتِ آقا، از آن عشق‌هایِ پر زرق و برق و خودخواهانه نیست که آدم برای رسیدن به آن، معامله کند. نه... این یک عشقِ پاک و غریب است. از آن عشق‌هایی که آدم را در برابرِ خودش، کوچک و بی‌چاره می‌کند، اما در عین حال، به او چنان آرامشی می‌دهد که انگار تمامِ آسمان را در آغوش گرفته است.
وقتی به او فکر می‌کنم، انگار زمین از زیر پایم برداشته می‌شود و سبک می‌شوم. انگار تمامِ آن سنگینی‌هایی که بر دوشم بود، در برابرِ نگاهِ مهربان او، ذوب می‌شوند.
او را می‌بینم در آن لحظاتی که زیرِ نورِ لرزانِ ماه، روی سجاده‌یِ کهنه نشسته‌ام و چادرِ گل‌گلی‌ام را دورِ خودم پیچیده‌ام تا از سرمایِ تنهایی در امان بمانم...
در آن زمزمه‌هایِ لرزانِ «استغفار» که با هر بار تکرارش، انگار یک پله به سوی او نزدیک‌تر می‌شوم...
او را در آن سجده‌ای می‌بینم که وقتی پیشانی‌ام را بر خاک می‌گذارم، نه برای فرار از دنیا، بلکه برای پناه آوردن به اوست. آنجا که دیگر نه دلی برای درد هست و نه چشم برای اشک؛ فقط من هستم و او، و یک سکوتِ قدسی که خدا را در قلبم زنده می‌کند.
او پلی است از جنسِ اشک و معجزه؛ پلی که وقتی از آن عبور می‌کنی، دیگر خودت نیستی. او تو را از خودت می‌گیرد و به خدایی می‌رساند که تمامِ زیبایی‌های جهان، تنها در یک قطره از مهربانیِ او نهفته است.
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
خداوند برای هر زنی، نامِ «مادر» را با عطرِ آغوش، با صدای خنده‌های ریزِ کودکانه و با بوی خوشِ شیر و خواب‌های عمیق معنا می‌کند. اما گاهی تقدیر، قلم‌مویش را به جای رنگِ شادی، به رنگِ تندِ درد برمی‌دارد.

جاری‌ام به حسادت، چشم بر داشته‌هایم دوخت و من تاوانِ آن نگاه‌های مسموم را با فروپاشیِ تنم دادم؛ سکته مغزی، درست در روزهایی که باید گرمایِ تنِ کودکم را تجربه می‌کردم. حالا که به عقب نگاه می‌کنم، جای خالیِ بازی‌های نکرده، ندیدنِ قد کشیدن‌ها و اولین قدم‌ها، در قلبم حفره‌ای از حسرت باقی گذاشته است.

دیگری گفت: «تو شدی، من هم می‌شوم»؛ من به نیتِ خیر، گفتم «خدا ببخشد» و خدا بخشید. اما ای کاش کسی می‌دانست آن روزها که باید ذوقِ مادری‌ام را در چشمانِ فرزندم جستجو می‌کردم، درگیرِ تلخیِ داروها، ورمِ ناشی از بیماری و تاریکیِ بیهوشی بودم.

حالا وقتی می‌بینم دیگران با همان سن و سال، با عشق با فرزندانشان بازی می‌کنند، حسادت نمی‌کنم؛ نه... حسادت در قاموسِ مادری که درد کشیده جای ندارد. من فقط «حسرت» دارم. حسرتِ لحظه‌هایی که باد برد.

با این همه، سرم را به سجادهِ صبر می‌گذارم. خدایا! تو که شاهدِ شب‌های بی قراریِ من و تپش‌های نامنظمِ قلبم بودی، خودت این حسرت‌ها را برایم به ذخیره‌ی بهشتی بدل کن. من به لطفِ تو پناه آورده‌ام، که تو جبران‌کننده‌ی تمامِ نداشته‌های مایی.
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
♦️ترفندهایی برای از شیرگرفتن از ۱۵ ماهگی شروع کنید♦️
♂️♀️


💟 مادران کودکان یک تا دو ساله معمولاً در جمعهای خانوادگی سوالی دارند که از همه مادران میپرسند: «شما چطور او را از شیر گرفتید؟»

💟 اگر شما هم این مشکل را دارید و هنوز فرزند دلبندتان را از شیر نگرفته‌اید، توصیه‌های زیر را هم بخوانید:

💟 از شیر گرفتن بچه وقت و صبر میخواهد!
(از پانزده ماهگی آهسته آهسته شروع کنید و دوسالگی پروژه خود را عملی کنید.)

