مامانااااا من از دست این بچه. چیکار کنم😂😂😂
خیلی وابسته خودم شده کرخر ببنید خوابهاااا خواب بعد من پا میشم میرم بلانصبت بشاشم میام تا خشک شده از گریه خو چتههه بگیر بخواب
انگار بو میکشه نیستم بلند میشه دنبالم میگرده ی سری سینه خیس آمده بود دنبالم از خواب بیدار شده بود و همینجور توی خونه می‌گشت دنبالم بچه عزیزم🥹💔
تو چیکارش کنم؟ گناه داره بچم دوست ندارم اینقد وابستم باشه اذیت میشه اگه ی اتفاقی برام بیافته نتونم پیشش باشم خیلی اذیت میشه چیکار کنم🥹💔
بعدش من خودمم حس میکنم ی عادت بديش دادم ببنین همشششش شبا تا صبح بغلمه کلا تو بغلمهاا من خوابیدم سرش روی دستمه دستمو میپیچم دورش میخوابیم اوایل فک میکنم اون وابستس گذاشتمش گهواره خوابید بعد ی مدت اصلا تا بغلش نکنم خوابم نمیبره 😂😂😂
الان تا نباشه نمیتونم بخوابم خودم بیشتر وابستش شدم
نگران نباشین من خوابم خیلی خیلی سبکه رو بچه هم. نمیگردم چون در حدی خوابم سبکه ک وقتی یکی تو خونه راه هم میره متوجه میشم
ولی لامصب خیلی کیف میده مخصوصا وقتی سرش میزاره رو سنم می‌خوابه مورفین خالصه بغلش امتحان کنین اصلا قلب روحتون به آرامش میرسه من وقتی تو بغلم باشه بخوابم اگه نیم ساعت هم بخوابم کافیه چون آرامش میده 🥹💔
وای مامانا بچه چقد خوبه از خدا میخوام به همه کسایی چشم انتظارن ی بچه بده🥹🥹🥹🥹😭

۸ پاسخ

اینا که گفتی خیلی قشنگه ولی دنیا وهزار اتفاق بچه رو خیلی اذیت نکن بذار سرجای خودش بخوابه توهم کنارش باش حتما که نباید تو بغل بخوابه بذار مستقل باشه منم دخترم از اول توگهواره شبا میخوابه منم رو مبل کنارش

چقد بچه هاتون ارومننن🥲🥲من پدرم در اومده از بس که جیغ جیغو هست 🥲🥲

خدا حفظش کنه برات عزیزم تو بیشتر وابسته شدی ها😂😂😂

الهی فداشون بشم. . یکیشون نمیخوابید صورتمو بردم جلو با تحکم بهش گفتم بخواب دیگه.همینجوری که با چشمای گرد نگاهم میکرد و تند پستونکو میخورد .یهو پاشو اورد بالا.کف پاشو کامل چسبوند رو لپم.ای خدا یادم میوفته خندم میگیره🤣🤣مثلا داشتم دعواش میکردم🤣

😐الان اینارو گفتی که من نصفه شب هوس کنم بغلشون کنم ؟دلم میخواد بیدارشون کنم🥲🥲🥲دستای کپلشون ای خدا🥲

من از وقتی بچه اومده
معتی عشقو فهمیدم
فک میکردم اولویتم همیشه همسرمه🙂راضیم اولویت همسرمم من نباشم بخدا بچمون باشه

منم لما همینه، وقتی میخوای باند شی لباس تنتو در بیار بذار کنارش... منم به بغل کردن لنا عادت کردم دلم نمیاد بذلرمش جدا از خودم

تند تایپ کردم غلط تایپی زیاد شد🥹💔 احساساتم نصف شبی فوران کردا

سوال های مرتبط

مامان آقا مبین🥊💥 مامان آقا مبین🥊💥 ۹ ماهگی
از دو ماهگیش تا الان کامل پیشم می‌خوابید شبا تا صبح تو بغلم بود سرش روی بازو هام بود و دستامو دورش حقله میکردم و تا صبح با عشق تو بغلش میخوابیدم
اون اویل فکر میکردم اون وابسته من شده بدون من نمیخوابه توی گهواره بیدار میشه تا توی بغلم نباشه خوابش نمیبره ولی انگار همچی دور از تصورمه انگار من وابستش شدم من...
من خیلی وابستش شدم بیش از حد وابستش شدم
جوری ک الان بخاطر اینکه ختنش کردم دارو دادم خوابیده گذاشتنش توی گهواره راحت بخوابه ولی نمیتونم خودن بخوابم
حس میکنم یچیزی نیست یچیزی کمه دلم میخواد از گهواره بیارمش پایین پیش خودم بخوابه تا بتونم با آرامش بخوابم
ولی نمیشه دلم براش میسوزه امروز روز سختی داشت
میترسم خدایش بهم بخوره اذیت بشه بچم
نمیتونم اینقد خودخواه باشم ک بیارمش پایین پیش خودم بخوابه
و ن میتونم اونقدر بیخیالش باشم ک بخوابم
خیلی سخته حس میکنم این وابستگی بیش از حد برام قراره درد سر بشه ولی دست خودم نیست خیلی سخته
احساسات پیچیده ایی دارم
تایپک های قبلو بخونین متوجه میشید