۱۰ پاسخ

حس میکنم چقد تموم زنای سرزمینمون داغونیم چقد درحقمون بی انصافی شده و میشه حداقل براساس تایپکای داخل گهواره خیلیامون حال روحیمون داغونه و ب نظرم همه چی ربط داره ب اقایون میدونم زحمت میکشن کار میکنن نون میارن سرسفره اما از نظر توجه و درک ک یکی از مهم ترین موارد تو زندگیه وظیفه شونه ازش غافل شدن مث همین تایپک مامان هانا برا خیلیامون پیش میاد حالمون خوب نباشه و بازم دنبال رابطه باشن🥲

خانم ها یه چیزی میگم واقعا مقاومت نکنید با یه روانپزشک صحبت کنید و قرص آرامبخش بخورید خیلی حالتون خوب میشه و افسردگیتون درمان میشه بخصوص مامان های دو بچه ای خودم دو سال و نیم مقاومت میکردم و بچم اذیت بود از رفتارهای من الان دارو میخورم حالم بهتره دکتر گفت فقط ۷ ماه بخورم

من الان بخاطر پیشرفت شدید اندومتریوز هفته‌ای دوبار این دکتر اون دکترو سونوگرافیو اینام،با بچه‌ی کوچیکم میرم تازه،بعد شوهرم میپرسه کجا بودی میگم دکتر میگه باشه،اصلا نمیپرسه چه مرگته که انقد میری دکتر😐🤣

اره بخدا تا میگم بی حالم شوهرم برو آبمیوه بخور
یا برو یه چیزی بخور🥺
کاش با خوردن حال ادم خوب میشد🥺

منم همینم جوابا رو خوندم چقدر ناراحت شدم همه اینطورین واقعا ما زنا خیلی گناه داریم چرا مردا اینطورین هیچ احساس ندارن پس چرا تو دوزان دوستی اینطوری نیستن خرشون از پل میگذره بلانسبت گاومیشن تربیتشون خوب نبود خدا کنه ما بتونیم پسرای خوبی تربیت کنیم که فردا نشن عذاب برای زنشون شمام غصه نخور وقتی میبینی اهمیت نمیده خودتم اهمیت نده به حال بدت چون هی بدتر میشی تو خونه نمون اصلا دست بچتو بگیر برو بیرون اگه کاریم نداری فقط دور بزن به خودت برس باشگاه برو کسی نیست ما زنا رو بلند کنه ما فقط خودمون داریم عزیزم ایشاالله که بتونی از این حال دربیایی ❤️

منمم همینم

من خیلی بدترم نمیدونی هر روز گریه میکنم با دو تا بچه یکیش ۴ ماهه اون یکی ۲ سال و ۴ ماه زندگی برام جهنمه دست تنهام هر روز خودمو میزنم داد میزنم سر اونا داد میزنم وحشی شدم

من دیشب میگم حالم خوب نیس حوصله و اعصاب ندارم اونوقت چی میگه به نظرت میگه رابطه میخام

همه همینیم
باز تو رفتی دکتر من اصلا😄
ولی درکت میکنم

‌منمممم همینم

سوال های مرتبط

مامان جانان🧸🎀 مامان جانان🧸🎀 ۲ سالگی
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
شیرخشک شیرخشک شیرخشک

خانوما چند روز پیش برای عیددیدنی رفتیم خونه خاله شوهرم دخترشونو دفعه اول بود میدیدم چون کرج زندگی میکنه تا حالا ندیده بودمش
اصلا نمیدونم چیشد ک انقد باهام صمیمی شد و گفت میخوام یه رازیو بگم که هیچکس حتی شوهرشم نمیدونه بعد ب من گفت 😐
موهاشو باز کرد دور تا دور سرش مو بود فقط وسطش کچل بود پشمام ریخت از اون روز تا حالا نمیتونم غذا بخورم حالم بد میشه نمیتونم بخوابم یه حالیم
میگفت خودش موهاشو میکنه با دست انقد موهاشو کنده که اینجوری کچل شده بچها کچل ک میگم ینی یکی دونه مو هم نبود سفید سفید
منو میگی اصا مونده بودم چی باید بگم تعجب کرده بودم دهنم باز 🤦🏻‍♀️گفتم خب چرا درد نداره مگ چرا خب
گفت نه اصلا درد نداره خودشم نمیدونس چرا منم گفتم کاش این رازو پیش خودت نگه میداشتی ب منم نمیگفتی ناراحت شد
بخدا تصویر موهاش از ذهنم بیرون نمیره کاش حدااقل یکاری دستم برمیومد براش انجام میدادم اخه ب من چ ک اینو ب من میگی
حالم بده 🥴