💟 پیش از آن که کودک را از شیر بگیرید، او را به غذا خوردن و نوشیدن مایعات با لیوان عادت دهید! ☕️☕️

💟 (برای او سرویس غذاخوری جداگانه‌ای، با طرح‌های کودکانه و رنگ‌های شاد و تند و جذاب بخرید.)

💟 به تدریج فاصله زمانی شیر دادن‌ها را بیشتر کنید!

💟 (صبح‌ها وقتی کودک از خواب بیدار شد به او شیر دهید و نوبت بعدی را تا جایی که امکان دارد به تأخیر بیندازید)

💟 اگر شاغل هستید و کودکتان عادت کرده است که در زمان و مکان خاصی شیر بخورد، باید حواستان به زمان باشد!

💟(در ساعتهای شیردهی سعی کنید خود را مشغول نشان دهید در عوض کمی آب میوه یا یک لیوان شیر را برای نوشیدن در اختیار کودک بگذارید.)

💟 در برنامه‌های روزانه او تغییرهایی به وجود آورید!🏡

💟(کودکان در این سنین به راحتی با جایگزینهایی مثل پارک رفتن و رفتن به خانه مادربزرگ کنار میآیند پس سعی کنید روشها و کارهای مناسبی را برای جایگزینی در نظر بگیرید.)

💟 توصیه میشود از همسرتان کمک بگیرید! 👱
(وقتهایی که کودک شیر میخواهد، شوهرتان او را در آغوش بگیرد و بیرون از خانه ببرد.
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
مامان قشنگم بخون چون مطمئنم به دردت میخوره‌و تحربیات شخصی خودمه...
«نامه‌ای که مسیر زندگی را دگرگون می‌کند...»
مامان عزیز و دلسوزم،
می‌دانم، گاهی وقتی خستگیِ شب‌بیداری‌های فرزندت بر تن‌ات نشسته، یا وقتی در میان چالش‌های همسر و مسئولیت‌های خانه، احساس می‌کنی توانِ ادامه دادن نداری، چقدر سنگینیِ این بار بر دوشت حس می‌شود. گاهی انگار تمامِ تلاش‌هایت در یک چرخه گیر کرده و هیچ تغییری نمی‌کند.
اما می‌دانی گرهِ این کلافِ سردرگم کجاست؟ در «نامه نوشتن» است.
نامه نوشتن به آقا، فقط یک رسم نیست؛ یک مکالمه‌ی حیات‌بخش است. وقتی قلم را برمی‌داری و از خستگی‌هایت، از بی‌تابی‌هایت در تربیت فرزندت و از دلتنگی‌هایت برای آرامشِ خانه‌ات می‌نویسی، در واقع داری آستانه‌ی پدری را می‌کوبی که هیچ‌کس جز او، دردِ تو را نمی‌فهمد.
وقتی از دلت برای او می‌گویی، روحِ خسته‌ات شروع به نفس کشیدن می‌کند. این نامه، همان نوری است که به تاریکی‌های قلب می‌تابد و قلبت را جلا می‌دهد. برکتِ این نامه‌ها، مثل باران بر زندگی‌ات می‌بارد؛ در تربیت فرزندت، در صبوری با همسرت و در آرامشِ خانه‌ات خود را حس خواهی کرد.
و اگر می‌خواهی دریچه‌های رزق و روزی‌ات را به شکلی معجزه‌آسا باز کنی، "صدقه دادن" برای امام را فراموش نکن. صدقه دادن، یعنی بخشیدنِ بخشی از دسترنجِ تو برای کرامتِ او؛ و این یعنی جریانی از برکت که از آسمان به زندگی تو سرازیر می‌شود.
مامان مهربان، قلمت را به دست بگیر و از دلت برای او بنویس. ببین چطور با هر کلمه، گره‌های زندگی‌ات یکی‌یکی باز می‌شوند...

پوشک
خواب
شیرخشک
شیر
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
💟 پدر میتواند شب‌ها فرزندتان را بخواباند و در کنار او باشد زیرا بسیاری از بچه‌ها عادت دارند با مکیدن سینه مادر خود به خواب بروند.)

💟 اگر امکان دارد، او را با پدر و مادربزرگش یا یکی از اعضای خانواده که با او صمیمیت بیشتری دارد، به مسافرت بفرستید!

💟 (قبل از انجام این کار مطمئن شوید که او میتواند چند روز بدون شما و در محیطی غریب براحتی زندگی کند.)

💟 در طول روز وقت بیشتری به کودکتان اختصاص دهید!

