۴ پاسخ

بنام خدا ب سختی

2سال و نیم فاصلشونه.از اول عاشق بچه بود وقتی دومی دنیااومد تا3/۴ماه من زیاد بهش توجه نمیکردم عین برنامه ی قبل تمام وقت و حواسم واسه بچه اولم بود کوچیکه رو می‌سپرد ب مامانم یا شوهرم.وقتی تنهابودم میگفتم وای نی نی گریه میکنه بنظرت شیر میخواد یا پوشک بیا باهم بهش بدیم .بعدم بلافاصله بغل و نوازش بچه اول.چندتا کتابم درمورد نی نی و اینا براش گرفتم مدام میخوندم براش.دوستمم بعنوان خانوم دکتر گاهی زنگ میزد با دخترم حرف می‌زد و میگفت باید اینجوری از خواهرت مراقبت کنی فلان کارو بکن فلان کارو نکن هرموقع مراقبت میکرد یه هدیه گاهی خوراکی یا اسباب بازی یا لباس میخریدم میگفتم خانوم دکتر داده چون مراقب خواهرت بودی.

سلام عزیزم. منم دخترم ۳سال و نیم داره و الان ۱۰ روزه پسرم دنیا اومده. دخترم به شدت شیطون هست. فقط وقتی سرش رو میبوسه بهش میگم مراقب سرش باش. مثلا دست و پاش رو فشار میده اصلا هیچی نمیگم بهش.
دختر منم روز اول خیلی ذوق کرد و شوک شد بعد یواش یواش یک حالت های استرس و نگرانی داشت ازینکه منو از دست داده. ببین من دو شب تا صبح فقط واسه دخترم گریه میکردم که اینطور نگران از دست دادن من هست و هیچ جا با هیچ کسی نمیره حتی با باباش که مدام میرفت شهربازی و پارک الان نمیره اصلا. همش میگه مامان باشه. امروز میگفت دادش رو شیر نده.
انقدر اوضاع بد بود ۴ روز بعد زایمانم بردمش پارک. با اون همه بخیه دهنم سرویس شده.

فاصله دو سال و ۸ ماه دارن
هیچی براش دوچرخه خریدم وقتی رفتم بیمارستان ،تا فردا ک‌اومدم یه حالت شکه داشت
کم کم کنار اومد

سوال های مرتبط