حال و هوای هفت ماهگی(1405/03/20) :
مامانایی که هفته تون پایین تر از منه مخصوصا دوقلو دارها بهتون توصیه میکنم تا قبل رسیدن به ماه هفتم، همه کارهاتون رو انجام بدین که بعدش فقط به استراحتتون برسین، من با وجود اینکه خیلی از خریدامو قبلا انجام دادم ولی باز چندتا خرید خونه و خرید سیسمونی که مونده واقعا خیلی سختم شده راه رفتن و خرید کردن، دو قدم که راه میرم شکمم منقبض میشه نفس نفس میفتم، اینو منی دارم میگم که تا قبل هفت ماهگی خیلی خیلی بدنم سبک بود همه دعوام میکردن میگفتن خیلی اینور اونور میری، بشین، دراز بکش، اما اصلا گوش نمیکردم، یعنی احساس سنگینی نداشتم اصلا ولی الان دارم کم کم سنگین میشم و تازه میفهمم بارداری یعنی چی😬
از کل بارداریم تا اینجا بخوام بگم، احساس میکنم راحت ترین دورانم سه ماهه دوم بود با وجود اینکه ویارهای من سه ماهه دوم شروع شد و همش حالت تهوع و استفراغ و متنفر شدن از غذاها و خوراکی ها و... داشتم بازم میگم خیلی از سه ماه اول بهتر بود، سه ماه اول اونقدر استرس و دل نگرانی بابت بارداریم داشتم که هر یه روزش یه سال گذشت برام، به مامانم میگفتم از خدا میخوام اگه قراره دوباره باردار شم یه کاری کنه از ماه چهارم پنجم بفهمم باردارم، واقعا ماه های اول خیلی از لحاظ روحی اذیت شدم یادم میفته نمیخوام برگردم به اون روزا، سه ماهه اخرم که از همین اولش پیداست قراره حسابی اذیت شم 🥲پس ترجیحم همون سه ماه وسطه، شما ها چطور؟ هم نظرید با من؟

تصویر
۱۱ پاسخ

خداروشکر من همه چیز رو از زمان پسرم نگه داشتم ترو تمیز اما یسریاش ک مجلسی بودن و باید میخریدم بعد انومالی خریدم الان خرید خاصی ندارم

واقعااا منم سختم شده دیگه نفسم بند میاد هر کاریو ک شروع میکنم

اره منم دیگه چندهفتس یکم راه برم کمرم قفل میشه

چقدر وزن اضافه کردی عزیزم؟

موافقم
من از وقتی وارد هفت ماهگی شدم به شدت احساس سنگینی میکنم،نفسم میگیره،بیخواب شدم،یکم فاز افسردگی گرفتم،اصلا بدجوری ریختم بهم

من اوایل ماه پنجم فهمیدم باردارم ولی وقتیم فهمیدم با درد مواجه شدم تا همین الانش چیزخاصی نیستا ولی واژنم درد میکنه چون بچه بریچه بعدش من سر این بارداریم فهمیدم خدا نخواد هیچ اتفاقی نمی افته

بنظر منم سه ماهه دوم خیلی بهتر از اوله
سه ماهه اول همش لکه بینی و استرس قلب و غربالگری ها خیلی اذیت کننده بود
منم دیگه راه رفتن سختم شده خداروشکر اثاث کشی داشتم تموم شد با اینکه نمیذاشتن من کار کنم ولی باز اذیت شدم ولی خب دیگه تموم شد
فقط یکم خرید سیسمونی مونده 🥴🥴ک باید زودتر بخریم تموم شه بره
امیدوارم بقیه مسیر رو هم به خوبی طی کنیم و نی نی ها بسلامتی بیان بغلمون❤️

من سه ماه اول ک مث شما درگیر استرسای مختلفو خونریزی و هماتوم بودم.۴ ۵ماهگیم خوب بود واقعا اما اخرش همه چی بهم ریخت سرکلاژ شدمو پساری گذاشتم و استراحت مطلق شرایط سخت.ولی از شروع ۷ک دیگ لگداشونو کامل حس میکنم و شکمم قشنگ قلمبه شده بارداریمو بیشتر دوس دارم.بااینکه استراحتم ولی زودتر میگذره.احساس سنگینی هم ندارم نمیدونم چرا خیلی جموجورم.
اینم بگم تا ۶ماه هرروز به جام درد میکرد سردردم ک اصلا ثابت بود غذاهم اصلا میل نداشتم بالا نمیاوردم ولی از مرغ و گوشت و خیلی بوها متنفر بودم.
باهمه سختیاش شیرینه ایشالا به هفته های خوبی برسیم.

من که با ورود به ماه هشتم اثاث کشی دارم له شدم😭😭😭😭

اسوده خودم که خر ندارم از کاه و جو اش خبر ندارم ... پول ندارم برم خرید .
چند دست لباس فقط میگیرم برا بچه . بقیه چیزاش وسایل خواهرش هست

والا منم از ماه هفت دیگع حالم خیلی بده سنگین شدم بیحوصله شدم عصاب هیچ و عیچکسو ندارم الانم شکمم سنگ شده معدم میسوزه نمیتونم دراز بکشم فقط از خدا میخوام زودتر زایمان کنم

من تا ماه ۸ عالی بود و گذشت مآه نهم خیلی اذیت شدم

سوال های مرتبط