💟 (با او بازی کنید، او را در آغوش بگیرید، از او بخواهید در کارهای خانه به شما کمک کند.

💟 مرتب تکرار کنید که او در حال بزرگ شدن است و باید بعضی از عادت‌هایش را ترک کند.)

💟 در روش‌های سنتی، مادران موادی مانند فلفل را به نوک سینه خود میزدند تا کودک از خوردن شیر امتناع کند!

💟 (بعضی از بچه‌ها چنان به شیر مادر وابسته‌اند که حاضرند تندی و تلخی را به جان بخرند اما دست از شیر خوردن برندارند.

💟 برای انجام این کار حتماً با متخصص اطفال مشورت کنید.

💟 داروهای گیاهی مثل صبر زرد و فلفل خواص و عوارضی دارند که ممکن است برای کودک شما مضر باشد.)

💟 سعی نکنید خود را بیمار و سینه‌تان را زخمی نشان دهید!

💟 (با این کار کودک ناراحت می‌شود و ممکن است از وضعیت پیش‌آمده بترسد و وحشت کند.

💟 در این حالت نه تنها مشکلی حل نمیشود بلکه موضوع جدیدی به مشکلات خود اضافه کرده‌اید.

💟 ضمنا از مالیدن رژ و مواد رنگی شیمیایی به سینه خودداری کنید😂
مامان ضحا🥰 مامان ضحا🥰 ۲ سالگی
ادامه ازشیرگرفتن: من اومدم روش تدریجی رااجراکنم تا روزسوم پیش رفتم یعنی از۸صبح که بیدارمیشدتایک بهش شیرنمیدادم وحسابی سرگرمش میکردم وبوس وبغل هم بیشترروزایی دیگه. تااینکه روزچهارم خودش کلا دیگه یهونخورد وگفت عی، چون تواون سه روزاول تامیگفت شیرمیگفتم عی، تودیگه بزرگ شدی. شب اول قبل خواب کلی گریه کرد. نصف شب هم که بیدارشد گریه کردولی من اب بهش دادم وتمام.
شب دوم نسبت به شب اول بهتربود شب سوم دیگه تقریباعادت کردبدون شیربخوابه ونصف شب اب وراحت ترقبول کردوخوابید. خانمابااین روش بچه های به شدت وابسته هم راحت میتونیدبگیرید قبلش هم به یکی ازائمه توسل کنیدچون تااون بالایی نخوادهیچ کاری نمیتونیدبکنیدمن به خانم ام البنین توسل کردم وخیلی به کمکم اومدن ایناراهم اجراکنید خودتون معجزه شومیبینید

دعا برای از شیر گرفتن

در روایات توسل به اهل‌بیت(ع)سفارش شده است.
در سفارش‌های بزرگان دینی نیز آمده است که با وضو وارد حرم مطهر ائمه(ع) یا امامزادگان شده و توسل نمایید، سپس انار شیرینی را دانه کرده و ضمن تلاوت سوره یاسین، به کودک از هر دو سینه شیر دهید تا شیر تمام شود و پس از تلاوت سوره یاسین، به دانه‌های انار بدمید، در پایان ثواب تلاوت را به حضرت علی‌اصغر(ع) و مادرشان هدیه کنید و سپس آب دانه‌های انار را کم‌کم به کودک بخورانید.
همچنین در خواص آیات قرآنی بسیاری آمده است که در ظرفی نوشته شود و آب داخل آن را به کودک بخورانند.
برای رفع بی‌تابی و گریه کودک و در امان ماندن از بیماری، آیه20 سوره بلد را بر کودک و ظرف آبی بخوانند و از آبی که روی آن سوره را خوانده اند به کودک بخورانند.
امام صادق(ع) نیز فرمودند: و برای راحت از شیر گرفتن کودک سوره بروج را بر او بخوانند، یا به او ببندند،
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
«در میانِ خطوطِ پر از پیچ‌وخمِ "لمعه"، جایی که مغزم گاهی از سنگینیِ استدلال‌ها هنگ می‌کند، اما قلبم از عشق به علم تپش دارد، آرامش را در دو چیز می‌یابم: در نگاهِ پُر از عنایتِ صاحب‌الزمان (عج) که گویی هر صفحه را با لطف ایشان ورق می‌زنم، و در آغوشِ امنِ همسرم.

حتی وقتی کوچک‌ترین شیطونِ زندگیم، روی گردنم نشسته و با "پیتکو پیتکو" کردن‌های شیرینش، نظمِ دنیای من را به هم می‌زند، می‌دانم که با تکیه بر شانه و حمایتِ همسرم، این مسیرِ سخت، به راهی برای رشد و تعالی تبدیل می‌شود. بودنِ مرد در کنار زن، یعنی ساختنِ یک پناهگاه؛ پناهگاهی که نه تنها اجازه می‌دهد علمی، بلکه اجازه می‌دهد انسانی بهتر و مادری دلسوزتر باشم، بی‌آنکه در طوفانِ تنش‌ها غرق شوم.» ❤️📖

🌱 نکته‌ی تربیتیِ کوچک (برای مامانای دانشجو یا طلبه و کوچولوی شیطون):
«در میانِ بازی و هیجان، "مرز" را با "مهربانی" مشخص کن.»
وقتی فرزندت در حال بازی هست و تو مشغول مطالعه، به جای "نه" گفتنِ تند، از او بخواه که "کمک‌کننده" تو باشد. مثلاً بگو: «بیا با هم در سکوتِ بازی کنیم تا مامان هم بتواند درسش را تمام کند.» این کار به او یاد می‌دهد که احترام به فضای شخصی دیگران، بخشی از بازی‌های جذاب است. 🧸🤍
پسرم عاشق حجابه 😂😂😂
+++من امروز پر وان خودشو اب کردم گذاشتم تو حیاط با ماشین های کوچیک کلی بازی کرد منم درس خوندم البته شیطونی هم کرد ولی درکل برای من عالی بود👌❤️
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
بخش دیگری از کتاب نیک سرشت📚

سالهای نخست تولد مهم اند
چون پایه های بزرگسالی را تشکیل میدهند
پایه ی تنظیم عواطف را شکل میدهند.

نحوه ی تعامل والدین با بچه ها در سالهای نخستشان ، طرح کلی ای را شکل میدهد که با خود وارد جامعه میکنند
به بچه ها می آموزد چه بخش هایی از خودشان را دوست داشته باشند و چه بخش هایی را سرکوب و از آن‌ها خجالت بکشند
چه چیزی امن و خوب و چه چیزی تهدید کننده و بد است
برای مثال به دختر کوچکی مدام گفته شود (احساساتی نباش) او یاد میگیرد که احساساتش (اشتباه ) هستند و دیگران را از خود می راند.
به پسر بچه ای بگویند که دست از گریه کردن بردارد ، او آسیب پذیری را با طردشدن نسبت خواهد داد حتی اگر نتواند این خاطرات را صریحا به یاد آورد.

_نظریه وابستگی(نوزادان با انگیزه دل بستن به مراقبشان به دنیا می آیند و تمایل دارند به افرادی دل ببند که آسودگی خاطر و امنيتی که به آن نیاز دارند برایشان فراهم کنند
کودکان خود را به گونه‌ای تنظیم میکنند که با محیط پیرامونِ سالهای نخست خود وفق یابند وبر اساس داده ای که میگیرند انتظارات خود را از دنیا شکل دهند
این تنظیمات سالهای نخست نحوه ی تفکر آنها درباره ی خودشان و دیگران را تا سالها بعد از دوران کودکی تحت تاثیر قرار میدهد

ادامه در کامنت 👍
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
🌀دانستنی های نوزادی :

🚼موقع بیقراری نوزاد برایش شعر یا لالایی بخوانید و سعی کنید با حفظ خونسردی خود، نوزاد را آرام کنید.

🚼به کودک خود پستانک بدهید. گاهی اوقات مکیدن می تواند به کودک آرامش دهد.

🚼کودک خود را در آغوش بگیرید و یا تاب دهید. تاب دادن کودک در گهواره و یا بر روی دست نیز می تواند کمک کننده باشد.

🚼کودک خود را به شکم، روی زانوهایتان یا داخل وان آب گرم قرار دهید. در این حالت با نوازش یا مالیدن پشت کودک می توانید به کاهش فشار معده او کمک کنید.

🚼شکم کودک را روزی یک بار با روغن زیتون به آرامی ماساژ دهید.

🚼به مدت ۲ تا ۳ شب، قبل از خواب، بالا تنه نوزاد (شکم، قفسه سینه، سرشانه ها و تمام ناحیه پشت) را به خوبی با روغن کرچک ماساژ دهید، به نحوی که روغن، جذب پوست شود. سپس کودک را به حالتی مانند قنداق کردن کاملا ببندید و به خصوص مواظب باشید که در معرض باد و سرما قرار نگیرد.

🚼روزی ۱ تا ۲ بار زیر ناف نوزاد را با روغن کرچک به خوبی ماساژ دهید.
مامان امیر مامان امیر ۲ سالگی